ویژه کنید
عکس و تصویر #پارت_هشتم #گم_شده_ها بکهیون: از اون هتل دور شدمو رفتم ببینم که کای اومده یا نه...‌؟ ...

#پارت_هشتم #گم_شده_ها

بکهیون:

از اون هتل دور شدمو رفتم ببینم که کای اومده یا نه...‌؟
هنوز نیومده بود منم رفتم سمت خوابگاه.داشتم به اون سه تا دختر فکر میکردم.بنظر نمیومد دروغ بگن.
+بکهیون
+بکهیووون
پشت سرمو نگاه کردم دیدم کایه...
-هیییییس...الان همه میریزن سرمون
+پس تو چرا جواب نمیدی؟یه نگا به گوشیت بنداز.ده بار بت زنگ زدم.
-ببخشید حواسم بهش نبود
+اشکال نداره.
باهم به راهمون ادامه دادیم:
-کای...
+ها؟
-یه جوریم...
+چجوری؟
-یه جوری دیگ...
+هیچیت نیس.
-بابا دارم میگم یه جوریم دیگ چرا نمیفهمی؟
+چیو نمیفهمم؟
-ولش...
+پایه ای بریم بستنی چیزی بخوریم؟
-اره ولی تو برو بخر من حوصله ندارم.
+خیلی خب...

تقریبا نزدیک خوابگاه بودیم.من یه جایی نشستم که کسی منو نبینه...کای رفت تا برامون بستنی بخره.منم زنگ زدم به لوهان.
+الو؟
-‌سلام لوهان
+سلام
-تو الان کجایی؟
+من الان میخوام با سهون برم بیرون.
-وایسین تا منم بیام
+باش...

بعدم دویدمو رفتم سمت خوابگاه.تو راه بودم که کای بهم زنگ زد.
+کدوم گوری رفتی؟
-ببخشید کای...تو بستنیا رو بخور.خدافظ

رسیدم به خوابگاه.سهونو لوهان منتظرم بودن.

سهون:‌بابا تو کجایی؟زیر پامون علف سبز شد.
-ببخشید.بریم
سهون:کجا؟
-همونجایی که شمادوتا میخواستین برین.
لوهان:ما جای مشخصی نمیریم.همینطور فقط خواستیم قدم بزنیم.
-خب...بیاین بریم به یه هتل.
سهون:هتل؟‌برا چی؟
-تو راه همچیو میگم.شما دوتا فقط بیاین.
سهون:اول بگو بعد.
-گفتم تو راه میگم دیگ...
لوهان:من میام.بهتر از تو خوابگاه بودنه.
-سهون تو چی؟
سهون:خب...آه...خیلی خب.منم میام.

رفتیم سمت هتل منم همه چیو گفتم.

سهون:واقعا تو حرفاشونو باور کردی؟
-بنظر نمیومد دروغ بگن.
سهون:اه...اگه من بودم عمرا حرفاشونو باور میکردم.
لوهان:وقتی حرف میزدن چشاشون زیادی گرد نمیشد؟ یا کف دستشونو نشون نمیدادن؟
-...نه...نه کف دستشونو که نه ولی حواسم به چشاشون نبود...
سهون:اهههه.حالم از دخترا بهم میخوره
-اون سه تا دختر...بنظرم با بقیه فرق دارن
سهون:چه فرقی؟
-شما دوتا باید بیاین ببینینشون.
سهون:من که نمیام.لوهان تو میری؟
لوهان:ها...؟؟نمیدونم...
-من شماره یکی از اون دخترارو گرفتم.
لوهان:کدوم؟؟

منو سهون با تعجب بهش نگا کردیم.

لوهان:خو همینجوری پرسیدم...من بات میام.دوس دارم ببینمشون.
سهون:پس من برمیگردم.شما دوتا برین.

سهون میخواست بره ولی من دستشو گرفتم.
-سهون...توهم بیا...لطفا
سهون:نمیام
-سهون

گروه نویسنده:
@tobio
@niu-666





دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...