نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

در عصر سلیمان نبی، پرنده ای برای نوشیدن آب به سمت برکه ای پرواز کرد، اما چند کودک را بر سر برکه دید، پس آنقدر انتظار کشید تا کودکان از آن برکه متفرق شدند. همینکه ...

در عصر سلیمان نبی، پرنده ای برای نوشیدن آب به سمت برکه ای پرواز کرد، اما چند کودک را بر سر برکه دید، پس آنقدر انتظار کشید تا کودکان از آن برکه متفرق شدند. همینکه قصد فرود بسوی برکه را کرد، اینبار مردی را با محاسن بلند و آراسته دید ...

۶ ساعت پیش
7K
: #بخش2 #داستانهای_ادامه_دار #داستان10 اما یک موضوع دیگر هم بود. او می دانست که کتک خوردن بچه ها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمی کند و حتی تأثیر منفی آن ممکن است آنها را از ...

: #بخش2 #داستانهای_ادامه_دار #داستان10 اما یک موضوع دیگر هم بود. او می دانست که کتک خوردن بچه ها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمی کند و حتی تأثیر منفی آن ممکن است آنها را از تحصیل بازدارد. نمی دانست چه تصمیمی بگیرد. یک نمره ارفاق بکند یا نه. او در ...

۷ ساعت پیش
14K
صلی الله علیک یا فاطمه المعصومه یا بنت #رسول_الله ص ، یکی از خادمین حرم مطهر #حضرت_معصومه (س) به نام آقای عبدالله افسا می‌گوید: یک دختر نه ساله که #لال مادرزاد و اهل #زنجان بود، ...

صلی الله علیک یا فاطمه المعصومه یا بنت #رسول_الله ص ، یکی از خادمین حرم مطهر #حضرت_معصومه (س) به نام آقای عبدالله افسا می‌گوید: یک دختر نه ساله که #لال مادرزاد و اهل #زنجان بود، به همراه مادربزرگش به حرم آورده شد. معلوم شد که والدین این طفل از دنیا ...

۷ ساعت پیش
9K
اخبار غیبی پیامبر صلی الله علیه و آله پیغمبر (ص) در بقیع تشریف داشتند و امیر المؤمنین (ع) بخدمت وی رسید و سلام کرد، پیغمبر فرمود: بنشین! سپس او را در سمت راست خود نشانید. ...

اخبار غیبی پیامبر صلی الله علیه و آله پیغمبر (ص) در بقیع تشریف داشتند و امیر المؤمنین (ع) بخدمت وی رسید و سلام کرد، پیغمبر فرمود: بنشین! سپس او را در سمت راست خود نشانید. آنگاه جعفر بن ابی طالب آمد و سراغ پیغمبر را گرفت. گفتند در بقیع تشریف ...

۱۵ ساعت پیش
12K
مردی میگفت: خانمم همیشه میگفت دوستت دارم. من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم... ازهمان حرفایی که مردها از زنها میشنوند و قدرش رانمیدانند. همیشه شیطنت داشت. ابراز علاقه اش هم که نگو..آنقدر قربان صدقه ...

مردی میگفت: خانمم همیشه میگفت دوستت دارم. من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم... ازهمان حرفایی که مردها از زنها میشنوند و قدرش رانمیدانند. همیشه شیطنت داشت. ابراز علاقه اش هم که نگو..آنقدر قربان صدقه ام میرفت که گاهی باخودم میگفتم: مگر من چه دارم که همسرم انقدر به من ...

۱ روز پیش
33K
جذب عواطف و صید دل های مشتاق احمد بن عبیدالله بن خاقان قمی نماینده خلیفه عصر و متصدی خراج شهر قم بود. او با اینکه یکی از دشمنان سرسخت و از آزار دهندگان اهل بیت ...

جذب عواطف و صید دل های مشتاق احمد بن عبیدالله بن خاقان قمی نماینده خلیفه عصر و متصدی خراج شهر قم بود. او با اینکه یکی از دشمنان سرسخت و از آزار دهندگان اهل بیت علیهم السلام بود، در مورد ویژگی های اخلاقی امام حسن عسکری علیه السلام می گوید: ...

۱ روز پیش
78K
چند وقت پیش در یک مهمانی، یکی از مهمانها پس از اتمام مکالمه تلفنی جنجالی که با همسرش داشت با چشمان خشمگینی رو به جمعیت گفت: این زن من عقل نداره... من هم نه گذاشتم ...

چند وقت پیش در یک مهمانی، یکی از مهمانها پس از اتمام مکالمه تلفنی جنجالی که با همسرش داشت با چشمان خشمگینی رو به جمعیت گفت: این زن من عقل نداره... من هم نه گذاشتم و نه برداشتم و بهش گفتم: اگه عقل داشت که زن تو نمی شد. بحث ...

۱ روز پیش
48K
📔 #حکایت_همسر_مهربان مرد ثروتمندی بود که با وجود مال فراوان، بسیار نامهربان و خسیس بود. بر عکس، زنش بسیار مهربان و خوش قلب بود و همه او را دوست داشتند. زن با خود می اندیشید: ...

