نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

در رگ حادثه، خون موج زد، آیینه شکست شعله‌ور شد در و دیوار حرم، سینه شکست خون مالک به زمین ریخت، خبر سنگین است بعد مالک، به تن حوصله، سر، سنگین است اشک آغاز جنون ...

در رگ حادثه، خون موج زد، آیینه شکست شعله‌ور شد در و دیوار حرم، سینه شکست خون مالک به زمین ریخت، خبر سنگین است بعد مالک، به تن حوصله، سر، سنگین است اشک آغاز جنون است، تماشا سخت است دیدن بغض علی در غم زهرا سخت است خون ما وجه ...

۲ هفته پیش
120K
‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ♨ ️افسانه #فرهادکوه_پیما 📌 در لابلای تیلیغات محسوس و نامحسوس نامزدهای انتخاباتی #مجلس و بساط شعار ها و شامهای تبلیغاتی شان ....پیکر #فرهادکوله_بر ۱۴ ساله در کوه های تته اورامان ...

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ♨ ️افسانه #فرهادکوه_پیما 📌 در لابلای تیلیغات محسوس و نامحسوس نامزدهای انتخاباتی #مجلس و بساط شعار ها و شامهای تبلیغاتی شان ....پیکر #فرهادکوله_بر ۱۴ ساله در کوه های تته اورامان پیدا شد ..انگار شیرین های تمام دنیا برای‌ فرهاد کوه پیمای ۱۴ ساله‌ در من ...

۱ دی 1398
213K
زنی را می شناسم من که شوق بال و پر دارد ولی از بس که پر شور است دو صد بیم از سفر دارد * زنی را می شناسم من که در یک گوشه ی ...

زنی را می شناسم من که شوق بال و پر دارد ولی از بس که پر شور است دو صد بیم از سفر دارد * زنی را می شناسم من که در یک گوشه ی خانه میان شستن و پختن درون آشپزخانه * سرود عشق می خواند نگاهش ساده و ...

۲۷ آذر 1398
67K
مثل یک کودک بد خواب که بازیچه شده خسته ام خسته تر از آنکه بگویم چه شده در خیالات بهم ریخته ی دور و برم خیره بر هر چه شدم خاطره ای زد به سرم ...

مثل یک کودک بد خواب که بازیچه شده خسته ام خسته تر از آنکه بگویم چه شده در خیالات بهم ریخته ی دور و برم خیره بر هر چه شدم خاطره ای زد به سرم می روم چشم ترم را به زیارت ببرم تا از آن چشم نظر باز شکایت ...

۲۵ آذر 1398
84K
مثل یک کودک بد خواب که بازیچه شده خسته ام خسته تر از آنکه بگویم چه شده در خیالات بهم ریخته ی دور و برم خیره بر هر چه شدم خاطره ای زد به سرم ...

مثل یک کودک بد خواب که بازیچه شده خسته ام خسته تر از آنکه بگویم چه شده در خیالات بهم ریخته ی دور و برم خیره بر هر چه شدم خاطره ای زد به سرم می روم چشم ترم را به زیارت ببرم تا از آن چشم نظر باز شکایت ...

۲۱ آذر 1398
31K
#عاشقانه من به آمار زمین مشکوکم تو چطور؟ اگر این سطح پر از آدمهاست پس چرا این همه دلها تنهاست؟ بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست چه کسی تنها نیست؟ همه از هم دورند ...

#عاشقانه من به آمار زمین مشکوکم تو چطور؟ اگر این سطح پر از آدمهاست پس چرا این همه دلها تنهاست؟ بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست چه کسی تنها نیست؟ همه از هم دورند همه در جمع ولی تنهایند من که در تردیدم تو چطور؟ نکند هیچکسی اینجا نیست ...

۱۳ آذر 1398
2K
هم‌خون جدامانده‌ی من آسمان تو چه رنگ‌ست امروز؟ آفتابی‌ست هوا یا گرفته‌ست هنوز؟ من درین گوشه که از دنیا بیرون‌ست آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه میبینم دیوار است آه این سخت ...

هم‌خون جدامانده‌ی من آسمان تو چه رنگ‌ست امروز؟ آفتابی‌ست هوا یا گرفته‌ست هنوز؟ من درین گوشه که از دنیا بیرون‌ست آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه میبینم دیوار است آه این سخت سیاه آنچنان نزدیک‌ست که چو برمی‌کشم از سینه نفس نفسم را برمی‌گرداند ره چنان بسته ...

۷ آذر 1398
3K
نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام تکرار میشد ...

نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام تکرار میشد صدای عقربه های ساعتی که گذر بی شوق زندگی را نشانم میداد بشقاب غذایی که ...

۶ آذر 1398
41K
ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر تواَم سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شادیَم بخشیده از اندوه بیش همچو بارانی که شوید جسم خاک هستیَم زآلودگی ها کرده ...

ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر تواَم سنگین شده ای به روی چشم من گسترده خویش شادیَم بخشیده از اندوه بیش همچو بارانی که شوید جسم خاک هستیَم زآلودگی ها کرده پاک ای تپش های تن سوزان من آتشی در سایهٔ مژگان من ای ز گندمزارها ...

۴ مهر 1398
18K
❤ ❤ 🍃 نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که ...

❤ ❤ 🍃 نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام تکرار میشد صدای عقربه های ساعتی که گذر بی شوق زندگی را نشانم میداد ...

