ویژه کنید
عکس و تصویر #Shakho_Shoneh_Ta_Eshg #part5 یهو احساس کردم نصف جونم رفت نمیدونم چی شد که یه لحظه حواسم ...

#Shakho_Shoneh_Ta_Eshg #part5
یهو احساس کردم نصف جونم رفت نمیدونم چی شد که یه لحظه حواسم پرت حرفای بچه ها بود حواسم به جاده نبود حالام که شاهکار تاریخ رخ داده شده بود تو عمرم تصادف نکرده بودم عصبی شیشه رو دادم پایین تاخواستم دهنمو باز کنم هرچی ازش دراومد بگم صدای بچه ها رو مخم بود
مر ـ چشاش وای چشاشو عشقه
مه ـ اخمشو ببین چه جیگری شده
شق ـ اوف هیکلشو
فاط ـ ماشینش خوراکه(این کلا پرته😃 )
عصبی قفل فرمانرو برداشتم درو باز کردم پریدم پایین یه نگاه به ماشین انداختم یه خط بزرگ افتاده بود که تو ذوق میزد یه نگاه به ماشین طرف انداختم هیچیش نبودعصبی داد زدم
ـ مرتیکه مگه کوری
یاروـ خودت پیچیدی طلبکارم هستی
ـ آخه من اینجا پیچی نمیبینم که بپیچم
یاروـ تو که رانندگی بلد نیستی نشین پشت فرمون (زیر لب گفت زنن دیگه من نمیدونم کی به این گواهینامه داده)
ـ عمت بلدنیست گولاخ
یاروـ برو بابا بایه حرکت چندتا از این ماشینارو میتونم بخرم
ـ هــــــه نه بابامایه داراز بابات اجازه گرفتی
یه پوزخند زد مرتیکه ی روانی اگه حسابتو نرسیدم قفل فرمونو گرفتم بالا به سمتش هجوم بردم که یهو جلوم رو گرفتن
ـ ولم کن
مهی ـ تو ولش کن میخوای بیوفتی بازداشتگاه
مری ـ راست میگه
فاطی ـ درسته
ـ آره تا رقم آخر خسارتمو ازش میگیرم (شقی یه چشمک زد تو اون وضعیت)
یهو پسره خندید که باحرفی که زد میخواستم دهنشو پرخون کنم
یاروـ پس بگو دردت چیه پول میخوای
ـ من بمیرم از تو پول نمیگیرم همین که شل وپلت نکردم برو خدارو شکر کن که اگه دوستم نبود چندتا بادمجون میکاشتم برات
دوباره اون پوزخند رو مخش رو زد یه قدم رفتم جلو که بچه ها جلوم رو گرفتن
شقی ـ آبرو ریزی نکن مردم جمع شدن

مهسا★
بچه ها ریما رو گرفته بودن منم رو به پسره گفتم
ـ آقا پسر توهم بزن بچاک
پسره ـ اگه نرم چی
چه زبون نفهمه عصبی بهش گفتم
ـ ولش میکنم بیاد لهت کنه با خودت عصبی ریما رو کشیدم سمت ماشین ، پسره ی زبون نفهم گستاخ اگه نرم چی،چی و درد چی و مرگ چی و زهر

منـــ*
سوار ماشین شدیم واقعا عصبی بودم ماشینم دیگه به چشمم یه لگن میومد (‌کسایی که تجربه کردن حسمو درک میکنن)
نباید روز بچه ها رو خراب کنم اینم از اتفاق شیرین امروز خوب تونستم خودمو خالی کنم ،رو به بچه ها با لبخند گفتم
ـ کجا بریم
همه مثل گشنه ها ـ غذا خوری
ـ باش Gpsرو روشن کن
حرکت کردیم حدود یه ساعت رسیدیم بچه ها بادیدن رستوران دهنشون آب افتاد اما با دوباره حرکت کردن من تازه غرغرا شروع شد
ـ اه چرا رد کردی ماگشنمونه
ـ این نگران جیبشه (از گشنگی خون به مغزش نمیرسه)
ـ برگرد قول میدم خودم حساب کنم
ـ وایسا ما میخوایم پایین بریم خودت هرجایی میخوای برو
ـ ای بابا تعمیرگاه این نزدیکیه اول بریم اونجا بعدبرمیگردیم شما به شکمتون برسید



دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...