نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

رمان . ارباب خشن خدمتکار شیطون🍃 👑 ٻارت۲۶ الان من چرا باید برم توی اتاق این ایکبیری بوگندو هااا اخه داداشمی بابامی پسره ی خود شیفته اخههه نه تو اینو بگو من چرررا باید بیام ...

رمان . ارباب خشن خدمتکار شیطون🍃 👑 ٻارت۲۶ الان من چرا باید برم توی اتاق این ایکبیری بوگندو هااا اخه داداشمی بابامی پسره ی خود شیفته اخههه نه تو اینو بگو من چرررا باید بیام توی اتاقت بخوام پشه ی اعضافی کی میمیری از دستت راحت شم اخیششش راحت شدما ...

۲۳ ساعت پیش
35K
#پارت۳۶ با افتادن این اتفاقات دیگه حتی دلم نمی‌خواست نگاهم به اردشیر بیوفته، رابطمون سرد و بی روح شد مثل دوتا سنگ شدیم، سرد و بی احساس...پسر بزرگمم بخاطر اهورا با اردشیر جر و بحث ...

#پارت۳۶ با افتادن این اتفاقات دیگه حتی دلم نمی‌خواست نگاهم به اردشیر بیوفته، رابطمون سرد و بی روح شد مثل دوتا سنگ شدیم، سرد و بی احساس...پسر بزرگمم بخاطر اهورا با اردشیر جر و بحث کرد و اونم از این عمارت کوفتی رفت، این عمارت برام شده بود درست مثل ...

۱ روز پیش
43K
#پارت۳۵ خانم بزرگ: سالها پیش احمدخان پدربزرگ نازگل با صمیمی ترین دوستش یعنی محمودخان قول و قراری گذاشتن، اون قول و قرار این بود که نازگل بشه عروس محمودخان، من مخالف بودم ولی اردشیر مطیع ...

#پارت۳۵ خانم بزرگ: سالها پیش احمدخان پدربزرگ نازگل با صمیمی ترین دوستش یعنی محمودخان قول و قراری گذاشتن، اون قول و قرار این بود که نازگل بشه عروس محمودخان، من مخالف بودم ولی اردشیر مطیع تصمیمات ظالمانهٔ پدرش بود، خلاصه قول و قرار گذاشته شد ولی نازگل عاشق شخص دیگه‌ای ...

۱ روز پیش
33K
#بخونید :) ‌‌تا به حال شده دوست داشتنت را قورت بدهی... لبخند بزنی... بی تفاوت باشی...؟ شده دلتنگی بپیچد به دلت، راه نفست را ببندد، خفه ات کند... هی دستت برود سمت گوشی...برش داری... نگاهش ...

#بخونید :) ‌‌تا به حال شده دوست داشتنت را قورت بدهی... لبخند بزنی... بی تفاوت باشی...؟ شده دلتنگی بپیچد به دلت، راه نفست را ببندد، خفه ات کند... هی دستت برود سمت گوشی...برش داری... نگاهش کنی... پرتش کنی.....برش داری... نگاهش کنی... پرتش کنی...؟ شده یک آهنگ برایت شود روحِ یک ...

۱ روز پیش
22K
دوستی میگفت: وقتی دلت تنگِ کسی میشه؛ حاشیه نرو، قصیده نباف! صاف و پوست کنده برو بهش بگو:

دوستی میگفت: وقتی دلت تنگِ کسی میشه؛ حاشیه نرو، قصیده نباف! صاف و پوست کنده برو بهش بگو:"فلانی دلم برات تنگ شده"... تهش اینه که میگه:"ممنون،لطف داری" ، یا شاید تو بهترین حالتِ ممکن بگه:"منم همینطور". حداقلش اینه که پیشِ دلِ خودت شرمنده نیستی،حرفشو زدی و آرومش کردی! بعداً پشیمون ...

۲ روز پیش
28K
درکت میکنم مدونا گداختگی روح رو گاهی میشه توی تمام تنهایی ها فریاد کشید... همه ما یک زمانی متصل به رویاها بودیم... اما رویا ها سوختن و ساخته نشدن... تو وقتی یک خانواده رو میبینی ...

درکت میکنم مدونا گداختگی روح رو گاهی میشه توی تمام تنهایی ها فریاد کشید... همه ما یک زمانی متصل به رویاها بودیم... اما رویا ها سوختن و ساخته نشدن... تو وقتی یک خانواده رو میبینی با یک چیزی شاد است و تو از وجود ان بی بهره دل دنیایت را ...

۲ روز پیش
50K
معمولا قُضات برای احکام طلاقِ صادره از سوی آن ها در دادگاه های خانواده ناراحتند ... من میدانم دریاها هم برای غرق کردنِ مهاجرانی که به اجبار ، در حال فرار از وطن هستند ناراحتند ...

