ویژه کنید
عکس و تصویر #moon_is_for_me #part_1 #سوم_شخص تاریخ : 18/10/2003 . ساعت : 10:15 صبح اشکاشو آروم پاک کرد ...

#moon_is_for_me #part_1 #سوم_شخص

تاریخ : 18/10/2003 .
ساعت : 10:15 صبح

اشکاشو آروم پاک کرد و از اتاق رفت بیرون . به مادرش گفت : مامان من که وسایلمو جمع کردم میشه برم توی کوچه ؟
مادرش با ناراحتی گفت : آره پسرم برو.
گونه ی مادرشو با خوشحالی بوس کرد و رفت توی اتاقش که خوشگل کنه. موهاشو که تازه چتری زده بود مرتب کرد. با پسرای کره ای هیچ فرقی نداشت مخصوصا الان که موهاش چتری بود. یه هودیع مشکی پوشید با شلوار قرمز . توپشو برداشت و رفت بیرون. آل استاره مشکیشو پوشید و از ساختمون خارج شد. همه ی بچه ها توی کوچه بودن ولی........
_بچه ها کجاست؟
دوستش : کی؟آها اون ؟ خونشون.
_نمیاد؟
یه دختره که فکر میکرد امیر دوسش داره با ناز گفت : چرا میاد . مامانش کارش داشت . کارش داری؟
_به تو ربطی نداره.
همون دختره : اییش. فک کرده کی هست.
_تو خودت کی هستی که انقد خودتو تحویل میگیری..
آیرین : اهم.
_عه اومدی؟
آیرین : نه رفتم. خب بازیو شروع کنیم.
_میشه قبلش با من بیای؟
آیرین : کجا؟
_حالا بهت میگم.
جین سان(دوسته صمیمیه امیر): زود بیاینااا.
_اوکی. بدو بریم آیرین.
دستشو گرفت و برد توی کوچه ی پشتی . میخاست بهش بگه. دیگه نمیتونست تحمل کنه.
_آیرین یه چیزی بهت میگم اگه جوابت منفی بود کلا فراموشش کن .
آیرین : اتفاقی افتاده؟
_نه. من امشب دارم میرم ایران. برای همیشه. ولی باید حرفمو بهت بگم .
آیرین : همیشههه؟؟؟یعنی دیگه نمیای؟
_میام ولی خیلی کم.
آیرین : اشکال نداره. شماره ی همدیگه رو داریم. بااااید بهم زنگ بزنی. اگه نزنی میکشمت.
_*خندید* باشه عزیزم.
آیرین : آفرین. حالا بگو.
_مطمئنی ازم متنفر نمیشی؟
آیرین : آره مطمئنم. حتی اگه ناراحت کننده باشه حرفت بازم سعی میکنم فراموشش کنم.
_من... من از همون ساله اول که دیدمت ازت خوشم اومد ولی الان حس میکنم حسم خیلی جدی و واقعی بود و هست *کلا خیلی رکه خخ*
آیرین : ها؟ واقعی که نمیگی؟
_نه. به جونه خودم راست میگم.
آیرین :*زیر لب* یعنی انقد فکرامون نزدیکه؟
_ها؟جوابت چیههه؟
آیرین : منم دوست داشتم . یعنی دارم. ولی این حرفا برای سن....
_هییس. به سن کاری نداشته باش. لطفا.
آیرین : باشه.
_الان جوابت چیه؟
آیرین : میتونیم دوستیمونو صمیمی تر کنیم .من مشکلی ندارم.
_واقعا؟
آیرین : آره. بریم؟
_اوه آره بریم دیر شده.
رفتن توی کوچه.
جین سان : گفتی؟
_اوهوم.
جین سان : اوکی؟
_اوکیییی(:
چه یون *همون دختره که امیرو دوس داشت* : میشه شروع کنییییییم؟؟؟؟؟؟؟
آیرین : میشه جیغ نزنییییی؟؟؟؟
*آیرین و چه یون با هم رقیب بودند. فقط بخاطره امیر♥ *
_بسههههههه.
بازی رو شروع کردن و طبق معمول تیمه امیر و جین سان و آیرین و دویونگ*اون یکی رفیقه فابه امیر و جین سان* برد. #پایان_پارت
امیدوارم خوشتون اومده باشه.^^

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...