ویژه کنید
عکس و تصویر رمان. #ارباب خشن خدمتکار* شیطون💍 پارت:14 به صورتم اب بزنم که یکم سر حال بیام ...

رمان. #ارباب خشن خدمتکار* شیطون💍
پارت:14

به صورتم اب بزنم که یکم سر حال بیام
اه
به ساعت نگاه کردم نیم ساعت مونده بود به بیدار کردن ارباب
تصمیم گرفتم توی این نیم ساعت که مونده برم حموم.رفتم
توی حموم وانو پر اب کردم
لباسامو در اورم پریدم توش ووو هیچی دیگه بازی کردم
یه اینه هم جلوم بود
با کف ها واسه خودم سبیل ریش درست کردم
سر دردمو درکل یادم رفته بود
نهههه
زمان از دستم در رفته بود یادم رفته رادانو بیدار کنم
سریععع پاشدم خودمو شوستم
نه
نه
اخه چراا
حوله یادم رفته بود بیارم
حالا چیکار کنم
اه درم که اول صبحی باز کردم
ااخه چرا خدا ادمو تو منگنه
میزاری
از حموم اومدم بیرون

رفتم سمت تختم خدا خدا می کردم کسی نیاد تو که همون
لحضه
رادان اومد تو
که منو با اون وضع دید خوشک شد و حرفی رو که می خواست بزنه توی دهنش ماسید
-برررو بیرونن
رفت بیرون سریع درو بست
اییی خداا کل بدنم دید
حالا من چجوری نگاش کنم
سریع لباسمو پوشیدم تا کسی دیگه ای نیومده
نشستم رو تخت
چیکار کنم برم بیرون نرم برم
رادان ٠•••

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...