ویژه کنید
عکس و تصویر رمان دختر فراری #پارت چهاردهم نیما سر نیلو داد زدم : تو به چه حقی ...

رمان دختر فراری #پارت چهاردهم
نیما
سر نیلو داد زدم : تو به چه حقی ملیسا رو بردی اونیکی ویلا ؟؟؟
نیلو بلند تر داد زد : دوس داشتم چیه پول دادی بابتش بیا اینم پول ملیسا و پول گلرخ
چکارو جلوم پرت کرد و رفت
آخ الان حالم خرابه شیشه مشروبو تا ته خوردم همون موقع ملینا اومد داخل چقدر زیبا شده بود اون چشای قهوه ایش از همیشه بیشتر خودنمایی میکرد قیافش شبیه کره ای ها بود
وقتی لباسشو در آورد با دیدن هیکلش آب از لب و لوچم سرازیر شد
خودمو خیلی کنترل کردم من مباید بهش دست درازی کنم باید تا پس فردا صبح کنم پس فرادا عقدش میکنم
- ویشه بری پیش میلو بخوابی ؟؟؟
ملینا : آره
و از اتاق رفت بیرون
ای خدا چیکار کنم امشب خرابم به مهسا زنگ بزنم بگم بیاد
بهش زنگ زدم گفت سریع میاد
با دین مهسا و اون آرایش غلظش و اون هیکل بی نقسش دلم ضعف رفت : کجا بودی عشقم آماده شو میخوایم تا صبح حال کنیم
مهسا لباسشو درآورد و نرم کننده به خودش زد
لباسامو در آوردم
مهسا فلشو زد به باند و آهنگ عربی پخش شد
مهسا کارش وارد بود خودشو میمالوند بهم آتیش گرفتم لباشو میمکیدم
و سینه هاشو فشار میدادم
بعدش لذتی وصف نشدنی بهم تزریق شد و مهسا داشت آروم آروم میخورد تاصبح عشق و حال کردیم
صبح با نور آفتاب بیدار شدم مهسا هنوز تو بغلم بود و مست خواب شینه هاسو مکیدم و آروم بیدارشد چشای مشکیش و باز کرد
مهسا : عشقم کی عقد میکنیم ؟
پوزخندی زدم و گفتم : هـه من با ج*ن*د*ه* ای مثل تو عقد نمیکنم
مسا با گریه : ولی من دوست دارم حتی حاضر شدم خودمو در اختیارت بزارم خیلی نامردی
- پول دیشبت چقدر میشع ؟؟؟؟؟
مهسا : .......
پولو جلوش انداختم و از خونه پرتش کردم بیرون دختر مزخرف
(کاور مهسا)

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...