ویژه کنید
عکس و تصویر فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 *پارت4* این ..... ای...ن واقیعت نداره ..... اون اینجا چی میخواد ،این ...

فرمـ👑ـانروای مغرور 🔱 *پارت4*

این ..... ای...ن واقیعت نداره ..... اون اینجا چی میخواد ،این ادم نفرت انگیز رو به روم رو هیچ وقت نمی بخشم ، فانوس به دست رفت سمت همون مرد جون و جلوش ایستاد و گفت : پول منو بدید میخوام برم این دختر هم برای خودتون ،من به چیزی که میخواستم رسیدم ،

غوغا : یکی بگه چخبر اینجا ؟ توی اشغال باز چه غلطی کردی
مرد رو نمی تونستم ببینم ،فقط از گردن رو به پایینش رو بخاطر نور فانوس میتونستم ببینم ، فقط صداش رو شنیدم که گفت : پول رو بهش بده و از عمارت من بندازش بیرون
یکی از اون سه تا پسر اومد جلو و شونه اش رو گرفت و از اینجا بردنش بیرون ،همین که پسر همراه اون زنی که من همیشه بهش میگفتم مادر از خونه زدن بیرون برق اومد ،
از رو مبل بلند شدم و ایستادم ، پسر برگشت و رو همون مرد که نمیتونستم ببینمش گفت : داداش رفت با سر پایین گفتم : ممنون که جونم رو نجات دادین من دیگه میرم ،
سرم رو بلند کردم نگاه به پسر کـــردم ، پسر جذابی بود با موهایی طلایی معلوم بود رنگ طبیعیه موهاش همینه ، وقتی دید دارم دیدش میزنم بلند شد و با یه حرکت تیشرتش در اورد ،چشمام شد اندازه هندونه ،این چرا همچین کرد، بدون این که نگاه بدنش کنم سرم رو انداختم پایین ، بعد از چند دقیقه به حرف اومد و گفت : از این خونه حق نداری بری بیرون
از صداش غرور میبارید ، سرم رو بلند کردم تا با حرفام بکوبمش مثل مارمولک بچسبه به دیوار ولی دیدم نیستش اع این کجا رفت اون پسـر که بهش گفت داداش اومد جلو روم ایستاد و گفت : اسم من هاکان داداش هوداد هستم همونی که الان یه هو لخت شد و اون دوتا هم دیمن و استیفن هستن دوستای صمیمی من و هوداد ،بعد دستش رو اورد جلو و گفت: خوشبختم میبینمت
با اخم نگاهش کردم و گفتم : اون داداشت انگار چیزی زده حتما دکتر ببر ازش چکاپ بگیر ، بعنی چی که من نمیتونم از اینجا برم ،من هیچ سنمی با اون زن ندارم همین الان از اینجا میرم
هاکان :نمیتونی بری
برو بابایی زیر لب بهش گفتم رفتم سمت در ،و درستگیر در رو کشیدم پایین ،در باز نمیشد، هر چی زور زدم فایده نداشت که نداشت ،چرا باز نمیشه
هاکان : هر چقدر میخوای زور بزن این در باز نمیشه
برگشتم سمتش وداد زدم :ببین من میخوام از اینجا برممممممم ،چرا منو اینجا نگه داشتین ؟

دیمن : ببین هوداد تو رو از مادرت گرفته و الان حتی برای آب خوردن هم باید ازش اجاره بگیری ،پس سر و صدا نکن عصبی بشه هیچکس جلو دارش نیست

غوغا : من از هیچکس هیچ ترسی ندارم برین بگین مثل ادم بیاد در رو باز کنه میخوام برم ،

هاکان : خود دانی ،ولی بهتر اروم باشی ،اصلا بیا بریم یه چیزی بخوریم ،
دو روز هیچی نخورم ،با این که گشنم بود، ولی در جواب به پیشنهادش سکوت کـــردم ....

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...