ویژه کنید
عکس و تصویر #becharkh_ta_becharkhim #part_28 رفتم سمت مجسمه ..خداروشکر داتام نبود و می تونستم کارم و با خیال ...

#becharkh_ta_becharkhim #part_28
رفتم سمت مجسمه ..خداروشکر داتام نبود و می تونستم کارم و با خیال راحت و در کمال آرامش انجام بدم . سعی کردم بلندش کنم خیلی سنگین بود اما به هر جون کندنی بود بلندش کردم . صدای چرخیدن کلید توی قفل میومد.
وا ...مگه جز داتام کس دیگه ای هم اینجا زندگی می کنه؟..ولکن بابا به من چه من فعلا هرجور شده باید از این خراب شده برم بیرون .تند و سریع و زود مجسمه رو بلند کردم و پرتاب کردم به سمت دیوار شیشه ای و...در باز شد و شیشه نصفش ریخت پایین .
+تو کی؟
_ برگشتم و دیدم که دختر بلوند پشت سرمه .اووف فک کنم دوست دختر یا زنه داتامه؟ ..زنش؟
..یعنی...یعنی ازدواج کرده؟...اخه به تو چه. پامو اومدم با احتیاط بزارم اونور پنجره که دوباره صداش بلند شد
+بهت میگم تو کی ؟دزدی؟
_بروبابا
همین و گفتم و از در خونه زدم بیرون .اون دختره هم از پشت دیدم که مات و مبهوت به پنجره نگاه می گرد .
داتام
صدای شکستن چیزی اومد .فک کنم باز این دست و پاچلفتی زد یه چیزی رو شکوند . اصلا این رو امروز ولکن.باید امروز فکرم آزاد باشه و به این دختره غربتی فکر نکنم .زود برم بیرون که الان انا میرسه . حوله تن پوشم و پوشیدم و پامو از حموم گذاشتم بیرون .سوز سردی میومد .فک کنم یکی از پنجره ها باز مونده .
_اتریساااا
جوابی نشنیدم .اووووف فک کنم باز این لج کرده .رفتم تو قسمت حال یا خدا چرا شیشه اومده پایین ؟انا چرا جلوش وایساده؟اتریساکو؟
_اینجا چخبره؟
+چه عجب آقا بالاخره تشریف آوردن.این دختره کی بود؟
_کجاست ؟
+قبرستون...گذاشت رفت
_ای خاک انا ..چرا جلوش نگرفتی ؟
+برای چی باید می گرفتم؟
_اخه د احمق اون اتریسا است .
+همون دختر عمو ارتین؟
_پ ن پ عمه من .اره دیگه به زور گیرش آورده بودیم حالا باید دوباره دنبالش بگردیم .
انا مات و مبهوت به من نگاه می کرد .وا..چرا اینجوری نگاه می کنه.
_چیه مگه جن دیدی؟
یه پوزخند اومد رو لبش که سریع جعمش کرد.
+داتام سردت نیست؟
+از صدقه سری این شیشه های شکسته چرا هست .
_اونوقت قبلا حولت کمربند نداشت ؟
_چه ربطی داره ...
وایسا ببینم .یه نگاه به پایین کردم و دیدم بله ...این همه چیز من و دیده ....فقط خداروشکر که من لباس زیر تو حموم می پوشم ...خب دیگه کاریش نمی شد کرد پس کم نیاوردم .
_تو باید حیا داشته باشی که مردم و دید نزنی .در ضمن هیکل به این خوبی دلتم بخواد
+نه تو پس نباید داشته باشی .
زود حولمو بستم دختره هیز .با لخت گشتن مشکلی ندارم ولی نه جلوی این .با این که اینجا آلمانه ولی دیگه شعورم خوب چیزیه به خدا .
_ده دقیقه وایسا الان میام
+عزیزم عجله نکن ..یادت نره لباس تو کامل بپوشی .
دیوونه . #بچرخ_تا_بچرخیم #پارت_بیست و هشتم

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...