نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت_۱۲۶ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو: محکم با یه حرکت سریع زدم تو دلش.. عصبی خندید.. چاقومو درآوردم از جیبم و گرفتم سمتش.. _چی میخوای ازم؟ اسلحه اشو گرفت جلوم. _آروم باش دختر جون به موقعش ...

#پارت_۱۲۶ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii آهو: محکم با یه حرکت سریع زدم تو دلش.. عصبی خندید.. چاقومو درآوردم از جیبم و گرفتم سمتش.. _چی میخوای ازم؟ اسلحه اشو گرفت جلوم. _آروم باش دختر جون به موقعش می گم کیم و چی میخوام.. با اسلحه به ماشین اشاره کرد. _بهتره سوار شی ...

۲۵ دقیقه پیش
7K
#ناجی #پارت_٣٨ ^خیلی با امیر علی حرف زدم تو نمیتونی باهاش حرف بزنی ؟!اخه میگم شاید حرف تو نتیجه داشته باشه +باشه حرف میزنم ولی باید ی حرفی بیوفته وسط ک بتونم بگم ^امشب ک ...

#ناجی #پارت_٣٨ ^خیلی با امیر علی حرف زدم تو نمیتونی باهاش حرف بزنی ؟!اخه میگم شاید حرف تو نتیجه داشته باشه +باشه حرف میزنم ولی باید ی حرفی بیوفته وسط ک بتونم بگم ^امشب ک میریم بیرون قبلش برو جلو حرفتو بزن رک بگو من گفتم بهت +باشه چشم ^هنوزم ...

۴۰ دقیقه پیش
11K
پارت اول از صفحه ۱تا 2 نام فیک:sign mate نویسنده: silver bunny با صدای بازشدن ناگهانی در خواب سبکش پاره شد پاهاش رو روی سطح نرم تشک کش و قوسی داد و لبخند کمرنگی زد ...

پارت اول از صفحه ۱تا 2 نام فیک:sign mate نویسنده: silver bunny با صدای بازشدن ناگهانی در خواب سبکش پاره شد پاهاش رو روی سطح نرم تشک کش و قوسی داد و لبخند کمرنگی زد امروز روز اون بود ! _سنگ ایل چوکا همنیدا..... _سنگ ایل چوکا همنیدا..... _سارانگ هانن ...

۴ ساعت پیش
42K
وقتی یکی باهاتون درد دل میکنه و از شکست عشقیاش میگه، بدترین و اشتباه ترین حرف های ممکن اینه که مثلا... بی خیال بابا مگه آدم قحطه اصلا حیف تو نبود ؟... یا بگی؛ اینا ...

وقتی یکی باهاتون درد دل میکنه و از شکست عشقیاش میگه، بدترین و اشتباه ترین حرف های ممکن اینه که مثلا... بی خیال بابا مگه آدم قحطه اصلا حیف تو نبود ؟... یا بگی؛ اینا همش یه تجربه است. یا بگی؛ دختر های امروزی فلانن پسرهای امروزی فلانن عشق هم ...

۷ ساعت پیش
37K

"part51" گیلدا (طبیب کوچک) قدم اخر رو برداشتم که..... از پشت درخت در اومد و دوید جهت مخالــف.... لعنتی..... _بگیرینش حشمتی دوید دنبالــش ، با خیال راحت ایستادم به تماشا. حالا که پیداش کردم یه کم حس آروم بودن دارم. به کلبه چوبی خیره شدم ..... از پله هاش بالا ...

۹ ساعت پیش
59K
#پارت_76 . با جدیت داشتم بازی میکردم و حواسم بود بقیه تغلب نکنن که یهو صدای اریک از داخل گوشی خاله بلند شد که انگار داشت با مجری برنامه ای حرف میزد و میگفت:خیلی خوشحالم ...

#پارت_76 . با جدیت داشتم بازی میکردم و حواسم بود بقیه تغلب نکنن که یهو صدای اریک از داخل گوشی خاله بلند شد که انگار داشت با مجری برنامه ای حرف میزد و میگفت:خیلی خوشحالم که بالاخره جنگ بین ایران و انگلیس به حد قابل توجهی کاهش پیدا کرده و ...

۲۰ ساعت پیش
108K
#پارت_74 گفت:ببند بوش اومد...بابا مگه چند سالته مثل بیوه ها میگردی همیشه ای بابا...همش مشکی مشکی فلان... . برگشتم سمتش و چپ چپ نگاش کردم که فهمید باید دهنش و ببنده و شونه ای بالا ...

#پارت_74 گفت:ببند بوش اومد...بابا مگه چند سالته مثل بیوه ها میگردی همیشه ای بابا...همش مشکی مشکی فلان... . برگشتم سمتش و چپ چپ نگاش کردم که فهمید باید دهنش و ببنده و شونه ای بالا انداخت و با بیخیالی از اتاق رفت بیرون... . خاله هم با خنده روم و ...

