ویژه کنید
عکس و تصویر #becharkh_ta_becharkhim #part_27 این جا اینقدر بزرگه که هر چقدر از اول میام به آخر از ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_27
این جا اینقدر بزرگه که هر چقدر از اول میام به آخر از وسط میرم به اول و دو روز وقت گذاشتم و هنوز نتونستم همه سوراخاشو ببینم .یه اتاق هم هست که درش قفله . نمی دونم چی اونجاست اما خیلی کنجکاو بدونم .اووووف...حوصلم سررفت نه نمیشه درسته اومدم نقش بازی کنم اما اگه قرار باشه همش اینجا بشینم که می پوسم .برو بابا اصلا من دیگه هیچی حالیم نیست .از سر جام بلند شدم و رفتم تا لباسایی که تازگی داتام برام خریده رو بپوشم .یک بلیز یقه اسکی کرم و شلوار قهوه ای پوشیدم . یه شال قهوه ای هم انداختم دور گردنم و موهام از پشت باز گزاشتن. اووووم...خوب یه کفش ساده هم پوشیدم .اگه می فهمیدم که چرا اینقدر بعد از این همه سال با من مهربون شده ...که عالی میشد اما الان فقط و فقط این مهمه که از این خراب شده برم بیرون .
اروم از پله ها رفتم پایین .جوری قدم بر می داشتم که صدایی در نیاد .ا ..یه دقیقه وایسا ..چرا من اینجوری راه می رم؟بابا میخوام برم بیرون نمی خوام که آدم بکشم .خیلی شیک و مجلسی برداشتم صاف وایسادم و لباسم و مرتب کردم و شروع کردم به راه رفتن .دستمو گذاشتم روی دسته ی در که باز کنمش .
+به سلامتی جایی تشریف می برین؟
خیلی ریلکس و اروم برگشتم سمتش
_شما مشکلی داری؟
+نه مشکل چیه .فقط بگم که در قفله .
چی ؟نه بابا دروغ میگه .برداشتم دسته ی در رو بالا پایین کردم .ا..این چرا قفله
_چرا قفلش کردی؟+خونه خودمه
_باز کن +نمی خوام
_مگه اسیری اوردی؟
+هرجور میخوای فکر کن
_میگم در رو باز کن+زحمت نکش نمی کنم .
با مشت زدم به در و بلند تر گفتم...درو واکن .این بی صاحاب رو باز کن .
داتام ابرو بالا انداخت .که ابرو بالا می ندازی. بچرخ تا بچرخیم یه ذره دور خونه رو نگا کردم .این که همش شیشه است اما پنجره هاش باز نمی شه چون قبلا امتحانش کردم .خوب چیکارکنم؟؟؟؟ تو فکر بودم که چشمم رو مجسمه شیر طلایی بغل مبل ثابت موند .یه لبخند کج اومد رو لبم .هر اتفاقی بیافته حقته . #بچرخ_تا_بچرخیم #پارت_بیست و هفتم

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...