ویژه کنید
عکس و تصویر تیره تر از مشکی/پارت ۷ #جیمین گوشی جدیدی ک گرفته بودمو پرت کردم رو میز.فردای ...

تیره تر از مشکی/پارت ۷ #جیمین
گوشی جدیدی ک گرفته بودمو پرت کردم رو میز.فردای روزی ک گوشیم شکست دوباره موبایل جدید گرفتم ولی اصلا نه به یونگی زنگ زدم نه پی ام دادم...عذاب وجدانم ندارم.یه کاسه ای زیر نیم کاسس...آدم الکی نمیاد بت بگه بیا مختو بزنم😂
امروز یکی از کم کار ترین روزامه چون نصفه ی ماهه و کار اونجوری ای نداریم.کوکی ام ک یه روزایی نمیاد و مرخصی میگیره گاهی اوقاتم که میاد حالش خوب نیست و ساعت ناهار میره اتاق تهیونگ و نیم ساعت دیرتر میاد و چشماشم همیشه قرمز و پف کرده اس.ینی گریه میکنه.نمیتونم تظاهر به بیخیالی کنم چون هر چی نباشه بالاخره اونم یه آدمه و یه آدم مهربونه....
منتظرم بیاد تا ازش بپرسم چی شده...میخوام باهاش حرف بزنم....فقط کنجکاوی نیست...نگرانشم....
پشت به در ایستاده بودمو میز کوک رو مرتب میکردم تا بیاد و بهونه ای نداشتخ باشه.یهو در زدن.احتمال میدادم یونگی باشه...پس کاملا با احترام گفتم:بفرمایید داخل
در باز شد و یارو اومد داخل منم اصلا برنگشتم تا باهاش چشم تو چشم بشم.فقط گفتم:عصر بخیر رییس...کاری داشتین؟؟؟
یهو صدای دلنشین آشناش تو اتاق پیچید:جیمینی...تو با جانگ کوک کار میکنی؟
فکر کردم توهم زدم پس با یه حالت موشکوفانه برگشتم.خودش بود
آرامش ۴ سالم...
صمیمی ترین رفیقم....
محرم تمام راز ها و دردام بجز پسر بودنم....
بیون بکهیون....
گفت:چیشده دیدنم انقدر شوکه کننده بود واست؟
تقریبا سه چهار هفته اس درست حسابی ندیدمش فقط باهاش حرف زدم اونم تلفنی...
بغلش کردم.گفت:چه خبر خانوم کوچولو کاری شدن؟؟؟
-کی به ط گفت؟؟؟
_یولی^_^
-خیلی بده پسر عموت دوس پسر رفیقت باشه...همه خبرا دستشن T_T
_خب بسه انقد خودتو لوس نکن بچه....چه خبر؟چرا اینجایی؟؟
-خودت فک کن!
_نگو ک میخوای مخ مین یونگی رو بزنی و بعد از اخازی زمینش بزنی؟
با یه حالت متفکرانه نگاهم میکرد.نیشخند زدم:تو عمرم پسر به تیزی تو ندیده بودم!
چشماش غرق اشک شد:کی میخای بس کنی؟ببین من خیلی ناراحتم که تو اینکارا رو میکنی!تو حیفی جیمین!حقت نیست اینکارا رو بکنی!!!من دوس ندارم آجی کوچیکم اینجوری با خودش بکنه!تبدیل بشه به یه لاشی ک فقد تو فکر پوله!گناه داری جیمین!خودتو حیفو میل نکن!
انگار نفت ریخت به اتیش...دلم جلز ولز میکرد....بغض ۴ساله ی لعنتیم دوباره جون گرفت....
گفت:یادمه قول دادی بس کنی ولی کی نمیدونممم!بس میکنی یا نه؟اون جی یانگ لعنتی حق نداره با تو مثل یه وسیله واسه رسیدن به اهداف لعنتیش استفاده کنه!تو داری همیشه کمکش میکنی...ولی جیمینا!توام فقد یه مهره ای!کارش باهات تموم بشه میکشتت!برخلاف اونچه که قول داده!
اشک از چشمم ریخت...
آره...کافیه.....
یهو تو چهارچوب در چهره ایو دیدم ک این چند روز خیلی میبینمش....
اینبار با همیشه فرق داشت...
(ادامه دارد...)

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...