نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

part4 -------------- یونجون: چقدر داد و بیداد میکرد دستم رو گذاشتم رو دهنش چشاش گشاد شدن چشام رو تو حدقه چرخوندم و خیلی اروم گفتم

part4 -------------- یونجون: چقدر داد و بیداد میکرد دستم رو گذاشتم رو دهنش چشاش گشاد شدن چشام رو تو حدقه چرخوندم و خیلی اروم گفتم"کارت دارم اروم باش" دستمو از رو دهنش برداشتم خوبه جیغ نکشید . "بومگیو رو زینب از همون اول کراش داشته.منم بهترین دوست بومگیو ام مث ...

۲ روز پیش
35K
part3 ----------------------- زینب: دنبال مارلی میگشتم ولی پیداش نکردم . یادم اومد هروقت تنها میشد میرفت پشت بوم رفتم پشت بوم تا درو باز کردم به یکی برخوردم و نزدیک بود بیافتم ولی منو یکی ...

part3 ----------------------- زینب: دنبال مارلی میگشتم ولی پیداش نکردم . یادم اومد هروقت تنها میشد میرفت پشت بوم رفتم پشت بوم تا درو باز کردم به یکی برخوردم و نزدیک بود بیافتم ولی منو یکی گرفت. "خوبی ؟" صدای بومگیو بود برگشتم سمتش دستش دور کمرم بود قرمز شدم. "مرسی" ...

۲ روز پیش
40K
#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد وشصت وسه -حاال تو بیار بعدا چطورشو میفهمی من تو اتاقمم. وان رفت تو اتاقش و منم رفتم تو اتاقم. یه جین آبی. یه مانتوی مشکی که از جلو تماش با منجاق کار ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد وشصت وسه -حاال تو بیار بعدا چطورشو میفهمی من تو اتاقمم. وان رفت تو اتاقش و منم رفتم تو اتاقم. یه جین آبی. یه مانتوی مشکی که از جلو تماش با منجاق کار شده بود و یه شال مشکی یه شالو کاله آبی یه کت کوتاه مشکی. و ...

۴ روز پیش
32K
#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد وپنجاه و یک پسره روانی کله خراب میگم ببند نیبندی. احسان با رقص رفت سمت آریا و یه بوس از لپش کرد و گفت -فدایی داری چشم قشنگ ادامه داد حاال یاروم اومد ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد وپنجاه و یک پسره روانی کله خراب میگم ببند نیبندی. احسان با رقص رفت سمت آریا و یه بوس از لپش کرد و گفت -فدایی داری چشم قشنگ ادامه داد حاال یاروم اومد دل داروم اومد . دست آریا رو گرفت .گفت بیا وسط دیگه ای یار . ...

۶ روز پیش
10K
#فرشته_دورگه #پارت35 رها هرچی دنبال آیسان میگشتم پیداش نمیکردم من:رهاد داداشی یه لحظه بیا رهاد:چیشده گلم من:آیسان نیستش اخماش رفت توهم رهاد:یعنی چی نیس شام وایییییی خدایا بدبخت شدیم بابابزرگ اوخ من:حالا چیکار کنیم ؟ ...

#فرشته_دورگه #پارت35 رها هرچی دنبال آیسان میگشتم پیداش نمیکردم من:رهاد داداشی یه لحظه بیا رهاد:چیشده گلم من:آیسان نیستش اخماش رفت توهم رهاد:یعنی چی نیس شام وایییییی خدایا بدبخت شدیم بابابزرگ اوخ من:حالا چیکار کنیم ؟ رهاد:برو بگو هاکان و آرمان بیان من:چهارتایی دیگه چی؟ رهاد:نمیخواد رفتم گفتم اومدن آرمان:من دیدمش ...

۱ هفته پیش
37K
#پارت_صد_چهل_یک #غریبه_آشنا ئونسو برگشتم خوابگاه اوپا کیونگسو هنوز نیومده بود،رفتم دنبالش سالن تمرین،در رو باز کردم +اوپا کیونگسو اوپا کیونگسوو -بله چی شده +وای فکر کنم لیلا دوستت داره -جدی؟خودش گفت +نه خودش که نگفت ...

#پارت_صد_چهل_یک #غریبه_آشنا ئونسو برگشتم خوابگاه اوپا کیونگسو هنوز نیومده بود،رفتم دنبالش سالن تمرین،در رو باز کردم +اوپا کیونگسو اوپا کیونگسوو -بله چی شده +وای فکر کنم لیلا دوستت داره -جدی؟خودش گفت +نه خودش که نگفت ولی من از اون سیاست های دخترونه که گفتی استفاده کردم،فهمیدم انگار دلش پیشته تاززهههه ...

