نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت۲۲_ #Dark_Night سانا:بس کن! کوین: باشه...پلیسا کجان؟ سانا: بیرون کوین: پس بزن که رفتیم حتی جون نداشتم بزنم توی صورتش از کنارم گذشت و یه پوزخند نثارم کرد...مردتیکه عوضی... کوین: پلیس های محترم من اینجام ...

پارت۲۲_ #Dark_Night سانا:بس کن! کوین: باشه...پلیسا کجان؟ سانا: بیرون کوین: پس بزن که رفتیم حتی جون نداشتم بزنم توی صورتش از کنارم گذشت و یه پوزخند نثارم کرد...مردتیکه عوضی... کوین: پلیس های محترم من اینجام کمیسر لی فورا پیاده شدو بهش دسبند زد شوگا ام پیاده شد و دوید سمتم...توی ...

۳ دقیقه پیش
346
پاییز که می‌شه ما بی‌اختیار می‌ریم اتاقِ جمشید. پاییز یه‌هو می‌آد، توو یه‌روز، مثل بهار و بقیه. صپ زود بیدار می‌شی می‌بینی حیاط شده طوفان رنگ و رنگ که برپا در دیده می‌کند. ما هم ...

پاییز که می‌شه ما بی‌اختیار می‌ریم اتاقِ جمشید. پاییز یه‌هو می‌آد، توو یه‌روز، مثل بهار و بقیه. صپ زود بیدار می‌شی می‌بینی حیاط شده طوفان رنگ و رنگ که برپا در دیده می‌کند. ما هم مثل عوام‌الناس، مثل سیاوش قمیشی و کریستی برگ عقیده داریم پاییز دل‌گیره. شباش صدای بوف ...

۵ دقیقه پیش
560
مهر می آید ولی با بی مهری هایی که کنج دلمان چمباته زده اند چه کنیم راستش را بخواهی من فکر می کنم یک جای ابراز احساساتمان نشتی دارد... وگرنه این همه واژه و جمله ...

مهر می آید ولی با بی مهری هایی که کنج دلمان چمباته زده اند چه کنیم راستش را بخواهی من فکر می کنم یک جای ابراز احساساتمان نشتی دارد... وگرنه این همه واژه و جمله ی عاشقانه چرا گره از کار هیچکس باز نمی کند ولی حالا باید امیداوار باشیم ...

۵ دقیقه پیش
468
پاییز را دوست دارم ! بویِ

پاییز را دوست دارم ! بویِ "مهر" می دهد ... شبیه دخترکِ شاعری ست ؛ با موهایی بلند و موج دار ... دختری که دیوانه وار ، عاشقِ کسی شده و با شعرهایِ نارنجی اش ؛ برایِ یک شهر ، دلبری می کند ... دختری با چشم هایی عسلی ...

۸ دقیقه پیش
754
[‏یه قسمتی از مستی هست که نه فکر خوب میاد تو سرت نه فکر بد، به هیچ‌ چیزی نمیتونی فکر کنی سر و چشمات سنگینه و فقط میخوای بخوابی فقط توی این حالته که میشه ...

[‏یه قسمتی از مستی هست که نه فکر خوب میاد تو سرت نه فکر بد، به هیچ‌ چیزی نمیتونی فکر کنی سر و چشمات سنگینه و فقط میخوای بخوابی فقط توی این حالته که میشه این زندگی رو تحمل کرد.]

۸ دقیقه پیش
487
‌ من پاره‌پاره‌ های تو را جمع خواهم کرد و خود در تو خواهم خفت و تو در من خواهی رویید، تو در خونِ من سبز خواهی شد و من می‌ایستم. بر تو باران خواهد ...

‌ من پاره‌پاره‌ های تو را جمع خواهم کرد و خود در تو خواهم خفت و تو در من خواهی رویید، تو در خونِ من سبز خواهی شد و من می‌ایستم. بر تو باران خواهد بارید بر تو از دو دیده‌ی ابریِ من باران خواهد بارید. چه درازنای بی‌پایانی دارد ...

۱۳ دقیقه پیش
731
#پاییز #جمشید_و_رفیقش #بخش_دوم جمشید پا می شه می ره کنار پنجره، فکر می کنه ما حالیمون نیست ... هر سال همینه کارش ... می گم جمشید ما چرا تا این زرد و قرمزا رو می ...