معمولا قُضات برای احکام طلاقِ صادره از سوی آن ها در دادگاه های خانواده ناراحتند ... من میدانم دریاها هم برای غرق کردنِ مهاجرانی که به اجبار ، در حال فرار از وطن هستند ناراحتند ... گاهی هم قطارها ، اتوبوس ها و اتومبیل ها از مرگ سرنشینانِ در حال ...

۲ روز پیش
26K
پارت سوم اعضا به سازمان برگشتن اونا قرار داشتن امشب جشن بگیرن ولی عذا گرفته بودن اگه فقط یونگجه بهشون خیانت نمیکرد همچی عالی میشد بم بم بگی نگی عذاب وجدان داشت چون پدرش رو ...

پارت سوم اعضا به سازمان برگشتن اونا قرار داشتن امشب جشن بگیرن ولی عذا گرفته بودن اگه فقط یونگجه بهشون خیانت نمیکرد همچی عالی میشد بم بم بگی نگی عذاب وجدان داشت چون پدرش رو کشته بود و مارک .... مارک انقدر گریه کرد که بیهوش شد و بم بم ...

۲ روز پیش
77K
#خواننده_شیطون #پارت37 میرا بع شدت استرس داشتم برگه رو تویی دستم مچاله کرده بودم اولین بارمه میخوام که میخوام بخونم هوففف *شما دونفر بیاین داخل اصولا کمی شخصیت خجالتی وارومی دارم به سمت سالن مسابقه ...

#خواننده_شیطون #پارت37 میرا بع شدت استرس داشتم برگه رو تویی دستم مچاله کرده بودم اولین بارمه میخوام که میخوام بخونم هوففف *شما دونفر بیاین داخل اصولا کمی شخصیت خجالتی وارومی دارم به سمت سالن مسابقه میرفتم که صدایی آخ یکی رو شنیدم محافظ رفت تا هماهنگ کنه راجب اون صدا ...

۲ روز پیش
44K
پارت ۸ فیک درد عاشقی وارد سالن شنا شدن . درس مسخره ای بود اینکه تموم سال دومیا با مایو های باز همه یه جا جمع شن و بدتر از این این بود که معلم ...

پارت ۸ فیک درد عاشقی وارد سالن شنا شدن . درس مسخره ای بود اینکه تموم سال دومیا با مایو های باز همه یه جا جمع شن و بدتر از این این بود که معلم شنا یه مرد بود . هفته ی دومی بود که این کلاس برگزار میشد و ...

۲ روز پیش
62K
#همسر_اجباری #۳۷۵ آریا.... -جانم -من چی بپوشم... از خنده منفجر شد... -خانمم االن میریم بازار ههههرچی که دوست داشتی واست میگیرم... واقعا من از بچه بدم نمیومد خیلیم خوشحال بودم. مزه اش به این بود ...

#همسر_اجباری #۳۷۵ آریا.... -جانم -من چی بپوشم... از خنده منفجر شد... -خانمم االن میریم بازار ههههرچی که دوست داشتی واست میگیرم... واقعا من از بچه بدم نمیومد خیلیم خوشحال بودم. مزه اش به این بود آریا .آقام. زندگیم . وجودم. به بچه عالقه داشت و من باعث شدم به آرزوش ...

۲ روز پیش
58K
#همسر_اجباری #۳۴۲ خب چیه ذوق زده شدم فکر کردم میگی امل بازی در نیار... اخم نمایشی کردمو گفتم -من از این غلطا نمیکنم. -دور از جونت. -واهلل...خب حاال انتخاب کن. و یکی از زیباترین کالهای ...

#همسر_اجباری #۳۴۲ خب چیه ذوق زده شدم فکر کردم میگی امل بازی در نیار... اخم نمایشی کردمو گفتم -من از این غلطا نمیکنم. -دور از جونت. -واهلل...خب حاال انتخاب کن. و یکی از زیباترین کالهای اونجارو انتخاب کرد که به کاله تمام منجاق بودقسمتی که موارو پوشش میداد...تیکه دیگه اش ...

۲ روز پیش
19K
#همسر_اجباری #۳۳۸ آذین.سالم زنداداشم... پایه ای بریم هولشون بدیم تو آب... -آببب!!! -آره استخرو میگم نیگاه کن دارن میرن اونجا... -نه آریا سرمایه سرما میخوره... -خاک تو سر شوهر زلیلت کنن. تو این گرما سرما ...

#همسر_اجباری #۳۳۸ آذین.سالم زنداداشم... پایه ای بریم هولشون بدیم تو آب... -آببب!!! -آره استخرو میگم نیگاه کن دارن میرن اونجا... -نه آریا سرمایه سرما میخوره... -خاک تو سر شوهر زلیلت کنن. تو این گرما سرما خوردگی کجابودپس ببین چکار میکنم. آذینم رفت خودشو قاطی اونا کرداحسان اول ....بود.بعد آریا و ...