۱ هفته پیش
45K
#پارت_صد_سی_نه #غریبه_آشنا ئونسو نشسته بودم رو میز اتاقم کتاب میخوندم،در زدن +بله کیونگسو:اجازه هست بانوی جوان +آره اوپا بیا داخل کتابمو بستم بلند شدم از پشت میز +بیا بشین اوپا نشستیم رو تخت +بله اوپا ...

#پارت_صد_سی_نه #غریبه_آشنا ئونسو نشسته بودم رو میز اتاقم کتاب میخوندم،در زدن +بله کیونگسو:اجازه هست بانوی جوان +آره اوپا بیا داخل کتابمو بستم بلند شدم از پشت میز +بیا بشین اوپا نشستیم رو تخت +بله اوپا چیکارم داری؟ -من میخواستم یه موضوعی رو بهت بگم +چی شده -آممم نمیدونم چجوری بگم ...

۱ هفته پیش
70K
پارت شصت رمان دیدت دوباره ی تو اعهه.... حوصلم پوکیدهههه..... حالا چه غلطی بکنم..... اهااا.... یافتم..... من اومدم ... یوهاهاها... رفتم طرف نشیمنگاه عروس و دوماد....رفتم پیش امیر از اونجایی که داشت با مهمونه ها ...

پارت شصت رمان دیدت دوباره ی تو اعهه.... حوصلم پوکیدهههه..... حالا چه غلطی بکنم..... اهااا.... یافتم..... من اومدم ... یوهاهاها... رفتم طرف نشیمنگاه عروس و دوماد....رفتم پیش امیر از اونجایی که داشت با مهمونه ها صحبت می کرد متوجه ی من نشد..... یه لبخند شیطانی زدم و رفتم سراغ کیک ...

۲ هفته پیش
30K
پارت هشتاد و سه پسره که فهمیدم اسمش اراده بهم سلام کرد و منم جوابشو دادم اه بهش میخورد از خود راضی منگل خودشیفته ی ایکبیری روانی بوزینه ای باشه واسه خود کودن ش عین ...

پارت هشتاد و سه پسره که فهمیدم اسمش اراده بهم سلام کرد و منم جوابشو دادم اه بهش میخورد از خود راضی منگل خودشیفته ی ایکبیری روانی بوزینه ای باشه واسه خود کودن ش عین میمونی که تو صحرا داره عرعر می‌کنه و جفتک میپرونه و پشکل میندازه خخخخخخخخخخ چی ...

۲ هفته پیش
31K
پارت اول با صدای زنگ از خواب بیدار شدم وایییییی خدایی خیلی سخته صبح زود بیدار شی خب یعنی چی همینطور که غر میزدم وارد سرویس بهداشتی شدم و بعد از انجام کارهای مربوطه(دیگه فضولی ...

پارت اول با صدای زنگ از خواب بیدار شدم وایییییی خدایی خیلی سخته صبح زود بیدار شی خب یعنی چی همینطور که غر میزدم وارد سرویس بهداشتی شدم و بعد از انجام کارهای مربوطه(دیگه فضولی نکنین چه کاری) رفتم و شروع کردم به انتخاب کردن مانتو اخه امروز روز اول ...

۲ هفته پیش
66K
#پارت25: از پشت کمد بیرون اومدم. لب ورچیده به اتاق نگاه کردم حالا چه غلطی می کردم نگاه گذارایی به اتاق انداختم که چشمم به پنجره افتاد. با خوش حالی سمت پنجره رفتم و پرده ...

#پارت25: از پشت کمد بیرون اومدم. لب ورچیده به اتاق نگاه کردم حالا چه غلطی می کردم نگاه گذارایی به اتاق انداختم که چشمم به پنجره افتاد. با خوش حالی سمت پنجره رفتم و پرده رو کنار زدم. پنجره رو باز کردم این که حفاظ داشت وایییییی نه! بدبختی از ...

۳ هفته پیش
34K
#پارت25: از پشت کمد بیرون اومدم. لب ورچیده به اتاق نگاه کردم حالا چه غلطی می کردم نگاه گذارایی به اتاق انداختم که چشمم به پنجره افتاد. با خوش حالی سمت پنجره رفتم و پرده ...