#پاییز #جمشید_و_رفیقش #بخش_دوم جمشید پا می شه می ره کنار پنجره، فکر می کنه ما حالیمون نیست ... هر سال همینه کارش ... می گم جمشید ما چرا تا این زرد و قرمزا رو می بینیم بند دلمون پاره می شه؟ پس کدوم رنگا قراره حال ما رو خوب کنن، ...

۱۳ دقیقه پیش
1K
کیا از این خاطره دارن؟؟

کیا از این خاطره دارن؟؟

۱۳ دقیقه پیش
302
#پارت۴۷ باید برای رهایی از این کابوس لعنتی چیکار کنم؟! نگاهم رو از چهرم گرفتم و از اتاق خارج شدم. پایین که رفتم دیدم خانم بزرگ حاضر و آماده داره به سمت درب سالن میره، ...

#پارت۴۷ باید برای رهایی از این کابوس لعنتی چیکار کنم؟! نگاهم رو از چهرم گرفتم و از اتاق خارج شدم. پایین که رفتم دیدم خانم بزرگ حاضر و آماده داره به سمت درب سالن میره، با تعجب گفتم: ـ خانم بزرگ کجا میرید؟ خانم بزرگ با لبخند گفت: همراه شهلاخانم ...

۱۸ دقیقه پیش
2K
#پارت۴۶ ـ من؟! اردشیرخان: بله شما! بعد از کمی مکث سری تکون دادم و بلند شدم. با خروج از سالن به سمت کلبهٔ اهورا رفتم، در کلبه نصفه باز بود. شاید می‌خواست هوا وارد کلبه ...

#پارت۴۶ ـ من؟! اردشیرخان: بله شما! بعد از کمی مکث سری تکون دادم و بلند شدم. با خروج از سالن به سمت کلبهٔ اهورا رفتم، در کلبه نصفه باز بود. شاید می‌خواست هوا وارد کلبه بشه، خیلی آروم و بی سر و صدا وارد شدم و گوشه‌ای ایستادم. اهورا روی ...

۱۹ دقیقه پیش
2K
#پارت۴۵ با فکری که به ذهنم رسید رو به شهلا خانم گفتم: ـ لطفا برای به نفر دیگه هم بشقاب و لیوان بزاز. شهلا خانم: مگر مهمان دارید؟ ـ نه! شهلاخانم با تعجب باشه‌ای گفت ...

#پارت۴۵ با فکری که به ذهنم رسید رو به شهلا خانم گفتم: ـ لطفا برای به نفر دیگه هم بشقاب و لیوان بزاز. شهلا خانم: مگر مهمان دارید؟ ـ نه! شهلاخانم با تعجب باشه‌ای گفت و رفت. نفس عمیقی کشیدم و از سالن خارج شدم. مقابل خدمتکار سالن اردشیرخان ایستادم ...

۲۱ دقیقه پیش
2K
❖ معلم‌های عزیز ، سلام, ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم ، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگی‌مان بیشتر شد، ضایعات نان‌مان بیشتر شد، آلودگی‌ هوای‌‌مان ...

❖ معلم‌های عزیز ، سلام, ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم ، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگی‌مان بیشتر شد، ضایعات نان‌مان بیشتر شد، آلودگی‌ هوای‌‌مان بیشتر شد، شکاف طبقاتی مان بیشتر شد، پرونده‌های اختلاس در دادگستری‌مان بیشتر شد، تعداد زندانیان‌مان ...

۲۳ دقیقه پیش
3K
#پاییز #جمشید_و_رفیقش #بخش_اول پاییز که می شه ما بی اختیار می ریم اتاق جمشید، پاییز یهو می آد، تو یه روز، مثه بهار و بقیه .‌‌.. صب زود بیدار می شی، می بینی حیاط شده ...

#پاییز #جمشید_و_رفیقش #بخش_اول پاییز که می شه ما بی اختیار می ریم اتاق جمشید، پاییز یهو می آد، تو یه روز، مثه بهار و بقیه .‌‌.. صب زود بیدار می شی، می بینی حیاط شده طوفان رنگ و رنگ که برپا در دیده میکنن مام مثه عوام الناس، مثه سیاوش ...

