ویژه کنید
عکس و تصویر #پارت هجدهم #شهلا :اقا تیامو سنش خیلی کمه شیدا :تیامو گفته بین همه خاستگارام اینو ...

#پارت هجدهم #شهلا :اقا تیامو سنش خیلی کمه
شیدا :تیامو گفته بین همه خاستگارام اینو نباید از دست بدم بابا پسر اقای باقریه؟
من :برو بابا اقای باقری خر کیه؟
شیدا:بشین مینیم باو قراره سه سال نامزد باشن که درس تیامو تموم شه بعدش عقد کنن و یک سال بعدشم بادا بادا مبارک بادا ایشالله مبارک بادا
من وشهلا :نه بابا!
شیدا :زن بابا

از کافی شاپ اومدیم بیرون و رفتیم شهر بازی خاله باران اینا هم اومدن و سلام و احوال پرسی کردیم
منو شهلا تیامو رو کشیدیم کنار و که مسخره بازی در بیاریم
من:اهههههههـ دخترم فرزند یکی یدونم فرزند خلو دیونه ام چه زود بزرگ شدی دخترم
تیامو:یکی یدونه خلو دیونه که تویی چتونه باز گرفتتون زده سرتون شما دوتا بوزینه
من:اوووووووی عروس خانم خل وضع شیرین عقل ادب داشته باش که دوماد جون پشیمون میشه از خاستگاریش
تیامو:وااااااای کی به شما گفت ؟؟؟؟ای شیدای خبرنگار به همین زودی به این دوتا شاسکول گفتی ؟
من :حالا این دوماد چلغوز چه ریختی هس ؟اصلا به شان من میخوره؟
تیامو :پسد اقای باقریه...
شیدا :باقری کیه دیگه
تیامو :شما نمیشناسین؟
من و شهلا:نه نمیشناسیم
تیامو :خدا مرگم بده شما پدرشوهر منو نمیشناسین به این مشهوری
من: چرا بایر بشناسیم؟؟؟؟؟؟
تیامو :پدر شوورم کارخونه داره مادر شوهرمم معلم ریاضیه...    من یکی که داشتم سکته میکردم نکنه خانم باقری خودمونه زنش چون اونم شوهرش باقریه کار خونه داره      وااااااای مامان
من :اسم زنش چیه؟
تیامو :شهپر
من:غلط کرد شوور کرد همه رو دربه در کرد مردشورتو ببرن این که سلیطه خانم معلم ریاضی ماهه
تیامو:دروغ!!!!!!     شهلافرتی زد زیر خنده و مسخره ام میکرد  داشت ریسه میرفت
من :بیا خَلای سررفتگیشم واسه تو بخند تو نخندی کی بخنده گاو شصت و هشت سر
تیامو  :همون معلمه که میگفتی خیلی سگه؟
من:اره عقدایه باور کن بچه گور به گور شدشم عین خود بزمجشه زنیکه عقده ای به چه جراتی اومده دختر مارو ببره
تیامو :برو بابا بچه اش به ننه ی گور به گور شده ی افریته ی خاک برسر گودزیلاش می ارزه
من:حالا انگار بچه ی خاک بر سرش چهـ میکروبیه؟
تیامو :بابا تو شرکت باباش کار میکنه خونه داره بهترین خونه و زندگی
من  :خاک تو سرت تا حالا کم برات شده که دنبال پولشی
تیامو:نه روانی هرچقد بگی این پسره بچه خوبیه کم گفتیـ
من:نه بابا
تیامو :برو بابا
من:رفتی باباـ
تیامو دیگه هیچی نگفت چون میدونس بحث با من مث اینه که پشه رو رو صورتت بکشی شاید پشه رو بکشی ولی آخرش یه سیلی به خودت زدی
خدایا این تیامو رو هم شفا بده وااااااای مامان اگه با ها ش ازدواج کنه من با سلیطه خانم چه کنم؟
وایییی ثمین حالا انگار میخوای تو تحملش کنی
از شهر بازی برگشتیمـ  لباسمو عوض کردم و اومدم برم بخوابم که یه صدا

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...