نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#اشک حسرت #پارت ۸۹ سعید: برگشتم بستنی خورد تو صورتم لبشو گزید پانیذ: وای ببخشید ... - این چندمین بارگفتی ببخشید پانیذ: به خدا حواسم نبود چیزی نیست که انگشتشو کشید رو صورتم وبستنی رو ...
عکس بلند

#اشک حسرت #پارت ۸۹ سعید: برگشتم بستنی خورد تو صورتم لبشو گزید پانیذ: وای ببخشید ... - این چندمین بارگفتی ببخشید پانیذ: به خدا حواسم نبود چیزی نیست که انگشتشو کشید رو صورتم وبستنی رو برداشت و انگشتشو گذاشت دهنش واقعا بچه بود وگرنه همچین حرکتی نمی کرد پانیذ: بگیر ...

۱ ساعت پیش
16K
با خودم عهد کرده ام شاد باشم ؛ بیخیالِ قضاوت ها ، حسادت ها ، دشمنی ها و کینه ورزی ها ، بیخیالِ مشکلات و نداشته ها ، بیخیالِ هرچیز که دلم را می رنجاند ...

با خودم عهد کرده ام شاد باشم ؛ بیخیالِ قضاوت ها ، حسادت ها ، دشمنی ها و کینه ورزی ها ، بیخیالِ مشکلات و نداشته ها ، بیخیالِ هرچیز که دلم را می رنجاند ، بیخیالِ هرچیز که لبخند را از صورتم می دزدد ... متمرکز می شوم روی ...

۳ ساعت پیش
12K
تجربه متفاوت ... اولین بار که با سبک زندگی متفاوتی با خانواده خودم، اطرافیان،فامیل و اغلب جامعه اون زمان، مواجه شدم نوجوان بودم و خیلی برام تجربه جالبی بود! دبیرستانی بودم با یک دختری دوست ...

تجربه متفاوت ... اولین بار که با سبک زندگی متفاوتی با خانواده خودم، اطرافیان،فامیل و اغلب جامعه اون زمان، مواجه شدم نوجوان بودم و خیلی برام تجربه جالبی بود! دبیرستانی بودم با یک دختری دوست شده بودم و همینطور هر روز قرار بعد مدرسه و قدم زدن تو کوچه پس ...

۳ ساعت پیش
46K
#دوقلوهای_شیطون #پارت3 آیسان ای خدا به کدامین گناه هیع وارد خونه شدم وسایلامو گذاشتم تویی کمد باید یه خرید برم تشک انداختم زمین پتو رو کشیدم روم به سه شماره خوابم برد با صدایی کسی ...

#دوقلوهای_شیطون #پارت3 آیسان ای خدا به کدامین گناه هیع وارد خونه شدم وسایلامو گذاشتم تویی کمد باید یه خرید برم تشک انداختم زمین پتو رو کشیدم روم به سه شماره خوابم برد با صدایی کسی ازجام پریدم هوا میا:کی آومدی من:ساعت4بود چطور؟ میا:میرا و مارنی و ایسو رفتن محل تولد ...

۷ ساعت پیش
44K
فروش حراجی پوشاک مردانه و زنانه در پیج زیر https://www.instagram.com/marketnex 🙍 ‍‍ 24 راز حالت دادن مو . 🔶 ترفندهای حرفه‌ای برای حالت دادن مو 🔸 برای اینکه با اسپری‌های حالت دهنده، موهایتان خشک نشود ...

فروش حراجی پوشاک مردانه و زنانه در پیج زیر https://www.instagram.com/m... 🙍 ‍‍ 24 راز حالت دادن مو . 🔶 ترفندهای حرفه‌ای برای حالت دادن مو 🔸 برای اینکه با اسپری‌های حالت دهنده، موهایتان خشک نشود و به همدیگر نچسبد، راه ساده ای وجود دارد. چند قطره روغن مو را کف ...

۱۰ ساعت پیش
43K
داشت میگفت تو چرا اینجوری شدی چرا نمیشه یه کلمه باهات حرف زد یا میزنی زیر گریه یا زود عصبی میشی تو چرا دیگه مثل قبل نیستی آروم ترین آدم توی جمع ما تو بودی ...

داشت میگفت تو چرا اینجوری شدی چرا نمیشه یه کلمه باهات حرف زد یا میزنی زیر گریه یا زود عصبی میشی تو چرا دیگه مثل قبل نیستی آروم ترین آدم توی جمع ما تو بودی تو همرو ساکت میکردی هروقت کسی عصبی میشد میرفتی آرومش میکردی الان ولی ما باید ...

۱۱ ساعت پیش
43K
من بلدم پاییز باشد و تنهایی تمام خیابان را صفحه صفحه ورق بزنم و از هوای ناب پاییز ، جرعه جرعه بنوشم و زیر باران های مدام ، بخندم و دیوانه باشم ... بلدم گودال ...