#پارت25: از پشت کمد بیرون اومدم. لب ورچیده به اتاق نگاه کردم حالا چه غلطی می کردم نگاه گذارایی به اتاق انداختم که چشمم به پنجره افتاد. با خوش حالی سمت پنجره رفتم و پرده رو کنار زدم. پنجره رو باز کردم این که حفاظ داشت وایییییی نه! بدبختی از ...

۳ هفته پیش
32K
گــوش کن!صــدایے مےآیـد،گــویے کسےدرحـوالے دلــم قــدم میــزند... نمیــدانمـ شــایـدبامن کــاردارد...بیـخـیـالش!اگــرکــارداشت دَرمیـــزد... راستےمــدتـهاست دلــم دیــگـر دل نیســت،نــه آب وجــارومیشــود،نـه چــراغے دارد،بیشتــربه غمــکده شبیــه است تادل!... صــبــرکن!انــگاربازهمـ صــدای آن قــدمـهـا مےآیـد!ساعتهاست که این کفـشهـا کـوچه ے قلبمـ ...

گــوش کن!صــدایے مےآیـد،گــویے کسےدرحـوالے دلــم قــدم میــزند... نمیــدانمـ شــایـدبامن کــاردارد...بیـخـیـالش!اگــرکــارداشت دَرمیـــزد... راستےمــدتـهاست دلــم دیــگـر دل نیســت،نــه آب وجــارومیشــود،نـه چــراغے دارد،بیشتــربه غمــکده شبیــه است تادل!... صــبــرکن!انــگاربازهمـ صــدای آن قــدمـهـا مےآیـد!ساعتهاست که این کفـشهـا کـوچه ے قلبمـ را متــرمیکننــد... میدانے!راستش من قبلا هم صـداے کفـش وقـدم زدن دراین حــوالے راشنــیده امـ... اما...امااین ...

۳ هفته پیش
17K
پارت بیست و دوم رمان دیدن دوباره تو یه لبخند شیطانی زدم..... و توی دلم گفتم.....دارم..برات ...اشکان..خان👿 #ستاره با صدای جیغ یه نفر از خواب پریدم...... مثل این که صدا از اتاق سینا میومد .... ...

پارت بیست و دوم رمان دیدن دوباره تو یه لبخند شیطانی زدم..... و توی دلم گفتم.....دارم..برات ...اشکان..خان👿 #ستاره با صدای جیغ یه نفر از خواب پریدم...... مثل این که صدا از اتاق سینا میومد .... رفتم توی اتاق سینا و با دیدن صحنه ی رو به روم .. زدم زیر ...

۱۰ مرداد 1398
39K
وایییییی من دورت بگردم

وایییییی من دورت بگردم

۵ مرداد 1398
10K
آپدیت توییتر و اینستاگرام woojounghan با پسرا^^ وایییییی من مردم با این عکس..دستاشونوووووو :) یه سوال...چرا با بکی و چان عکس ننداخته؟

آپدیت توییتر و اینستاگرام woojounghan با پسرا^^ وایییییی من مردم با این عکس..دستاشونوووووو :) یه سوال...چرا با بکی و چان عکس ننداخته؟

۲ مرداد 1398
3K
#پارت_هجدهم #غریبه_آشنا یهو یه سر اومد جلو صورتم ترسیدم +ئونسو کیهههه سریع بلند شدم سرم کوبید تو سرش -آیییی چانی خدا لعنتت کنه سرم داغون شد اینجا چیکار میکنی دستشو زد چراغ خواب رو روشن ...

#پارت_هجدهم #غریبه_آشنا یهو یه سر اومد جلو صورتم ترسیدم +ئونسو کیهههه سریع بلند شدم سرم کوبید تو سرش -آیییی چانی خدا لعنتت کنه سرم داغون شد اینجا چیکار میکنی دستشو زد چراغ خواب رو روشن کرد +ئونسو کیه؟؟؟ چراغ خوابو بستم -شب بخیر روشنش کرد +همون دختره نبود تو کنسرت؟؟؟ ...

۲۹ تیر 1398
18K
لینک : https://www.instagram.com/p/Bz-2PBeJ7_d/ خیلیییی دارم مقاومت میکنم تا رسما چان لاور نشم...وایییییی

لینک : https://www.instagram.com/p... خیلیییی دارم مقاومت میکنم تا رسما چان لاور نشم...وایییییی

۲۶ تیر 1398
2K
#اکسو Flo&Artist #سهون وایییییی نننننهههههه...عرررر

#اکسو Flo&Artist #سهون وایییییی نننننهههههه...عرررر

۲۶ تیر 1398
2K