ویژه کنید
عکس و تصویر #رمان دختر فراری #پارت نوزدهم سرگرد امیری لعنتیا سرهنگ و کشتن با اون سرباز بی ...

#رمان دختر فراری #پارت نوزدهم
سرگرد امیری
لعنتیا سرهنگ و کشتن با اون سرباز بی گناه میکشمتون نارنجکمو برداشتم و پرت کردم سمت جایی که سرباز اشاره کرده بود
یکی با ی ه گلوله رو هوا ترکوندش دهنم باز موند هرکی که هس
کارش درسته
با یه گلوله وسط مغز پدرم از خود بی خود شدم رفتم سمتش سوزشی رو تو پام حس کردم و بعدش چشام بسته شد
نیلوفر
-باید در بریم زود باشید
مامانم : باشه نیلو بدویید جمع کنین بریم
پریدم تو اتاقم اول از همه پاپت و برداشتم چمدونامو سریع برداشتم اسلحه هامم برداشتم سریع رفتم بیرون
حیاط پشتی ماشین خوشگل بیوتیفولم
همه رو ریختم تو ماشینم زن داداشامم پرت کردم تو درو بستم نازی و مامانو سوار کردم گلی و ملیسا رو هم پرت کردم اسلحه رو دادم دست ناز ی خودم با سرعت از ویلا رفتم بیرون
- کجا میریم
مامان : بیا این گوشیو بزار تو هولدر خودش مسیرو بهت میده
گوشیو سریع گذاشتم تو هولدر
(کاور مامان نیلو)

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...