من بلدم پاییز باشد و تنهایی تمام خیابان را صفحه صفحه ورق بزنم و از هوای ناب پاییز ، جرعه جرعه بنوشم و زیر باران های مدام ، بخندم و دیوانه باشم ... بلدم گودال های کوچک انباشته از قطرات باران را تنهایی فتح کنم ، آب بریزد توی کفش ...

۱۴ ساعت پیش
39K
✍ ️ دوســتــــــــ داشتن تــــــــو چه گناه ﺑﺎﺷد … یا که اشتباه … شک نکن من گناه خواهم کرد … حتی به اشتباه … اصلاً می دانی ، مهم نیست خودت نیستی، که شانه هایت ...

✍ ️ دوســتــــــــ داشتن تــــــــو چه گناه ﺑﺎﺷد … یا که اشتباه … شک نکن من گناه خواهم کرد … حتی به اشتباه … اصلاً می دانی ، مهم نیست خودت نیستی، که شانه هایت تجسم است ... و آغوشت، خیال هــمــه یادت اینجاست ... نگاهت … صدایت … خنده ...

۱۵ ساعت پیش
34K
#پارت۹۱ پوفی کشیدم و با بستن کتابم به اتاقم رفتم، با پوشیدن لباسم(توجه کنید این قسمت رمان مال دوران قبل انقلابه)از اتاق خارج شدم. برخلاف پدربزرگم که سعی داشت منو بدون حجاب و روسری در ...

#پارت۹۱ پوفی کشیدم و با بستن کتابم به اتاقم رفتم، با پوشیدن لباسم(توجه کنید این قسمت رمان مال دوران قبل انقلابه)از اتاق خارج شدم. برخلاف پدربزرگم که سعی داشت منو بدون حجاب و روسری در اجتماع نشون بده من حرف خودم رو به کرسی نشوندم و حجابم رو رعایت کردم. ...

۲۳ ساعت پیش
64K
نه خوب نیستم! هر لحظه دارم سعی میکنم دوباره بسازمت تا دیگه توو این وضعیت و توو این حال نبینمت نبینم ذره ذره آب شدنتو کنجِ این خونه‌ی کوفتی و نشنوم خِس خسِ سینه‌تو وقت ...

نه خوب نیستم! هر لحظه دارم سعی میکنم دوباره بسازمت تا دیگه توو این وضعیت و توو این حال نبینمت نبینم ذره ذره آب شدنتو کنجِ این خونه‌ی کوفتی و نشنوم خِس خسِ سینه‌تو وقت کام گرفتن از سیگارتو حس نکنم دردِ قرصا رو توو مغزت تکونم نده ضربانِ نامنظمِ ...

۱ روز پیش
68K
#رمان_ماهک #پارت_41 دوباره چشاشو بست و گفت +اذیت نکن دیگه بخواب چیزی تا صبح نمونده ناچارا همونجا خابیدم و صبح با صداهای ارش که میگفت بلند شو درستو بخون از خواب بیدار شدم ساعت هفت ...

#رمان_ماهک #پارت_41 دوباره چشاشو بست و گفت +اذیت نکن دیگه بخواب چیزی تا صبح نمونده ناچارا همونجا خابیدم و صبح با صداهای ارش که میگفت بلند شو درستو بخون از خواب بیدار شدم ساعت هفت بود کش و قوسی به خودم دادم که گف +اوووووووووووووو دست و پات کش نیاد ...

۱ روز پیش
46K
از زمانی که به یاد دارم انتخاب درست را بلد نبودم یعنی اینطور بگویم هر وقت برای خرید به بازار می رفتم شاهکار به خرج می دادم ! مثلا برای خرید پیراهن که می رفتم؛ ...

از زمانی که به یاد دارم انتخاب درست را بلد نبودم یعنی اینطور بگویم هر وقت برای خرید به بازار می رفتم شاهکار به خرج می دادم ! مثلا برای خرید پیراهن که می رفتم؛ چشمم به پیراهن بر تن مانکن می خورد هم رنگش را می پسندیدم هم طرحش ...

۱ روز پیش
56K
#اشک حسرت #پارت۸۵ آسمان: خسته از کارای روز مرگی هر روز نشستم رو کاناپه یکم که نفسم سر جاش اومد رفتم حمام وبا آب گرم دوش گرفتم - آسمان ... آیدین اومده بود ولی چرا ...

#اشک حسرت #پارت۸۵ آسمان: خسته از کارای روز مرگی هر روز نشستم رو کاناپه یکم که نفسم سر جاش اومد رفتم حمام وبا آب گرم دوش گرفتم - آسمان ... آیدین اومده بود ولی چرا این وقت روز جوابشو ندادم زد به در حمام وگفت : چرا جواب نمیدی - ...

۱ روز پیش
58K
خودت را فریــــاد نـــــــــزن من ، اعمالی هستم که انجام داده ام. من خود اعمالم هستم، نه اینکه صرفا عامل اعمالم باشم ، بلکه اثرات کارهای من در درون من رخنه کرده است . بطوری ...

