ویژه کنید
عکس و تصویر تیره تر از مشکی/پارت یازده #جیمین امروز رو مرخصی گرفتم...چون کوکی نبود و منم میتونستم ...

تیره تر از مشکی/پارت یازده #جیمین
امروز رو مرخصی گرفتم...چون کوکی نبود و منم میتونستم یه نفسی بکشم.
ماشینمو پارک کردمو از سانتافه ی نقره ای رنگم پایین اومدم.یه کت اسپرت سفید رو با شلوار جذب مشکی و کتونی سفید و یه تی شرت مشکی زیر کتم
زنگ خونه ی جین رو زدمو گوشیمو چپوندم تو جیبم.اونم درو زد و من وارد ساختمون شدم
رفت و آمدم به خونه ی جین خیلی زیاده پس دیدنمم باید عادی باشه مگه نه؟
پس چرا این دختره عین بز داره نگام میکنه؟
یامسیح،آب شدمممم...چشاتو بردار
مکی به طعم نسکافه ای آبنباتم زدمو از آسانسور اومدم بیرون و وارد سویت طبقه ی ۱۵ شدم
آب نبات رو به لپم انتقال دادمو وارد خونه ی جین شدم دستمو فرو کردم تو جیبم
گفت:های عشقم
لبخندی گوشه ی لبم نشست:چطوری؟
-بد نیسم...چه خبر از کارت؟
_امروز به زور پیچیدم...بجاش اضافه کاری آخر هفته میرم...فقط بخاطر توعه احمق...
-فقط تو میتونی حین محبت کردن گند بکشی به کل هیکل آدم...حالا چی میشه؟
_کوفد...میزنمتاااا...هیچی دیگه شنبه بجای عصر ساعت۸ میریم ددر دودور....حلع؟
-مگه قرار نی همه اون کصگشا بیان؟
_یادت رفته همه بکس بات تموم کردن و فقط منو و توایم عشقم؟
اخم کرد:اسپرسو میخوری؟
-آره
داشت قهوه آماده میکرد که گوشیم زنگ خورد
مخاطب ناشناس
وصل کردم:الو بله بفرمایید؟
-سلام خانوم پارک....
جین داشت با داد و بیداد ولی بیصدا داد میزد کیه؟
گفتم:اوه شمایید آقا ی مین؟خوبید؟
رو لفظ آقای مین تاکید کردم ک جین بفهمه
_آقای مین نه...شوگا...
یهو اینو گفتو من شوکه شدم:بله؟منظورتونو نمیفهمم
_گفتید باید پدرتون اجازه بدن ک من اجازه گرفتمو ایشون اجازه دادن باهم باشیم
هه اونکه معلومه اجازه میده
-آهان یادم اومد...فقط...
_فقط نداره...با من سر قرار میاید؟؟
-راستش امشب چنتا برنامه داشتم...بچینمشون حلع...
_اوکی..ممنون
-به همین خط اسمس بزنم؟
_بله...لطفا
قط کردمو گوشیو پرت کردم:لعنتییی از اینکه تو عمل انجام شده بیوفتم متنفرممممم
خندید و گوشیمو واسم آورد:چیشد مگه؟
گوشیو از دستش کشیدمو رو آپن نشستمو شماره بابا رو گرفتم
هنوز الو نگفته بودم ک بابا گفت:جیمین تو امشب میری قرار وگرنه میکشمت...
-اوکی میرم...فقط...
-خوبه....خوب تیپ بزنیاااا
-باباااااا
-بابا و مرض
-بابا....
-بسع انقد دپ نباش...
-بابا اگه نقشه ای چیزی داشته باشه چی؟
-تو کاریو ک بت گفتم انجام بده بچه...
-باش
و قط کردم
به شوگا اسمس زدم:میام...ممنون از دعوتتون...آدرس رو لطف کنید
آدرس و ساعت رو واسم فرستاد.ساعت۹ و الان ساعت۶ عه
تا کارامو بکنم هشته!بدبخ شدم
بلند شدم ک برم:جین باید برم
-جیمییین
_جدیه باید برم
-اوکی...اجازه بده قبل از رفتن...
اومد جلو.کمرم خورد به آپن.لباشو کوبید رو لبام و دستشو گذاشت زیر باسنم و کشیدم بالا و نشوندم رو آپن
ادامه دارد....

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...