نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

دستکشامو در آوردم یهو یاد یه چیزی افتادم و گفتم_علی؟._جان علی ._از این قضیه سعید و بقیه چیزی نفهمن لطفا بین خودمون بمونه ._توقع داری از سعید پنهون کنم؟واقعا خدا رحم کرد که بلایی سرت ...

دستکشامو در آوردم یهو یاد یه چیزی افتادم و گفتم_علی؟._جان علی ._از این قضیه سعید و بقیه چیزی نفهمن لطفا بین خودمون بمونه ._توقع داری از سعید پنهون کنم؟واقعا خدا رحم کرد که بلایی سرت نیومد._خب حالا که سالمم رفیق جانم نگو بهش باشه؟بعدا خودم میگم._به روی چشم خانوم کارآگاه ...

۲ هفته پیش
134K
#پریود زرد جوجه ای یه بار یکی از مراجعینم یه دختر سوئدی بود. دختری بود به غایت زیبا و مهربون که بعد از فوت مادرش در اثر سرطان، دچار افسردگی شده بود و می اومد ...

#پریود زرد جوجه ای یه بار یکی از مراجعینم یه دختر سوئدی بود. دختری بود به غایت زیبا و مهربون که بعد از فوت مادرش در اثر سرطان، دچار افسردگی شده بود و می اومد که باهام حرف بزنه. راجع به مادرش هر چی بیشتر حرف میزد من بیشتر به ...

۲ هفته پیش
263K
راوی:لیلی _________________________________________ دو سه روزی هست که از باغ شهرام برگشتیم و درگیر دید و بازدید نوروزیم ولی امروز توی خونه موندیم.سپهر و سعید داشتن توی حیاط بازی میکردن و منم داشتم براشون آبمیوه درست ...

راوی:لیلی _________________________________________ دو سه روزی هست که از باغ شهرام برگشتیم و درگیر دید و بازدید نوروزیم ولی امروز توی خونه موندیم.سپهر و سعید داشتن توی حیاط بازی میکردن و منم داشتم براشون آبمیوه درست میکردم که گوشیم زنگ خورد ،عسل بود و جواب دادم._به به سلاااممم عسل خانوم عیدت ...

۲۱ شهریور 1398
152K
رمان همزاد پارت۱۱۰ #آدین _آدین _جان آدین _میشه حالا صحبت کنیم؟ همینطور که موهاشو نوازش میکردم گفتم: _ن فک کردن بهش عصابمو خورد میکنه _بی خودی عصابتو خورد میکنی بهش نگاه کردم وقتی نگامو روی ...

رمان همزاد پارت۱۱۰ #آدین _آدین _جان آدین _میشه حالا صحبت کنیم؟ همینطور که موهاشو نوازش میکردم گفتم: _ن فک کردن بهش عصابمو خورد میکنه _بی خودی عصابتو خورد میکنی بهش نگاه کردم وقتی نگامو روی خودش دید گفت: _آدین..این حساسیت ها برای چیه!.سن کمش؟..فاصله سنیشون؟ غیرت برادرانه؟..دوست بودن اشکان با ...

۳۰ خرداد 1398
117K
رمان همزاد پارت۸۴ #نور باحرص دروبستم وشالمو در اوردم ب من میگه«مگه چیکار دارم میکنم؟!ی شنا سادست دیگع!؟»...آره تو راس میگی ی شنا ساده انقدر توجه دخترا رو جلب میکنه داشت گریم میگرفت نکنه آدین ...

رمان همزاد پارت۸۴ #نور باحرص دروبستم وشالمو در اوردم ب من میگه«مگه چیکار دارم میکنم؟!ی شنا سادست دیگع!؟»...آره تو راس میگی ی شنا ساده انقدر توجه دخترا رو جلب میکنه داشت گریم میگرفت نکنه آدین دیگه دوسم نداشته باشه!آخه چرا!؟..بعد ی دوشی ک گرفتم و تا تونستم حرصمو روی شستشوی ...

۱۲ اردیبهشت 1398
35K
رمان همزاد پارت ۷۸ #ماهور -خوابید؟ -آره خداروشکر با اون آرد بودم ک نور جونم تو بغلش خوابیده بود بهتر شد ک خوابید خیلی استرس داشت آخه...احساس کردم کسی کنارم نشست آواز بود ک نگام ...

رمان همزاد پارت ۷۸ #ماهور -خوابید؟ -آره خداروشکر با اون آرد بودم ک نور جونم تو بغلش خوابیده بود بهتر شد ک خوابید خیلی استرس داشت آخه...احساس کردم کسی کنارم نشست آواز بود ک نگام کردو گفت: -حالت خوبع؟ -آرع -چیزی نیاز داری؟ -نع -میخوای بخوابیع؟ -نع -چیزی میخور.. پریدم ...

۲۸ فروردین 1398
27K
رمان همزاد پارت۷۰ #آدرینا وای خدای من باورم نمیشه آجیم همه چیو یادش اورده...تازه آدی تیله ای(لقب آدین) زنگ زدوگفت ک آجیم همه چیو یادش اورده و من الان مثل دیوونه ها بالا پایین میپرم ...