۲۴ دقیقه پیش
3K
... مهـتاب شبـم عــطر نگـاهـت دل من برد من در طلب بوسه‌ ز شـوقت دل من مرد هر لحظه به دنبـال تو مجنون تر از اینم بگذار بگـویم که دو چشـمت دل من برد آن‌قلب ...

... مهـتاب شبـم عــطر نگـاهـت دل من برد من در طلب بوسه‌ ز شـوقت دل من مرد هر لحظه به دنبـال تو مجنون تر از اینم بگذار بگـویم که دو چشـمت دل من برد آن‌قلب که‌هر روز به‌‌شوق‌تو تپش داشت اکنون شده تاریک به هجرت دل من مرد غمگینم از ...

۲۴ دقیقه پیش
1K
ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو منو از شب گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی ...

ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو منو از شب گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی برای من که غریبم تو رفیقی، جون پناهی یاور ...

۲۵ دقیقه پیش
2K
. . نمیتونے یاد بگیری راہ و رسم دلبرے رو جاے زخم سرد شمشیر شب و روز عاشقے رو نمیتونے چون نخواستی پاے عهـدمون بمونی هـمہ حرفات یہ دروغ بود بہ نشون این نشونی تو ...

. . نمیتونے یاد بگیری راہ و رسم دلبرے رو جاے زخم سرد شمشیر شب و روز عاشقے رو نمیتونے چون نخواستی پاے عهـدمون بمونی هـمہ حرفات یہ دروغ بود بہ نشون این نشونی تو سیاہ روزگاری تو تمام رنج و دردی تو برے بہ رد ڪارت برے دیگہ برنگردی...!!! ...

۲۸ دقیقه پیش
695
#منشا بیشتر مشکلات زندگی دو چیز است؛ انجام دادن کاری بدون تفکر، و فکر کردن زیاد بدون انجام دادن کاری... #تلنگر_مثبت ذهن ما آینده ی ما را می آفریند. اگر در زمان حال ، در ...

#منشا بیشتر مشکلات زندگی دو چیز است؛ انجام دادن کاری بدون تفکر، و فکر کردن زیاد بدون انجام دادن کاری... #تلنگر_مثبت ذهن ما آینده ی ما را می آفریند. اگر در زمان حال ، در زندگیمان چیزی ناخوشایند است ، باید با بکار گرفتن ذهن خود ، این وضعیت را ...

۲۸ دقیقه پیش
776
کجا باید برم یه دنیا خاطرت تورو یادم نیاره..! کجا باید برم که یک شب فکر تو منو راحت بذاره..! چه کردم با خودم که مرگ و زندگی برام فرقی نداره..! محاله مثل من توی ...

کجا باید برم یه دنیا خاطرت تورو یادم نیاره..! کجا باید برم که یک شب فکر تو منو راحت بذاره..! چه کردم با خودم که مرگ و زندگی برام فرقی نداره..! محاله مثل من توی این حال بد کسی طاقت بیاره..! کجا باید برم که تو هر ثانیم تورو اونجا ...

۳۵ دقیقه پیش
3K
شمس گفت: تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده. به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید

شمس گفت: تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده. به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید" چه کنم! تقدیرم این بوده،" نشانهٔ جهالت است. تقدیر همهٔ راه نیست، فقط تا سر دو راهی هاست . گذرگاه مشخص است اما انتخاب در دست ...

۳۶ دقیقه پیش
2K
#مسابقه_آنلاین سی و یکم شهریور ماه ویسگون با دو جایزه به پایان رسید. برنده جایزه صد هزار تومانی قرعه‌کشی امشب مثل دیشب حساب کاربری @shahide25 هستند قهرمانان امشب هم حساب کاربری زیر هستند که ده ...

#مسابقه_آنلاین سی و یکم شهریور ماه ویسگون با دو جایزه به پایان رسید. برنده جایزه صد هزار تومانی قرعه‌کشی امشب مثل دیشب حساب کاربری @shahide25 هستند قهرمانان امشب هم حساب کاربری زیر هستند که ده هزار ویس تقدیمشون میشه. @omidhaqsheno تکلیف قهرمانی شهریور ماه هم معلوم شد امشب و جایزه ...

۳۷ دقیقه پیش
1K