۳ روز پیش
35K
#همسر_اجباری #۳۳۶ آریا همش در گوشم پچ پچ میکرد... جوجه ....حالت خوبه .... -اره اما باهات قهرم... -چرا....اااا خوب میخواستم سورپرایزت کنم . -سورپریز ..ها میدونی چقدر گریه کردم... -ببخشید گلممم....فداتشم به فکرچهار روز دیگه ...

#همسر_اجباری #۳۳۶ آریا همش در گوشم پچ پچ میکرد... جوجه ....حالت خوبه .... -اره اما باهات قهرم... -چرا....اااا خوب میخواستم سورپرایزت کنم . -سورپریز ..ها میدونی چقدر گریه کردم... -ببخشید گلممم....فداتشم به فکرچهار روز دیگه باش که ...میشی مال خود خودم.... با دست زدم تو سرشو گفتم ااااا آریاااا -خانمی.... ...

۳ روز پیش
22K
پارت آخر: سمت میز می برتت و از کمرت می گیره و روی میز میذارتت... پاهاتو تکون میدی و حرکاتشو دنبال می‌کنی.. بعد از مدتی ظرفی که ماده ی سیاهی توش بود رو کنار می ...

پارت آخر: سمت میز می برتت و از کمرت می گیره و روی میز میذارتت... پاهاتو تکون میدی و حرکاتشو دنبال می‌کنی.. بعد از مدتی ظرفی که ماده ی سیاهی توش بود رو کنار می ذاره.. حالا که روی میز نشستی هم قدش شدی.. به موهاش که روی پیشونیش ریختن ...

۳ روز پیش
61K
#خاطرات_تنهایی #پارت_۳۳ #اروین چمدون هامونو برداشتیم و سوار تاکسی شدیم هامین:من نمی‌دونم این ایران اومدنمون از کجا در اومد من:اوف هامین مثل پیرزنا از ترکیه تا اینجا داری ور ور حرف میزنی و غر میزنی ...

#خاطرات_تنهایی #پارت_۳۳ #اروین چمدون هامونو برداشتیم و سوار تاکسی شدیم هامین:من نمی‌دونم این ایران اومدنمون از کجا در اومد من:اوف هامین مثل پیرزنا از ترکیه تا اینجا داری ور ور حرف میزنی و غر میزنی بسه دیگه هامین:پیرزن خودتی من:آلله آلله(به ترکی یعنی ای بابا) رفتیم سمت خونه مارتین و ...

۳ روز پیش
34K
. فکر کن نه بازوهای قوی داری نه خوب بلدی شمشیر بزنی اما اسیر شدی و باید با گلادیاتورها بجنگی. زره تنت می کنن و شمشیر به دستت میدن، وقتی وارد میدون جنگ میشی از ...

. فکر کن نه بازوهای قوی داری نه خوب بلدی شمشیر بزنی اما اسیر شدی و باید با گلادیاتورها بجنگی. زره تنت می کنن و شمشیر به دستت میدن، وقتی وارد میدون جنگ میشی از گلادیاتوری که باید باهاش مبارزه کنی می ترسی، اما واسه زنده موندن تلاش می کنی ...

۳ روز پیش
20K
پارت دوم: حتی از نظر تو چشم هاش وقتی از گرسنگی قرمز می شن و دندون های نیشش بیرون می زنن،دلربا ترین چهره ی دنیا بوجود میاد که فقط باید نقاشی بشه.. پله ها رو ...

پارت دوم: حتی از نظر تو چشم هاش وقتی از گرسنگی قرمز می شن و دندون های نیشش بیرون می زنن،دلربا ترین چهره ی دنیا بوجود میاد که فقط باید نقاشی بشه.. پله ها رو تند و با عجله پایین میای که بی هوا پات درست روی پله های کوتاه ...

۳ روز پیش
23K
پارت صدو چهل و پنج کامران_دخترم الهی خوشبخت سی این جواب مثبت و میدونی من چقدر دیروز عصر زنگ زدم بابات تا راضی شده؟چقدر التماس کردم؟بابات که ماشاالله خیلی سرسخته آراد و دیدم داشت یه ...

پارت صدو چهل و پنج کامران_دخترم الهی خوشبخت سی این جواب مثبت و میدونی من چقدر دیروز عصر زنگ زدم بابات تا راضی شده؟چقدر التماس کردم؟بابات که ماشاالله خیلی سرسخته آراد و دیدم داشت یه جور خاصی نگاهم میکرد مهسا _واااای راستی دخترم با بابات اینا صحبت کردیم واسه هفته ...

۳ روز پیش
39K