۲۰ ساعت پیش
105K
#پارت_73 فقط خدا کنه که حالشون خوب باشه...همین... .با تکون خوردن دستی جولوی صورتم از فکر بیرون اومدم و با بهت به خاله که با نگرانی نگاهم میکرد...گفتم:ها؟...جان؟...چیشد؟... . چند لحظه سکوت شد و بعدش ...

#پارت_73 فقط خدا کنه که حالشون خوب باشه...همین... .با تکون خوردن دستی جولوی صورتم از فکر بیرون اومدم و با بهت به خاله که با نگرانی نگاهم میکرد...گفتم:ها؟...جان؟...چیشد؟... . چند لحظه سکوت شد و بعدش خاله و رامش با من زدن زیر خنده که اخمام توهم رفت و ایشی گفتم ...

۲۰ ساعت پیش
96K
💜 💜 💜 💜 عشـــــق... پارت 142 مهرداد: منتظر نشسته بودم وداشتم اطرافمو نگاه می کردم که دستی خورد به شونه ام برگشتم محسن بود لبخندی زدوگفت : ببخشید داداشی خیلی منتظر موندی ؟ - ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــق... پارت 142 مهرداد: منتظر نشسته بودم وداشتم اطرافمو نگاه می کردم که دستی خورد به شونه ام برگشتم محسن بود لبخندی زدوگفت : ببخشید داداشی خیلی منتظر موندی ؟ - نه زن دایی با لبخند نگام کرد بهش لبخند زدم وگفتم : خوبید زن دایی ...

۲۱ ساعت پیش
52K
💜 💜 💜 💜 عشـــــــــق... پارت 140 نیلوفر : محسن زد به شونه ای مهرداد وگفت : مثله همیشه تو محشری پسر خوب علی بلند شو پذیرایی کن علی مشروب آورده بود وبه همه تعارف ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــــق... پارت 140 نیلوفر : محسن زد به شونه ای مهرداد وگفت : مثله همیشه تو محشری پسر خوب علی بلند شو پذیرایی کن علی مشروب آورده بود وبه همه تعارف کرد حتا من که رد کردم مثله مهرداد که دست علی رو پس زدوبلند شد ...

۲۱ ساعت پیش
53K
#اتفاقی_شوم ادامه پارت یازدهم مرد با لبخند گفت:«اونش دیگه به تو ربطی نداره!اینو برش دارین»دو تا از بچه ها بلند ام کردن و بردنم تو آشپزخونه ، مرد داد زد:«این دفعه رو می بخشم ولی ...

#اتفاقی_شوم ادامه پارت یازدهم مرد با لبخند گفت:«اونش دیگه به تو ربطی نداره!اینو برش دارین»دو تا از بچه ها بلند ام کردن و بردنم تو آشپزخونه ، مرد داد زد:«این دفعه رو می بخشم ولی اینو بدونین ، دفعه بعد زر زیادی بزنید مسئولیت مرگ تون با خودتونه »بچه ها ...

۲۱ ساعت پیش
53K
#اتفاقی_شوم پارت یازدهم مرد چاغ با لبخند چندش اوری اومد سمت ما ، داد زد:« شما جزوه اون گروهی هستید که من میگم چیکار می کنید !! به نوعی جزوه دسته کارگر ها و برده ...

#اتفاقی_شوم پارت یازدهم مرد چاغ با لبخند چندش اوری اومد سمت ما ، داد زد:« شما جزوه اون گروهی هستید که من میگم چیکار می کنید !! به نوعی جزوه دسته کارگر ها و برده ها هستین ، برای من کار میکنید ، من بهتون میگم چیکار کنید و شما ...

۲۱ ساعت پیش
51K
عروس مرگ(کپشن مهمه) #عروس_مرگ دوستان عزیز از همراهی شما واقعا سپاس گزارم، شما باعث شدید بفهمم سطح قلمم متوسطه. من نمیدونستم که از رمانم استقبال میشه و با شما ویسگونی های عزیز فهمیدم که خودم ...

عروس مرگ(کپشن مهمه) #عروس_مرگ دوستان عزیز از همراهی شما واقعا سپاس گزارم، شما باعث شدید بفهمم سطح قلمم متوسطه. من نمیدونستم که از رمانم استقبال میشه و با شما ویسگونی های عزیز فهمیدم که خودم و رمانم رو دوست کم گرفته بودم... حقیقتش هر دفعه که توی ویس پارت میذاشتم، ...

