ویژه کنید
عکس و تصویر تیره تر از مشکی/پارت نوزدهم #جیمین کام عمیقی از سیگار ت دستم گرفتم.... لعنتی...اعصابم بهم ...

تیره تر از مشکی/پارت نوزدهم #جیمین
کام عمیقی از سیگار ت دستم گرفتم....
لعنتی...اعصابم بهم ریخته بود....
تا جانگ کوک پیدا نشه قطعا اگه برم سمتش پسم میزنه....پس جانگ کوک باید پیدا بشه...
خودم میدم آدمای بابا پیداش کنن...
سیگارمو تو جاسیگاری خاموش کردم.بلند شدم یه تی شرت مشکی که نوشته هاش طلایی بودو پوشیدم و روش یه سویی شرت مشکی که زیپ و بندش طلایی بودو پوشیدم
یه شلوار جذب رو با کتونی های مشکیم پوشیدم و موهای بلوندمو چتری ریختم رو پیشونیم.از موهام دوتا قسمت جدا کردمو خرکوشی بستم
(مدل موهای Faraan تو مشاپ ماکان بند فرض کنید موهای بلوند جیمین بلندم هستن)
یه آرایش ساده ولی حرفه ای پسرونه زدم.چشمامو کشنده تر کرد...لعنتی کاش میشد یکی عاشقم میشد...
گوشی و کیلس ماشینمو برداشتمو رفتم پارکینگ
سوار آسانسور شدم و با اخم به تیپم خیره شدم.تنفر محض داشتم ازین ک برم پیشش ولی مجبور بودم...
عز دختر بودن بدم نمیاد عز کوچیک کردن خودم پیش جی یانگ بدم میاد
باید جانگ کوک پیدا بشه...
آره باید پیدا بشه تا من به هدفم برسم....
اگه پیدا نشع چ گوهی بخورم...
تا پیدا نشه یونگی نمیتونه درس حسابی فکر کنه...
باید بتونه فکر کنه مخش سر جاش باشه که بشه زدش
مخ لعنتیش الان سرجاش نیست...
اونقدرام ک جی یانگ گفته بود مخش ضد ضربه نیست...
از اسانسور خارج شدم.
همزمان به یکی برخورد کردم.سرمو آوردم بالا
نیشخند رو لبش بود
_جین،اوپا...خ..خوبی؟
لبخندش پررنگ تر شد:خوبم چیم چیم...تو خوبی؟قولتو ک یادت نرفته؟نگو ک یادت رفته!
لنتی امشب نهههههه!
آب دهنمو قورت دادم:نـ....نه یادم نرفته!ولی...امشب نه....میشه؟
_نشد ک بشی جیمینی...نمیتونی بپیچی منو....
هوفی کشیدم...حالا کی اینو ازمون رد کنه؟؟؟
ظاهرا امشبو باید بهش بدم...
نمیشه چون سمج تر از این حرفاس ک بیخیال شه... #سهون
وارد خونه شدم....سومین روزی ک اون لجباز رفته....
گاهی آرزو میکنم کاش برگرده....
کاش دوباره باشه....
کاش...
اصن بیخیال....من کی انقدر احساساتی شدم؟‌لعنتی تو یه پلیسی...دور از احساسات....آره تو فقد بش عادت کرده بودی....آره اگه ببینیش نمیری جلو نمیخابونی زیر گوشش و سرش داد نمیزنی لعنتی کجا بودی دلتنگ شدم...
آرع باو...
خلاص....
رفتم تو آشپز خونه و شیشه ی نوتلا رو از کابینت برداشتم
عین دخترا عاشق نوتلا بود...
اینم بخاطر اون خریدم...
من ک نوتلا نمیخورم....
شیشه رو باز کردمو نوک انگشتمو به شکلات توش زدم...
راست میگفت...مزه ی بهشت میداد....
یهو درو زدن...
لعنتی کاش بک باشه الان دلم میخاد با یکی حرف بزنم...
درو باز کردم.هنوز یونیفرمم رو هم در نیاورده بودم
یهو یه موجود نسبتا کوچولو افتاد تو بغلم:ببخشید ک بیخبر رفتم!
لو...هان
خودمو کلی کنترل کردم ولی بعد محکم فشارش دادم
کوله اش همراهش نبود
گفت:راستش برگشتم خونه....

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...