۲ مهر 1398
18K
قسمت ۱۴ جنگ منوچهر باسلم وتور فریدون به پرورش منوچهر پرداخت و از همه هنرهایی که آموخته بود به او یاد داد.و پهلوانان را جمع کرد و آنها را سوگند داد تا با منوچهر باشند ...

قسمت ۱۴ جنگ منوچهر باسلم وتور فریدون به پرورش منوچهر پرداخت و از همه هنرهایی که آموخته بود به او یاد داد.و پهلوانان را جمع کرد و آنها را سوگند داد تا با منوچهر باشند و سپهداری چون قارن، پهلوانانی چون گرشاسب، سام، نریمان، قباد، کشواد و دیگران در کنار ...

۲۱ شهریور 1398
4K
به زمین می زنی و می شکنی عاقبت شیشه امیدی را سخت مغروری و می سازی سرد در دلی، آتش جاویدی را دیدمت، وای چه دیداری، وای این چه دیداری دلازاری بود بی گمان برده ...

به زمین می زنی و می شکنی عاقبت شیشه امیدی را سخت مغروری و می سازی سرد در دلی، آتش جاویدی را دیدمت، وای چه دیداری، وای این چه دیداری دلازاری بود بی گمان برده ای از یاد آن عهد که مرا با تو سر و کاری بود دیدمت، وای ...

۱۷ شهریور 1398
1K
‍ کاروان کربلا شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین (ع) روی دل با کاروان کربلا دارد حسین (ع) از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین می‌برد ...

‍ کاروان کربلا شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین (ع) روی دل با کاروان کربلا دارد حسین (ع) از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین می‌برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از این‌ها حرمت کوی منا دارد حسین ...

۱۶ شهریور 1398
2K
• نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام تکرار ...

• نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام تکرار می‌شد صدای عقربه های ساعتی که گذر بی شوق زندگی را نشانم می‌داد بشقاب غذایی ...

۱۵ شهریور 1398
17K
#بخونید :) نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام ...

#بخونید :) نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام تکرار می‌شد صدای عقربه های ساعتی که گذر بی شوق زندگی را نشانم می‌داد بشقاب ...

۹ شهریور 1398
13K
👇 بخون👇 فوق العاده... درون معبد هستی بشر در گوشه محراب خواهش های جان افروز نشسته در پس سجاده صدنقش حسرت های هستی سوز به دستش خوشه پربار تسبیح تمناهای رنگارنگ نگاهی میکند سوی خدا ...

👇 بخون👇 فوق العاده... درون معبد هستی بشر در گوشه محراب خواهش های جان افروز نشسته در پس سجاده صدنقش حسرت های هستی سوز به دستش خوشه پربار تسبیح تمناهای رنگارنگ نگاهی میکند سوی خدا از آرزو لبریز به زاری از ته دل یک دلم میخواست میگوید شب و روزش ...

۳ شهریور 1398
13K
شبی تاریک و ظلمانی کشیدم در بغل زانو به آسمان نظر کردم به دنیای پر از اندوه من آن دم را نمی دانم چه کرد یکباره بر جانم غم و غصه و بی تابی که ...

شبی تاریک و ظلمانی کشیدم در بغل زانو به آسمان نظر کردم به دنیای پر از اندوه من آن دم را نمی دانم چه کرد یکباره بر جانم غم و غصه و بی تابی که طوفانی نمود دریا و طغیانش به هم کوبید دل رنجور و پر دردم چو پاره ...

۱۰ مرداد 1398
4K
ارغوان شاخه‌ی هم‌خون جدامانده‌ی من آسمان تو چه رنگ‌ست امروز؟ آفتابی‌ست هوا یا گرفته‌ست هنوز؟ من درین گوشه که از دنیا بیرون‌ست آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه میبینم دیوار است آه ...

ارغوان شاخه‌ی هم‌خون جدامانده‌ی من آسمان تو چه رنگ‌ست امروز؟ آفتابی‌ست هوا یا گرفته‌ست هنوز؟ من درین گوشه که از دنیا بیرون‌ست آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه میبینم دیوار است آه این سخت سیاه آنچنان نزدیک‌ست که چو برمی‌کشم از سینه نفس نفسم را برمی‌گرداند ره ...

۹ مرداد 1398
1K
Sign up My Books Browse ▾ Community ▾ Join Goodreads and meet your next favorite book! Sign Up Now ارغوان شاخه‌ی هم‌خون جدامانده‌ی من آسمان تو چه رنگ‌ست امروز؟ آفتابی‌ست هوا یا گرفته‌ست هنوز؟ من ...

Sign up My Books Browse ▾ Community ▾ Join Goodreads and meet your next favorite book! Sign Up Now ارغوان شاخه‌ی هم‌خون جدامانده‌ی من آسمان تو چه رنگ‌ست امروز؟ آفتابی‌ست هوا یا گرفته‌ست هنوز؟ من درین گوشه که از دنیا بیرون‌ست آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه ...

۹ مرداد 1398
992
زندگی چه فکر میکنی که بادبان شکسته، زورق به گل نشسته‌ای است زندگی در این خراب ریخته که رنگ عافیت از او گریخته به بن رسیده ، راه بسته ایست زندگی چه سهمناک بود سیل ...

زندگی چه فکر میکنی که بادبان شکسته، زورق به گل نشسته‌ای است زندگی در این خراب ریخته که رنگ عافیت از او گریخته به بن رسیده ، راه بسته ایست زندگی چه سهمناک بود سیل حادثه که همچو اژدها دهان گشود زمین و آسمان ز هم گسیخت ستاره خوشه خوشه ...

۳۰ تیر 1398
2K