رمان همزاد پارت۷۰ #آدرینا وای خدای من باورم نمیشه آجیم همه چیو یادش اورده...تازه آدی تیله ای(لقب آدین) زنگ زدوگفت ک آجیم همه چیو یادش اورده و من الان مثل دیوونه ها بالا پایین میپرم و آهنگ میخونم...باید آماده بشم چون آدی گفت امشب میان خونه...ب سمت wc رفتم تا ...

۲ فروردین 1398
34K
یـــلدا بانو 👑 دو باره به یاد همون خاطره افتادم .. اون خاطره مسخره .. با بچه ها خونه مام اسما نشسته بودیم ، رابطه من و آرشام همیشه خوب بود اون موقه من سیزده ...

یـــلدا بانو 👑 دو باره به یاد همون خاطره افتادم .. اون خاطره مسخره .. با بچه ها خونه مام اسما نشسته بودیم ، رابطه من و آرشام همیشه خوب بود اون موقه من سیزده سال سن داشتم و آرشام هوده سال سن . مراد پسر دوست خانوادگیمون همیشه از ...

۲۷ اسفند 1397
287K
رمان همزاد پارت۶6 ی نگاه ب آدرینا کردم ک سرش تو گوشی بود و داشت ب یکی pm می داد منم ک فضول سرمو ب سمتش کشیدم...متوجه نشد خاع حالا بهتر میشه خوند...چیع!...«اصل میدی گلم..».... ...

رمان همزاد پارت۶6 ی نگاه ب آدرینا کردم ک سرش تو گوشی بود و داشت ب یکی pm می داد منم ک فضول سرمو ب سمتش کشیدم...متوجه نشد خاع حالا بهتر میشه خوند...چیع!...«اصل میدی گلم..».... «طهورا ۱۶ شمال»...چع! این چیع میگع؟!...«سامیار ۱۸ تهران.خوشبختم عزیزم...البته میتونی سامی صدام کنی..».ن بابا.. «با ...

۲۶ اسفند 1397
45K
سپهری .. معرفی نمیڪنید؟؟ + چرا که نه ایشون آرشام هستن پسر هموی من که مدتی توی فرانسه بوده . ارشام جان یه لحضه من الآن میام +من.. توی حرفم پـرید و گـفت ــ برو ...

سپهری .. معرفی نمیڪنید؟؟ + چرا که نه ایشون آرشام هستن پسر هموی من که مدتی توی فرانسه بوده . ارشام جان یه لحضه من الآن میام +من.. توی حرفم پـرید و گـفت ــ برو و با خودشم برگرد آدرس رو که بلدی +آره بلدم موسی فعلا خدافظ ـ خدافظ ...

۲۴ اسفند 1397
64K
رمان همزاد پارت۶۲ #آدین اوفففف این چ موهای من دارم لعنتی... -آدرینــــــــــــا وارد اتاق شدوگفت:هـــــا چیـــع با اخم نگاش کردمو گفتم:این چ طرز حرف زدن با بزرگترته بزنم سیاه کبودت کنم چشم سفید... با بدو ...

رمان همزاد پارت۶۲ #آدین اوفففف این چ موهای من دارم لعنتی... -آدرینــــــــــــا وارد اتاق شدوگفت:هـــــا چیـــع با اخم نگاش کردمو گفتم:این چ طرز حرف زدن با بزرگترته بزنم سیاه کبودت کنم چشم سفید... با بدو ب سمتم اومد و بغلم کرد که بزور از بغلم بیرونش اوردم و گفتم: -چه ...

۲۱ اسفند 1397
84K
سلام رفقا✋ 🙌 من محمد ابراهیم همت هستم ازشهرضا🌹 #سال1334 به دنیاآمدم😊 🌸 چندروز به تولدم مونده بودکه ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭمﻋﺎﺯﻡ ﻛﺮﺑﻼی ﻣﻌﻠّﯽ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻗﺒﺮﺳﺎﻻﺭﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﺁﻥ ﺩﯾﺎﺭ ﺷﺪﻧﺪ ↘ ️↘ ️↘ ...

سلام رفقا✋ 🙌 من محمد ابراهیم همت هستم ازشهرضا🌹 #سال1334 به دنیاآمدم😊 🌸 چندروز به تولدم مونده بودکه ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭمﻋﺎﺯﻡ ﻛﺮﺑﻼی ﻣﻌﻠّﯽ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻗﺒﺮﺳﺎﻻﺭﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﺁﻥ ﺩﯾﺎﺭ ﺷﺪﻧﺪ ↘ ️↘ ️↘ ️ 🍀 🍀 ‍ 🌹 #یک خانمی باردار بود! و اصرار بر سفر #کربلا... همسرش ...

۱۸ اسفند 1397
909K
رمان همزاد پارت۵۷ دستای لرزونشو روی گونم گذاشت وبا نگاه نگرانی بهم خیره شدو با من من گفت: -ن..نور..چ..چی شده؟ لبخندی زدم و دستمو روی دستاش ک روی گونه هام بود گذاشتم وبه سمت لبام ...

رمان همزاد پارت۵۷ دستای لرزونشو روی گونم گذاشت وبا نگاه نگرانی بهم خیره شدو با من من گفت: -ن..نور..چ..چی شده؟ لبخندی زدم و دستمو روی دستاش ک روی گونه هام بود گذاشتم وبه سمت لبام کشیدم دستاشو بوسیدم و آروم رها کردم و به پرتگاه نزدیک شدم...صدایی ازش نمی اومد ...

۱۴ اسفند 1397
81K