۲۳ ساعت پیش
23K
#پارت_۳۴ نگاهی ب خیابون کردم...خوش بختی از این بهتر نداریم...این خیابون ۳ تا خیابون بالا تر از خیابون زیبا بود... نگاهی ب ادرسی ک باید جنس و تحویل میدادم کردم...تا اونجا نیم ساعت راه بود...سریع ...

#پارت_۳۴ نگاهی ب خیابون کردم...خوش بختی از این بهتر نداریم...این خیابون ۳ تا خیابون بالا تر از خیابون زیبا بود... نگاهی ب ادرسی ک باید جنس و تحویل میدادم کردم...تا اونجا نیم ساعت راه بود...سریع سوار ی ماشین شدم ادرس خیابون زیبارو بشه دادم جلوی در خونه زیبا پیاده شدم... ...

۱ روز پیش
59K
#پارت_۳۳ با گذاشتن انگشت وسطش روی پیوند ابروم...چشام گرد تر شد و متعجب پرسیدم _ چیک ا ر م ی با تکون دادن انگشتش روی پیوند ابروم...چشام خمار خواب شدن و ب خواب رفتم... ( ...

#پارت_۳۳ با گذاشتن انگشت وسطش روی پیوند ابروم...چشام گرد تر شد و متعجب پرسیدم _ چیک ا ر م ی با تکون دادن انگشتش روی پیوند ابروم...چشام خمار خواب شدن و ب خواب رفتم... ( چیه😐 ...یعنی تا این حد منحرفید😐 ) با صدای زنی ک میگفت _ خانوم بیدار ...

۱ روز پیش
58K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و پنجم(۳۵) *آچا* ×عههههههههه...وای گرخیدم این چه وضعه اومدنه؟ جین: معذرت می خوام منظوری نداشتم × نا سلامتی خودت دکتریا نمیگی یهو قلبم از ترس وایمیسته؟ جین: چرا نمیگی از عشق؟ ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و پنجم(۳۵) *آچا* ×عههههههههه...وای گرخیدم این چه وضعه اومدنه؟ جین: معذرت می خوام منظوری نداشتم × نا سلامتی خودت دکتریا نمیگی یهو قلبم از ترس وایمیسته؟ جین: چرا نمیگی از عشق؟ ×نه که خیلی عاشقتم واسه همون باید قلبم از عشق بیسته جین: پس چی؟ از ...

۱ روز پیش
58K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و چهارم(۳۴) *آچا* امروز قرار بود برای عوض کردن پانسمان های این سوک و نشون دادن بخیه هاش به بیمارستان رفتیم. منم برای این که همراهش باشم و بهش کمک کنم ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و چهارم(۳۴) *آچا* امروز قرار بود برای عوض کردن پانسمان های این سوک و نشون دادن بخیه هاش به بیمارستان رفتیم. منم برای این که همراهش باشم و بهش کمک کنم همراهش رفتم یهو فکر نکنین که برای دیدن کسی یا کار دیگه پیشش رفته باشم. ...

۱ روز پیش
74K
#کیک_پرتقالی آرد شیرینی پزی دو لیوان،تخم مرغ دو عدد،ماست شیرین نصف لیوان،آب پرتقال نصف لیوان،رنده پوست پرتقال(فقط قسمت نارنجی رنگ) یک ق غذاخوری سر صاف،بیکینگ پودر نصف ق غذاخوری سر صاف،وانیل پودری یک سوم ق ...

#کیک_پرتقالی آرد شیرینی پزی دو لیوان،تخم مرغ دو عدد،ماست شیرین نصف لیوان،آب پرتقال نصف لیوان،رنده پوست پرتقال(فقط قسمت نارنجی رنگ) یک ق غذاخوری سر صاف،بیکینگ پودر نصف ق غذاخوری سر صاف،وانیل پودری یک سوم ق چایخوری، کره کاملا نرم شده یک بسته پنجاه گرمی(یا یک سوم لیوان روغن مایع)،شکر یک ...

۱ روز پیش
15K
#پیراشکی_شوید_پنیری بدون نیاز به استراحت خمیر 1 سفیده تخم مرغ بزرگ 150 گرم سرشیر 1/2 پیمانه ماست 1 قاشق مرباخوری نمک 10 گرم بکینگ پودر 3 پیمانه آرد 1 مشت جعفری ریز خرد شده 1 ...

#پیراشکی_شوید_پنیری بدون نیاز به استراحت خمیر 1 سفیده تخم مرغ بزرگ 150 گرم سرشیر 1/2 پیمانه ماست 1 قاشق مرباخوری نمک 10 گرم بکینگ پودر 3 پیمانه آرد 1 مشت جعفری ریز خرد شده 1 مشت شوید ریز خرد شده برای داخلش، پنیر سفید و پنیر کاشار یا پیتزا تخم ...

۱ روز پیش
17K