ویژه کنید
عکس و تصویر اشک قطره قطره اتوماتیک وار از گوشه چشمم چکید..این امکان نداره..شاید این یه بازی هست.. ...

اشک قطره قطره اتوماتیک وار از گوشه چشمم چکید..این امکان نداره..شاید این یه بازی هست.. شاید میخوان من رو از امیرم دور کنن..اصلا شاید کار سیمین باشه..نه .. این امکان نداره
شاهین ـ آقا پول ما فراموش نشه..
اشوان ـ هنوز هم این کار کثیفت رو انجام میدی یا نه ؟
شاهین ـ نه آقا دست این کارو بوسیدم،بغلشم کردم و گذاشتم کنار..خوشتیپ نگفتی چند میدی..؟
اشوان ـ چاپلوسیتو نگه دار واسه یکی دیگه ، توضیحی بود که باید میدادی.
شاهین - ما نوکر شماییم آقا! چاپلوس چیه؟
اشوان ـ به هر حال،شکمت رو برای پول گرفتن از من صابون نزن..اگر باد به گوشش برسونه این چیزا رو برای من گفتی..
شاهین ـ نه آقا تورو خدا..منو زنده زنده دفنم میکنه..
اشوان ـ خب بابا توهم..
.اشوان اومد سمتم و زیر بغلم رو گرفت و با زحمت بلندم کر‌د..رفت سمت ماشین تیام (که من از خونه اورده بودم ) و در رو برام باز کرد ‌، آروم من رو نشوند روی صندلی
اشوان ـ ال آن میام..
چشمام رو بستم و سرم رو به پشتی سندلی تکیه دادم..یعنی همش یه بازی بود؟هق زدم..زار زدم..به حال و رو خودم بلند گریه کردم .. این چی بود دیگه.. ای چه بدبختی بود.. نه.. این امکان نداره،من امیرم رو میشناسم..چشمام رو از زور سر درد به روی هم فشار دادم‌،در ماشین باز شد و یکم بعد ماشین به حرکت دراومد
بخاطر سنگ ها و کلوخ ها ماشین زیاد تکون می خورد .. از زور سر درد و تکون خوردن های پی در پی ماشین حالت تهوع پیدا کرده بودم..از اون جاده خاکی باغ که رد شدیم جاده صاف شد و وارد جاده اصلی شدیم..اشکام رو پاک کردم..اون شاهین یه زری زده.. من نباید باور کنم..نفس عمیقی کشیدم،وجدانم بهم توپید ـ برای یک بارهم که شده زیر بار بدی امیر برو،این همه چیز ازش دیدی،اولش که باهات بد رفتار میکرد ، از اون پسر هاست که تیپ های لش میزنه و تو از این دسته ها بدت میومد ، پول رو که بهت ترجیح داد ، الان هم که میفهمی دزدی عکس ها تقصیر اون هست،کسی که میخواست با آبروی تو بازی کنه امیر بود،پس کی میخوای باور کنی ، دستم رو روی سینم گذاشتم ، میسوخت ، این بار من به وجدانم گفتم *امیر هر چی هم که باش،اگر بد نام عالم هم باشه برای من مهم این هست که اون من رو دوست داره..وجدان:بدبخت اون ریقو دوست نداره،پس کی میخوای باور کنی،الآن دو روز هست که خبری ازت نیست ولی اون خواست یه زنگ به تو بزنه،اصلا وقت زنگ زدن نداشت میتونست که یه پیامی بده ، با اس ام اس گوشیم به خودم اومدم،ذوق زده به گوشی نگاه کردم که شاید امیر باشه..گوشیم رو روشن کردم،از طرف تیام بود،اه تیام توی این هاگیر واگیری تو چی میگی دیگه..اشکم رو پاک کردم و پیام رو باز کردم..البت دوست نداشتم باز کنم که باز اعصابم داغون بشه ولی کنجکاوی کردم ببینم چی توش نوشته شده..

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...