ویژه کنید
عکس و تصویر . آمده ام همان کافه همیشگیِ قدیمی همان میز و صندلی دقیقا روبروی همان درب ...

.
آمده ام همان کافه همیشگیِ قدیمی
همان میز و صندلی
دقیقا روبروی همان درب قدیمیِ زیبا
همان شال خاکستری رنگ را با همان مانتو آبی خاکستری که آخرین بار بهم گفته بودی چقدر به من می آید و زیباتر شده ام را پوشیده ام
کیفم را میگذارم روی میز و اینبار در صندلیِ مقابلم جای تو در توصیفی ناشدنی خالیست
میدانی بهتر است رویم را برگردانم و به صندلی نگاه نکنم
بهتر است رویم را برگردانم و لبخندی بر لبانم بزنم و آن گونه حس کنم که توی عشقِ عزیز تر از جانم همین جا روبرویم نشسته ای و حرف هایی میزنی که من قهقهه میزنم و وجودت را بر خود شُکر میکنم
راستی چه شد
آن زمان که به خودم می آیم تو واقعا نیستی و همه ی خیالم پَر می کشد
چه شد عشقِ عزیز تر از جانم...! #آیدا_مرتضوی

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...