ویژه کنید
عکس و تصویر بالاخره معاینه دکتر تموم شد و ازم پرسید:حالت بهتره؟؟؟مشکلی نداری؟؟؟ با صدای گرفته میگم:گوش چپم ...

بالاخره معاینه دکتر تموم شد و ازم پرسید:حالت بهتره؟؟؟مشکلی نداری؟؟؟
با صدای گرفته میگم:گوش چپم مشکل داره صداهارو نمیشنوه.
لیام بهم زیرچشمی نگاه میکنه
دکتر آروم چرخوندو گوشم رو معاینه میکنه و میگه این قطره هاییو که برات مینویسمو مرتب استفاده کن این یه چیز سطحی نگران نباش،در ضمن به صورتت مداوم پماد بزن تا کبودیهای صورتت از بین برن،مرتب به صورتت پماد بزن تو صورت زیبایی داری حیفه مواظب باش.
اینا رو گفت و از اتاق بیرون رفت و هلن هم برای بدرقه کردنش همراهش رفت.
لیام روی تخت میشینه،بهم زل میزنه و با پوزخند میگه:تو خیلی زشتالویی مخصوصا با کبودیایی که بهت هدیه دادم،راستی از فردا وقتی که بیدار شدی کارت اینجا شروع میشه،لباستم بهت دادم.
بعد با صدای بلند هلن رو صدا میزنه و میگه:بیا بالا سریع باش
هلن میاد بالا
لیام بهش دستور میده تا قوانین و کارهای اینجارو برام توضیح بده
هلن به لیـام اعتراض میکنه و میگه:اما قربان این ناعادلانَـس اون حالش بده.
لیام با عصبانیت میگه:همین که میگمممم هلن
هلن:اطاعت قربان
لیام:من با بچه ها میرم بیلیارد،خدافظ.
و میره
من:هلن من فقط این اتاقو دیدم که انقد وسعت داره،لابد کل خونه یه قصر پهناوره
هلن به نشونهٔ"اوهوم"سر تکون میده و برام تمام قوانین رو توضیح میده،همجارو بهم نشون میده و تمام افراد خونه رو بهم معرفی میکنه.
با خدمتکارای(دخترا)اونجا خیلی صمیمی شدم
اونا هم مثه هلن باهام مهربوونن،عین خواهرای نداشتمن:گیسو،اتریسا،سلن،سارا،ملیکا،
گندم،هلن
یه دختره دیگه هست که خیلی خودشو میگیره بروبچ میگن اسمش ترساعه و بدجنسه بهم میگن حواسم به خودم باشه
هلن بهم میگه:برو بخواب از فردا باید با اون لباسای چرت کار کنی همه ی کارا خونه سنگینه به خدا برو بخواب حالتم خوب نی
👑 👑 👑 👑 👑 👑
این دخملا خیلی مهلبونن
حداقل تا وقتی که اینجام تنها دلخوشیمن و باید از ترسا دوری کنم
روی تخت دراز کشیدم سرم درد میکرد
قرصامو خوردمو طول نکشید که خوابم برد.
👑 👑 👑 👑 👑 👑
نظر لطفا❤
👑 👑 👑 👑 👑 👑

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...