📔 #حکایت_همسر_مهربان مرد ثروتمندی بود که با وجود مال فراوان، بسیار نامهربان و خسیس بود. بر عکس، زنش بسیار مهربان و خوش قلب بود و همه او را دوست داشتند. زن با خود می اندیشید: « خداوند این مرد را به من داده است، حتی اگر به او علاقه نداشته ...

۲ روز پیش
79K
#بخوانید_و_لذت_ببرید 📝 یادم هست کلاس چهارم ، توی کتاب فارسیمون یک پسری بود که انگشتش رو گذاشته بود توی سوراخ تا سد خراب نشه.

#بخوانید_و_لذت_ببرید 📝 یادم هست کلاس چهارم ، توی کتاب فارسیمون یک پسری بود که انگشتش رو گذاشته بود توی سوراخ تا سد خراب نشه. "پطروس" قهرمانی که با اسم و خاطره اش بزرگ شدیم. توی کتاب ، عکسی از پطروس نبود و هیچ وقت تصویرش را ندیدیم. همین باعث شد ...

۲ روز پیش
77K
#داستان_های_شاهنامه .بیژن_و_منیژه از سوی دیگر گرگین هفته ای را چشم براه بیژن ماند و چون خبری از او نیافت پس پشیمان از کرده خویش اسب بیژن را برداشت و به سوی ایران شتافت . گیو ...

#داستان_های_شاهنامه .بیژن_و_منیژه از سوی دیگر گرگین هفته ای را چشم براه بیژن ماند و چون خبری از او نیافت پس پشیمان از کرده خویش اسب بیژن را برداشت و به سوی ایران شتافت . گیو چون آگاه شد که گرگین بدون بیژن بازگشته نزد گرگین رفت گرگین هم داستانی ساخت ...

۳ روز پیش
62K
#داستان_های_شاهنامه .بیژن_و_منیژه چون مردم شهر از آمدن بازرگان ایرانی اگاه شدن برای خرید بسوی کاروان شتافتند و بازار رستم رونق گرفت . چون منیژه خبر یافت کاروانی از ایران به ختن آمده ، با پای ...

#داستان_های_شاهنامه .بیژن_و_منیژه چون مردم شهر از آمدن بازرگان ایرانی اگاه شدن برای خرید بسوی کاروان شتافتند و بازار رستم رونق گرفت . چون منیژه خبر یافت کاروانی از ایران به ختن آمده ، با پای برهنه و سر گشاده گریان نزد رستم آمد و پرسید : تو که از ایران ...

۳ روز پیش
64K
علیرضا می گفت: جان من که ارزشی ندارد، من سعادت شهادت را ندارم. یک روز که همه دور هم نشسته بودیم علیرضا پرسید غسل_شهادت چگونه است؟ خیلی دوست داشت طریقه غسل شهادت را یاد بگیرد ...

علیرضا می گفت: جان من که ارزشی ندارد، من سعادت شهادت را ندارم. یک روز که همه دور هم نشسته بودیم علیرضا پرسید غسل_شهادت چگونه است؟ خیلی دوست داشت طریقه غسل شهادت را یاد بگیرد که گرفت. خیلی با حجب و حیا بود. حتی در چشم من که مادرش بودم ...

۴ روز پیش
61K
#داستان_های_شاهنامه #بیژن_و_منیژه چون کیخسرو ، بر تورانیان پیروز شد و جهان را از نو آراست ، روزی از روزها بر تخت زرین نشست . بزرگان درآن انجمن گرد آمدند ، ناگاه پرده داری پیش آمده ...

#داستان_های_شاهنامه #بیژن_و_منیژه چون کیخسرو ، بر تورانیان پیروز شد و جهان را از نو آراست ، روزی از روزها بر تخت زرین نشست . بزرگان درآن انجمن گرد آمدند ، ناگاه پرده داری پیش آمده و به سالاربارخبرداد ، گروهی از ارمنیان به دادخواهی آمده و اجازه ورود میخواهند . ...

۴ روز پیش
84K
#داستان_های_شاهنامه #بیژن_و_منیژه دایه در دم نزد بانویش آمد و منیژه هم پذیرفت بیژن پیاده به دیدار او شتافته وارد سراپرده شد . سه شبانه روز در آن سراپرده آراسته ، شادی کردند . روز چهارم ...

#داستان_های_شاهنامه #بیژن_و_منیژه دایه در دم نزد بانویش آمد و منیژه هم پذیرفت بیژن پیاده به دیدار او شتافته وارد سراپرده شد . سه شبانه روز در آن سراپرده آراسته ، شادی کردند . روز چهارم هنگام بازگشت بود ، منیژه نتوانست دل از بیژن برکند پس منیژه دستور داد تا ...

۴ روز پیش
79K
یک نفر یک جمله گفت ، حال و روزم را به هم ریخت . میخواهم یک گوشه کز کنم و تمام روز را گریه کنم . حالا حتما میخواهید بدانید که جریان از چه قرار ...

یک نفر یک جمله گفت ، حال و روزم را به هم ریخت . میخواهم یک گوشه کز کنم و تمام روز را گریه کنم . حالا حتما میخواهید بدانید که جریان از چه قرار است و یا هم که نه به هیچ جایتان نیست که چه اراجیفی مغز فندقی ...

۴ روز پیش
116K