نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

وقتی یکی باهاتون درد دل میکنه و از شکست عشقیاش میگه ، بدترین و اشتباه ترین حرف های ممکن اینه که مثلا ... بی خیال بابا مگه آدم قحطه اصلا حیف تو نبود ؟ ...

وقتی یکی باهاتون درد دل میکنه و از شکست عشقیاش میگه ، بدترین و اشتباه ترین حرف های ممکن اینه که مثلا ... بی خیال بابا مگه آدم قحطه اصلا حیف تو نبود ؟ ... یا بگی؛ اینا همش یه تجربه است . یا بگی؛ دختر های امروزی فلانن پسرهای ...

۲۰ دقیقه پیش
2K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت 57* ساسان یه قدم بهم نزدیک شد و گفت : این هیکل ریزت چقدر بدم پایه است برام ؟ یه قدم رفتم عقب و گفتم : آقای محترم اینجوری نگید ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت 57* ساسان یه قدم بهم نزدیک شد و گفت : این هیکل ریزت چقدر بدم پایه است برام ؟ یه قدم رفتم عقب و گفتم : آقای محترم اینجوری نگید ،لطفا برید ساسان : اینقدر که بأدبانه صحبت میکــنی و با لحن آروم آدم هــ..... ...

۹ ساعت پیش
37K
#پارت صدو هفتاد و شش.... #جانان... واسه خودش از من نقطه ضعف گرفته هی میگه خلاصه منم رنگ به رنگ میشم ... میز رو چیدم و خودم و عمو پشت میز نشستیم کمی بعد کارن ...

#پارت صدو هفتاد و شش.... #جانان... واسه خودش از من نقطه ضعف گرفته هی میگه خلاصه منم رنگ به رنگ میشم ... میز رو چیدم و خودم و عمو پشت میز نشستیم کمی بعد کارن هم اومد پشت میز نشست و گفت: اوووووه ببین چه کرده خانمم افرین گلی... عمو: ...

۱۰ ساعت پیش
46K
یه نام خدا آروم آروم روی زمین برفی راه میرفتم ک مبادا پام بلغزه و بیوفتم وهمزمان تمام هواسم پی ون مشکی با شیشه های دودی پشت سرم بود،با دیدن خیابونمون باخوشحالی ی لبخند زدم ...

یه نام خدا آروم آروم روی زمین برفی راه میرفتم ک مبادا پام بلغزه و بیوفتم وهمزمان تمام هواسم پی ون مشکی با شیشه های دودی پشت سرم بود،با دیدن خیابونمون باخوشحالی ی لبخند زدم ک فک کنم چیزی فراتر از ی لبخند ساده بود همینطور ک میرفتم متوجه شدم ...

۱۲ ساعت پیش
68K
#پارت #پنجم #زندگی مریم 💜 قسمت پنجم اون روزا خیلی تنها بودم پدرمم که مشغول به کار و زندگی و خوشگذرونی خودش بود جدیدا هم با رفیقاش سر از قمار و شرطبندی در آورده بود ...

#پارت #پنجم #زندگی مریم 💜 قسمت پنجم اون روزا خیلی تنها بودم پدرمم که مشغول به کار و زندگی و خوشگذرونی خودش بود جدیدا هم با رفیقاش سر از قمار و شرطبندی در آورده بود و به من هم توجهی نداشت . نه به خورد و خوراکم نه به لباس ...

۱۲ ساعت پیش
37K
#پآرت اول قسمت اول . سلام . من اسمم مریمه. سال ها پیش در یک خانواده معمولی اما سطح بالا به دنیا امدم. پدرم کارمند شهرداری و مادرم کارمند بانک بود . پدر و مادرم ...

#پآرت اول قسمت اول . سلام . من اسمم مریمه. سال ها پیش در یک خانواده معمولی اما سطح بالا به دنیا امدم. پدرم کارمند شهرداری و مادرم کارمند بانک بود . پدر و مادرم از یه پروژه مشترک بین بانک و اداره شهرداری با هم ازدواج کردن . ولی ...

۱۳ ساعت پیش
24K
پارت ۲ فیک درد عاشقی هانا چشماشو باز کرد . به دور و برش نگاه کرد . چشمش به ریان افتاد و دید که هنوز خوابه . اروم خندید و از تختش بلند شد . ...

پارت ۲ فیک درد عاشقی هانا چشماشو باز کرد . به دور و برش نگاه کرد . چشمش به ریان افتاد و دید که هنوز خوابه . اروم خندید و از تختش بلند شد . رفت سمت ریان و ریانو تکون داد _ریان...بلند شو...باید بریم مدرسه با گفتن این حرف ...

