ویژه کنید
عکس و تصویر من بالای پشــت بــــام دلـــخوشــــی ام، بـه بادبـــادکــــــ آرزوهایــم نگاه میکنم.... بــادبادکـــی که نخ ندارد؛ ...

من بالای پشــت بــــام دلـــخوشــــی ام،
بـه بادبـــادکــــــ آرزوهایــم نگاه میکنم....
بــادبادکـــی که نخ ندارد؛
وتــازه اگر هـم داشت،در دست دیگری بـود...
کســــی چه میداند؟!
کـه من برای رسیدن به تو چقدر نقشه کشیدم،
وکســــی چه میداند؟!
تــمام نقشه هایـم برآب شد...
کسـی چه میداند؟
شاید راه رسیدن به تـو آنقدرهاکه میگویند پر دردسرنباشد...
همه ی سختی اش آویزان کردن یک طناب از سقف است...!!
شایـد کمـی بیشتر...
کســـــی هیچ چیز را نمی داند...
امشب که آسمان بی ابر است،چه حقایقی را میشود رصد کرد...
"ستاره ای دنباله دار"
مانند یک روسپی،تمام آسمان را به دنبال یک مکان امن میگردد....
گفتم که ،کسی چه میداند؟!
امشب هرچند جای ماه خالی است؛
اما در همین ظلمات هم میشود راه را پیداکرد...
کسی چه میداند؟
خودمانیم بگو...
آن شب که مِثل امشب بود،
اره درست است،همان شب را میگویم...
که آستین پیراهنت دوباره حِس خساستش گُل کرده بود؛و حاضربه پاک کردن اشکهایت نبود...
آن شب که آن طرف شهر،خروار خروار غیرت را
با گِرم گِرم هَ*و*س معاوضه میکردند...
همان شبی که بوی سینه بندِ بی بند،و باران،شهررا پر کرده بود...
ودست خیلی ها بند بود...!!!
همان شبی که بادباک ارزوهایم از بالای خانه تان رد شد...
درست همان شب؛
درست همان شب که توبا یک عطسه از خواب پریدی..
ودیگر نه مرا میخواستی نه خودت را...
و من مطمئنم کسی نمیداند،
داستان اولین بو*سه*ات،
صبح همان روز بود...
و من مطمئن تر از آن،
که هیچکس نمیداند،
بو*سه*ی خداحافظی ات همان اولین بو*س*ه بود..
وهنوز هم کسی نمیداند که مرز بین عشق و نفرت؛
میتواند یک بو*سه*باشد و بلعکس...
راستی،...خودماینم...،
من هم درست نفهمیدم
نه آن روز و نه آن شب را...
فقط میدانم اولین بوسه ات طعم بوسه ی خداحافظی را داد..
به همین سادگی...
خودت هم نمیدانستی...

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...