خودت را فریــــاد نـــــــــزن من ، اعمالی هستم که انجام داده ام. من خود اعمالم هستم، نه اینکه صرفا عامل اعمالم باشم ، بلکه اثرات کارهای من در درون من رخنه کرده است . بطوری که حتی از روی کلام و نحوه گفتارم ، برخوردم با دیگران و نحوه تعاملم ...

۱ روز پیش
53K
جلسه تمام شده و با سرعت تمام بیرون میزنم ک ب مدرسه برسم ساعتم رانگاه میکنم خیلی دیر شده تماس میگیرم:سلام خانم...میشه لطفا نیایش با خودتون ببرید منزل تا برسم...خیالم راحت میشود آژانس میگیرم... حرفهایش ...

جلسه تمام شده و با سرعت تمام بیرون میزنم ک ب مدرسه برسم ساعتم رانگاه میکنم خیلی دیر شده تماس میگیرم:سلام خانم...میشه لطفا نیایش با خودتون ببرید منزل تا برسم...خیالم راحت میشود آژانس میگیرم... حرفهایش مدام در ذهنم مرور میشود.میخواهم حواسم را پرت کنم اما نمیشود...از دلتنگی هایش میگوید،انتظار بی ...

۱ روز پیش
41K
#پارت_74 . سمت اتاقش راه افتاد ک باز به سرش نزد هوس بوسه ای...تا از کف ندهد اراده اش را...تا هم خاب نشود با دختری که بیهوش بود و بی خبر... . دست برد دکمه ...

#پارت_74 . سمت اتاقش راه افتاد ک باز به سرش نزد هوس بوسه ای...تا از کف ندهد اراده اش را...تا هم خاب نشود با دختری که بیهوش بود و بی خبر... . دست برد دکمه های لباسش را یکی پس از دیگری باز کرد و از تنش خارج کرد...با همان ...

۱ روز پیش
80K
#پارت_73 . تـــــــپـــــــش......کجـــــایـــــی لعنــــتـــــی؟.... . بغض به گلویش بدجوری فشار می اورد...بزرگ و بزرگ تر میشد و او با قورت دادن اب دهانش سعی در پس زدنش داشت... .اما نشد....به یک باره شکست...و او صورتش ...

#پارت_73 . تـــــــپـــــــش......کجـــــایـــــی لعنــــتـــــی؟.... . بغض به گلویش بدجوری فشار می اورد...بزرگ و بزرگ تر میشد و او با قورت دادن اب دهانش سعی در پس زدنش داشت... .اما نشد....به یک باره شکست...و او صورتش را میان دستانش پنهان کرد تا حتی خورشید هم نبیند غرور له شده اش و ...

۱ روز پیش
72K
#دوقلوهای_شیطون #پارت2 آیسان بابا:آیسان خواهش میکنم نرو من:بابابابت دروغی که15سال ازعمرم منو ازمادر واقعیم جدا کرد چیزی نگفتم اما نمیتونم میفهمین نمیتونم19 سال دوری.از خواهری که میدونستین وجود داره بگذرم نمیشه بابا:آخه اونجا چیکار میکنی ...

#دوقلوهای_شیطون #پارت2 آیسان بابا:آیسان خواهش میکنم نرو من:بابابابت دروغی که15سال ازعمرم منو ازمادر واقعیم جدا کرد چیزی نگفتم اما نمیتونم میفهمین نمیتونم19 سال دوری.از خواهری که میدونستین وجود داره بگذرم نمیشه بابا:آخه اونجا چیکار میکنی یکم فک کن من:توکوچه که نمیمونم بعدم بابا ما حرف زده بودیم مگه نه من ...

۱ روز پیش
56K
چقدر تنها شدم ... فقط من موندم و من ... یه لحظه اون آقاهه رو نگاه کن که خانومش داره واسش مربا و ترشی می ذاره توی چمدونش... یا اون دختر بچه رو معلومه که ...

چقدر تنها شدم ... فقط من موندم و من ... یه لحظه اون آقاهه رو نگاه کن که خانومش داره واسش مربا و ترشی می ذاره توی چمدونش... یا اون دختر بچه رو معلومه که داره میره خارج از کشور واسه درس ...از سنگینی چمدونش که یه چرخش در رفته ...

۱ روز پیش
80K
#بخونید :) آخرین بار همین چند لحظه ی پیش بود. آخرین باری که احساس کردم چقدر دوستت دارم. دست راستت را زیر گوش راستت گذاشته بودی و با دهان نیمه باز خوابیده بودی. آب دهانت ...

#بخونید :) آخرین بار همین چند لحظه ی پیش بود. آخرین باری که احساس کردم چقدر دوستت دارم. دست راستت را زیر گوش راستت گذاشته بودی و با دهان نیمه باز خوابیده بودی. آب دهانت از روی گونه ات روی بالشت سرازیر شده بود. موهایت در آشفته ترین حالت ممکن ...

۲ روز پیش
125K