۱۶ ساعت پیش
44K
#قرار_اول*-*💕 ⛓ 💍 قطعا رفتار توی قرار اول با پارتنرتون نباید متفاوت با رفتار اصلیتون باشه اما باید یکمی تفاوت کوچیک داشته باشه که طرف ازتون به عنوان یه دختر درست و خانم حساب ببره

#قرار_اول*-*💕 ⛓ 💍 قطعا رفتار توی قرار اول با پارتنرتون نباید متفاوت با رفتار اصلیتون باشه اما باید یکمی تفاوت کوچیک داشته باشه که طرف ازتون به عنوان یه دختر درست و خانم حساب ببره

۱۸ ساعت پیش
25K
چیزی که آدم رو پیر میکنه، گذر زمان نیست، حرف نزدنه. مگه آدم چقدر میتونه حرف رو حرف بذاره و بریزه توی خودش؟ کلمه روی کلمه بچینه و شهر و کوچه‌هاش رو بالا پایین کنه؟ ...

چیزی که آدم رو پیر میکنه، گذر زمان نیست، حرف نزدنه. مگه آدم چقدر میتونه حرف رو حرف بذاره و بریزه توی خودش؟ کلمه روی کلمه بچینه و شهر و کوچه‌هاش رو بالا پایین کنه؟ آدم هر چقدر صبور، هر چقدر توو دار، یه جایی بالاخره کم میاره. یه جایی ...

۲۲ ساعت پیش
16K
#پارت_نوزدهم #غریبه_آشنا ئونسو: بکهیون خیلی مهربونه...خیلی دوسش دارم...همش میبره منو بیرون تا دوباره همه جا رو ببینم و یاد بگیرم و یادم بیاد...حدود یک هفته ای میشه دیگه اومدم خونه خودم...مامان و بابامم آدمای خوبین...اما ...

#پارت_نوزدهم #غریبه_آشنا ئونسو: بکهیون خیلی مهربونه...خیلی دوسش دارم...همش میبره منو بیرون تا دوباره همه جا رو ببینم و یاد بگیرم و یادم بیاد...حدود یک هفته ای میشه دیگه اومدم خونه خودم...مامان و بابامم آدمای خوبین...اما اصلن خونه نیستن زیاد پیشم نمیمونن...منم همش تو خونه میگردم جای وسایل رو یاد بگیرم...هوا ...

۲۲ ساعت پیش
29K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت 56* چند قدم رفتم عقب تر کف اتاق کلی رو تختـــــی خونی بود ، پرستاره صورت وحشت زد منو که دید نگـــــاه به داخل اتاق کرد و جیغ کشیــد دستشو ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت 56* چند قدم رفتم عقب تر کف اتاق کلی رو تختـــــی خونی بود ، پرستاره صورت وحشت زد منو که دید نگـــــاه به داخل اتاق کرد و جیغ کشیــد دستشو گذاشت روی دهانش و دوید از سالن بیرون ، دنبالــش پا تند کردم رفتم ، ...

۱ روز پیش
61K
*گل یخ* *محمد* از گل فروشی اومدم بیرون سوار ماشین شدم رفتم خونه مامان به استقبالم اومد با دیدن گل تو دستم لبخند زد به همه سلام کردم ورفتم پیش فرشته ودخترکوچلوی محیا -خوبی - ...

*گل یخ* *محمد* از گل فروشی اومدم بیرون سوار ماشین شدم رفتم خونه مامان به استقبالم اومد با دیدن گل تو دستم لبخند زد به همه سلام کردم ورفتم پیش فرشته ودخترکوچلوی محیا -خوبی - تو چطوری محمد نگران شدیم - خوبم گل رووگرفتم طرفش با لبخند گرفت - خوشگله ...

۱ روز پیش
62K
#بخون👌 👌 👌 نکات دانستنی 👌 اگر مدام خسته هستید؟ آهن بدن‌تان کم است. 👌 اگر پوست‌تان می‌خارد؟ روی بدن‌تان کم است. 👌 اگر سرتان شوره می‌زند؟ ویتامین A بدن‌تان کم است. 👌 اگر مدام ...

#بخون👌 👌 👌 نکات دانستنی 👌 اگر مدام خسته هستید؟ آهن بدن‌تان کم است. 👌 اگر پوست‌تان می‌خارد؟ روی بدن‌تان کم است. 👌 اگر سرتان شوره می‌زند؟ ویتامین A بدن‌تان کم است. 👌 اگر مدام عفونت می‌گیرید؟ سلنیوم بدن‌تان کم است. 👌 اگر کمردرد و پا درد دارید؟ ویتامین D ...

۱ روز پیش
11K
#پارت صدو هفتاد و یک... #کارن... همه رفتیم سمت ماشینا سوار شدیم و روندم طرف محل سورپرایز.... بعد از چند دقیقه رسیدیم ماشینو رو تحویل دادیم و رفتیم داخل بعد از ا این که رفتیم ...

#پارت صدو هفتاد و یک... #کارن... همه رفتیم سمت ماشینا سوار شدیم و روندم طرف محل سورپرایز.... بعد از چند دقیقه رسیدیم ماشینو رو تحویل دادیم و رفتیم داخل بعد از ا این که رفتیم سمت رستوران الحماره واقعا اینجا خیلی خوشگل بود میخواستیم برای دخترا یه خاطره خوب بمونه ...

