ویژه کنید
عکس و تصویر #پارت_دهم #گم_شده_ها بکهیون‌: سهون از ما جدا شد.بیچاره اون دختره...نمیتونه سهونو ببینه.منو لوهان رسیدیم هتل.رفتیم ...

#پارت_دهم #گم_شده_ها

بکهیون‌:

سهون از ما جدا شد.بیچاره اون دختره...نمیتونه سهونو ببینه.منو لوهان رسیدیم هتل.رفتیم اتاق ۳۴ درو زدیم ولی کسی درو باز نکرد.زنگ زدم به همون دختره...اسمش نیشی بود؟؟
+الو ؟‌
-الو سلام خانم...نیشی
+نیشی‌؟؟شما؟
-‌بکهیون هستم...
+جییییغغغغ
-چیشد؟؟حالتون خوبه؟؟
‌+بله...معلومه خوبم....
-اها...ببخشید الان بیرونین؟
+بله...چطور؟
-من لوهانو اوردم تا اون دوستتون ببینتش.
+چــــــــی؟؟؟؟مارلیییییی بکهیون لوهانو اورده
مارلی:کو؟؟کجاس؟؟
-شما الان کجایین؟
+‌ما الان همونجاییم که کای رفت براتون بستنی بخره
-چی؟؟
‌+ای وای...نه نه...ما الان توی پارک نزدیک هتلیم...
-اها...پس منو لوهان الان میایم اونجا.
+باشه باشه...پس خدافظ
لوهان:‌چی شد؟
-میریم پارک.خونه نیستن.
لوهان:خب...بریم
-میگم من اینو چی سیو کنم؟
لوهان:چمیدونم.بریم میخوام اون دختررو ببینم.
-بریم...ولی چقد خوب کره ای حرف میزدا...

مارلی:

+بم گفت نیشی😍 نمیدونه اسمم نیوشاس😍 😍
-نیوشا ببین ریختو قیافم خوبه؟
+رنگت پریده...
-‌صب کن...از هتل تا اینجا ۱۵ دقیقه و۱۰ ثانیه راهه...این اطراف ارایشگاهی چیزی نیس؟
+نه بابا ارایشگا کجا بود...خیلی خوبی فقط یکم رنگت پریده.همین..
-خو الان میفهمه هولم.
+بکی حتما بهش گفته عاشقشی دیگ...اروم باش...
+نیشی...
یهو به پشت سرم نگا کردم دیدم بکهیون اومده با...لوهان...
نیوشا:‌واااااایییییییییییییی...بازم گفت نیشی😍 مارلی فک کنم اشتبا حساب کردی...
-نه...درست حساب کردم...فقط اینا اگه با ماشین بیان که اومدن تنها ۱۱ ثانیه طول میکشه...
نیوشا برای بکهیون دست تکون داد.
لوهان از دست دادن نیوشا فهمید که من...همون دختریم که بکهیون بهش گفته...
اومدن نزدیکمون...
بکهیون:پس اون یکی دوستتون کجاس؟
نیوشا:اون؟...اها...زینب...اون...خبببب مارلی تو برو با اقا لوهان حرف بزن من با بکهیون کار دارم...برو دیگ
-ها؟مثلا چه کاری...؟؟؟
بکهیون:اره اره...شما دوتا برین...لوهان مارلی اینجا هارو نمیشناسه برو بهش نشون بده...اینجوری نگام نکن برو...
بکهیونو نیوشا رفتن...من موندمو لوهان...
لوهان:خب...بیاین هم حرف بزنیم هم من اینجاها رو نشونتون بدم...
-ها؟؟؟؟بله...
باهم شروع کردیم به راه رفتن...انقد استرس داشتم...
+اسمتون چیه؟
-اسمم زینبه...نه نه...ببخشید...مارلی...اسمم مارلیه...
+اها...اهل کجایی؟
-ایـ...ایران...
+چرا انقد استرس داری؟
-ها؟؟کی گفته من استرس دارم؟
خندید
+از رنگ چهرت معلومه...مث گچ شدی
-...ها...؟نه...من همیشه اینطورم...
بازم خندید...
+اها...پس من دارم اشتبا میکنم...
-معلومه که اره...

گروه نویسنده:
@tobio
@niu-666






دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...