ویژه کنید
عکس و تصویر تیره تر از مشکی/‌پارت بیستو هفتم #سهون لعنتی چشاتو باز کن... لعنتی من فقط باهات ...

تیره تر از مشکی/‌پارت بیستو هفتم #سهون
لعنتی چشاتو باز کن...
لعنتی من فقط باهات شوخی کردم....
من خیلی دلتنگت بودم....
کاش میشد بهت بگم دلتنگتم....
اون چشاتو باز کن.....
اون چشمای لعنتیت خابو ازم گرفته....انقد نخاب و بازشون کن بذار ببینمشون...
نور دقیقا موهاشو هدف گرفته بود....
دیشب تا صبح تو تب سوخت...
گاهی ناله میکرد و گاهی میگفت راحتم بذارید.....
دکتر آوردم ولی مطمعنم اونقدر جدی نبوده....
من فقد باهات شوخی کردم...
چرا انقد بدجنس بودی که چشماتو ببندی...
لیکور خورده بوده...
دوتا شیشه خالی کرده...ولی ظرفیتش خیلی بالا بوده چون هنوز کامل مست نبوده....
باز کن اون لعنتیا رو چشمآهو... #کوکی
اون دختر به اشاره ی من اومد خودشو ت بغلم جا کرد...
لباسی تنش بود که بنظر نمیپوشید فرقی نمیکرد...
یهو بخودم اومدم دیدم جلو چشمام یه اسلحس...
صدای بم و ترسناک تهیونگ تو گوشم پیچید
_اون مال منه...
دختر تقریبا از ترک زهرترک شد
_نبینم دور و بر کوک بپلکین...فهمیدین؟؟؟
دختر با سر تایید کرد...
تهیونگ اسلحه رو از رو پیشونیش برواشت و دختر رسما فرار کرد
از تهیونگ دور شدمو گری گوس رو برداشتمو تو جام ریختم
مزه مزه اش کردم
_قهری؟
با تعجب برگشتم سمتش.همی الان میخاست دختره رو به قتل برسونه بعد عز من میپرسه قهری😳یا مسیح این چشههههه؟؟؟؟چرا انقد عجیب شده؟؟؟
البته منم بیحس بازی کردنو عز خودش یادگرفتم....
-بنظرت ارزش داری باهات قهر کنم؟؟؟
_نچ...قهری...عز کی تا حالا دروغ یادگرفتی؟
-عز همون وقتی که کیم تهیونگ حرومزاده منو به بازی گرفت
جوابشو جوری تو صورتش کوبوندم که تا یه مدت ساکت بود....
_من بهت خیانت نکردم کوکی....
جواب ندادم...آهنگ کر کننده بود و خودمو به نفهمی زدم....
نمیدونم کی ته بطری رو در آوردمو داغی لبایه تهیونگو رو لبام حس کردم....
پسش زدم و رفتم کنار
_از کی تا حالا از توله خرگوش به توله سگ تبدیل شدی؟؟؟؟
سوالش بیجواب موند....
چون لبامو رو لباش کوبیدم...
چرا تو رقص میتونن حسابی همدیگه رو انگولک کنن اما بوسه ی دوتا پسر انقد عجیبه؟
نمیدونم کی لاشه ی مستمو جمع کردو سوار ماشین شدیم..... #جیمین
وارد خونه شدم
سکوت خونه ترسناک بود....
سکوتی که بهش عادت داشتم اما خب....
ترسناک بود...
آای میچسبید الان آنابل از تو تاریکی بیاد بیرون منو بکشه خلاص شممم
کتمو در آوردم پرت کردم
رفتم تو بالکن رو صندلی لش کردم
(عع چه قافیع)(ادمین رد میدهد)
یهو یچیزی جلو دهنمو پوشوند
خدایا حالا درسته ازت خاستم آنابل بیاد بکشتم ولی ت چرا جدیدا همه خاسته هامو جدی میگیریییییی
هرکاری کردم جیغ بزنم نشد
حالا جیغ میزدم چی تغییر میکرد
چرا گازش نگرفتمممممم😂
صدای آه مردونه اش اومد #تهیونگ
وارد اتاق شدم
رو تخت خابوندمش:دوست دارم شاهزاده...
_دوسم داری؟؟؟
-دارم...
_منم همی طور....

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...