۱ روز پیش
65K
#پارت صدو هفتاد.... #کارن... من: اره اونا هم واسه سورپرایز میان قرار با هم بریم اونجا... جانان: کی میان حالا... من: الاناست که برسن وایسا جوجه... جانان چیزی نگفت و واسه خودش مشغول شد طرح ...

#پارت صدو هفتاد.... #کارن... من: اره اونا هم واسه سورپرایز میان قرار با هم بریم اونجا... جانان: کی میان حالا... من: الاناست که برسن وایسا جوجه... جانان چیزی نگفت و واسه خودش مشغول شد طرح کشیدن روی ماسه های زیر پاش شد و اروم شروع کرد واسه خودش زمزمه کردن ...

۱ روز پیش
57K
#پارت نوزدهم #از شهر بازی برگشتیمـ لباسمو عوض کردم و اومدم برم مسواک و اینا بزنم که بخوابم که یه صدایی تو اتاق مامان اینا میومد بابا:ولی رزا حقشه که بهش بگیم مامان:چی رو بهش ...

#پارت نوزدهم #از شهر بازی برگشتیمـ لباسمو عوض کردم و اومدم برم مسواک و اینا بزنم که بخوابم که یه صدایی تو اتاق مامان اینا میومد بابا:ولی رزا حقشه که بهش بگیم مامان:چی رو بهش بگیم ؟ هااا؟ انگاد دعواشون شده بود بابا :رزا حقشه بدونه ثمین حقشه بدونه دارن ...

۱ روز پیش
56K
زیر چادر، تی‌شرت آستین‌کوتاه و شلوار سیاه می‌پوشید. موهاش، بلند و شانه‌خورده تا گودی کمرش بود و از مژه‌هاش انگار واکس مشکی می‌چکید. من، تازه رفته بودم ساندویچی داییم؛ شاگردی. و او ظهرها می‌آمد دکان ...

زیر چادر، تی‌شرت آستین‌کوتاه و شلوار سیاه می‌پوشید. موهاش، بلند و شانه‌خورده تا گودی کمرش بود و از مژه‌هاش انگار واکس مشکی می‌چکید. من، تازه رفته بودم ساندویچی داییم؛ شاگردی. و او ظهرها می‌آمد دکان ما، که پر بود از معتادها، جیب‌قاپ‌ها، کاسب‌ها و دیگرانِ گرسنه‌ی سر به‌راه و سر ...

۱ روز پیش
34K
#طوفان_عشق💓 🍁 #پارت_دوازده💓 🍁 #مهدیه_عسگری💓 🍁 با نوازش دستی داخل موهام خواب آلود گفتم:وای مامان بزار یکم دیگه بخوابم..... انگار همه ی اتفاقا یادم اومد که سریع چشمامو باز کردم و تو جام نشستم که ...

#طوفان_عشق💓 🍁 #پارت_دوازده💓 🍁 #مهدیه_عسگری💓 🍁 با نوازش دستی داخل موهام خواب آلود گفتم:وای مامان بزار یکم دیگه بخوابم..... انگار همه ی اتفاقا یادم اومد که سریع چشمامو باز کردم و تو جام نشستم که آرمین و دیدم درحالی که لبخند میزنه بهم خیره شده.... خداروشکر اینبار دیگه پیرهن تنش ...

۱ روز پیش
27K
بالاخره معاینه دکتر تموم شد و ازم پرسید:حالت بهتره؟؟؟مشکلی نداری؟؟؟ با صدای گرفته میگم:گوش چپم مشکل داره صداهارو نمیشنوه. لیام بهم زیرچشمی نگاه میکنه دکتر آروم چرخوندو گوشم رو معاینه میکنه و میگه این قطره ...

بالاخره معاینه دکتر تموم شد و ازم پرسید:حالت بهتره؟؟؟مشکلی نداری؟؟؟ با صدای گرفته میگم:گوش چپم مشکل داره صداهارو نمیشنوه. لیام بهم زیرچشمی نگاه میکنه دکتر آروم چرخوندو گوشم رو معاینه میکنه و میگه این قطره هاییو که برات مینویسمو مرتب استفاده کن این یه چیز سطحی نگران نباش،در ضمن به ...

۱ روز پیش
18K
+سلام سمتم چرخید و با شگفتی نگاهم کرد و بعداز چند ثانیه به حرف اومد -خوبی؟سالمی؟ نگاهمو پایین کشیدم تا ارتباط چشم به چشممون قطع شه +خوبم رو فرمم ... خودت چطوری اوضاع بر وفق ...

+سلام سمتم چرخید و با شگفتی نگاهم کرد و بعداز چند ثانیه به حرف اومد -خوبی؟سالمی؟ نگاهمو پایین کشیدم تا ارتباط چشم به چشممون قطع شه +خوبم رو فرمم ... خودت چطوری اوضاع بر وفق مراده -اوهوم مرسی سرشو پایین انداخت ناراحت بودنشو حس میکردم با آدم چند ماه پیش ...

۱ روز پیش
24K