نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

رمان من گلابی نیستم ❤ پارت ۱۸ بعد از یه دنبال بازی حسابی سحر تونست منو به چنگ دیو سپید که خودش باشه بندازه. منم که مظلوم حسابی از دستش کتک خوردم. آخرشم با کمک ...

رمان من گلابی نیستم ❤ پارت ۱۸ بعد از یه دنبال بازی حسابی سحر تونست منو به چنگ دیو سپید که خودش باشه بندازه. منم که مظلوم حسابی از دستش کتک خوردم. آخرشم با کمک آرتام از دستش نجات پیدا کردم. درحالی که گردنمو ماساژ می دادم گفتم : خب ...

۱ روز پیش
7K
+منم نه فقط اینکه فردا چطوری باش حرف بزنم؟صمیمی؟مث همیشه؟ وارد فروشگاه شدیم و سمت یخچال رفتیم -صمیمی باش ولی جدی جوری باش که حس کنه مسئله رو جدی میبینی نه اینکه مثلا مطمئنی جوابش ...

+منم نه فقط اینکه فردا چطوری باش حرف بزنم؟صمیمی؟مث همیشه؟ وارد فروشگاه شدیم و سمت یخچال رفتیم -صمیمی باش ولی جدی جوری باش که حس کنه مسئله رو جدی میبینی نه اینکه مثلا مطمئنی جوابش مثبته یا کم حسابش میکنی و اصلا برات مهم نیس چه جوابی داره جدی باش ...

۲ روز پیش
1K
اطلاعات قرآنی 402- درختی مشهور که در آسمان هفتم است چه نام دارد؟ سدرةالمنتهی 403-درختی که در بهشت تولید موسیقی می کند چه نام دارد ؟ هفافه 404-فاصله زمانی بین نفخ صور اوّل و نفخ ...

اطلاعات قرآنی 402- درختی مشهور که در آسمان هفتم است چه نام دارد؟ سدرةالمنتهی 403-درختی که در بهشت تولید موسیقی می کند چه نام دارد ؟ هفافه 404-فاصله زمانی بین نفخ صور اوّل و نفخ صور دوّم چقدر است ؟ 40 سال 405-روز ملاقات بهشتیان با خداوند چه روزی است ...

۴ روز پیش
214
کُشت تقدیر تو ما را به که باید گفت؟ مُردم از درد، خدا را به که باید گفت؟ سرنوشتم اگر این است که می بینم حکم تغییر قضا را به که باید گفت؟ آی خط ...

کُشت تقدیر تو ما را به که باید گفت؟ مُردم از درد، خدا را به که باید گفت؟ سرنوشتم اگر این است که می بینم حکم تغییر قضا را به که باید گفت؟ آی خط خوردگی صفحه ی پیشانی! این همه خطِ خطا را به که باید گفت؟ مو به ...

۴ روز پیش
26
پارت ۱۷۷ ❤ جاذبه ی چشمات ♡ که پارسا و رل عرفان دست تو دست هم اونم رو به رومون که پارسا به دست من که تو دست عرفان بود نگاه کرد و اخم کرد ...

پارت ۱۷۷ ❤ جاذبه ی چشمات ♡ که پارسا و رل عرفان دست تو دست هم اونم رو به رومون که پارسا به دست من که تو دست عرفان بود نگاه کرد و اخم کرد که خندیدم و گفتم :عشقم بریم که عرفانم گفت :بری عزیزم از کنارشون رد شدیم ...

۱ هفته پیش
382
#دین_واندیشه8 ┏━ 🕋 ﷽ 🕋 ━┓ #بخش_اول #راه های استجابت دعا دعا کردن یکی از آن اعمالیست که ائمه(ع) مردم را به آن سفارش کرده اند. این که دعا استجاب شود یا خیر دست خداست ...

#دین_واندیشه8 ┏━ 🕋 ﷽ 🕋 ━┓ #بخش_اول #راه های استجابت دعا دعا کردن یکی از آن اعمالیست که ائمه(ع) مردم را به آن سفارش کرده اند. این که دعا استجاب شود یا خیر دست خداست و تقدیری که او برای انسان ها در نظر گرفته است. با بهترین راه های ...

۲ هفته پیش
92
#رمان_ماهک #پارت_79 سرمو بالا بردم و بی هیچ حرفی زل زدم به چشماش در واقع حرفی هم نداشتم که بزنم چی باید میگفتم باید میگفتم جدیدا هرکاری میکنی ضربان قلبم بالا میره... هول میشم... گرمم ...

#رمان_ماهک #پارت_79 سرمو بالا بردم و بی هیچ حرفی زل زدم به چشماش در واقع حرفی هم نداشتم که بزنم چی باید میگفتم باید میگفتم جدیدا هرکاری میکنی ضربان قلبم بالا میره... هول میشم... گرمم میشه... یچیزی تو دلم هوری میریزه... اینارو میگفتم تا به این احساساتم بخنده... واقعا اگه ...

۲ هفته پیش
39
شعر امام رضا(ع)از زبان بیمار شفا گرفته..😭 😭 دکتر نشست و گفت: که امروز بدتری! پس از خدا بخواه که طاقت بیاوری بابا نگاه کرد به بالا و آب شد مادر سپرد بغض خودش را ...

شعر امام رضا(ع)از زبان بیمار شفا گرفته..😭 😭 دکتر نشست و گفت: که امروز بدتری! پس از خدا بخواه که طاقت بیاوری بابا نگاه کرد به بالا و آب شد مادر سپرد بغض خودش را به روسری گفتند: " نا امید نشو! ما نمرده ایم اینبار می بریم تو را ...

۲ هفته پیش
7
در مسجد و در کعبه به دنبال خداییم از حس خدا در دلمان دور و جداییم هم مسجدو هم کعبه و هم قبله بهانه است دقت بکنی نور خدا داخل خانه است در مسجد و ...

در مسجد و در کعبه به دنبال خداییم از حس خدا در دلمان دور و جداییم هم مسجدو هم کعبه و هم قبله بهانه است دقت بکنی نور خدا داخل خانه است در مسجد و در کعبه به دنبال چه هستی؟ اول تو ببین قلب کسی را نشکستی؟ اینگونه چرا ...

۲ هفته پیش
121
پارت ۴۱ آرش : هیی خدا می بینی ما رو . مردم خواهر دارن واسشون جونشون رو فدا می کنن ما هم خواهر داریم می گه بیا دوتایی بریم دعوا . من : نه پس ...

پارت ۴۱ آرش : هیی خدا می بینی ما رو . مردم خواهر دارن واسشون جونشون رو فدا می کنن ما هم خواهر داریم می گه بیا دوتایی بریم دعوا . من : نه پس بزارم تنهایی بری حال کنی . آرش : باشه پس هر وقت خواستم دعوا کنم ...

۲ هفته پیش
146
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد مگر می شود هوا را ...

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم بگو معنی تمرین چیست ؟ بریدن از چه ...

۲۱ آبان 1398
1
#رمان_ماهک #پارت_29 زن عمو مصرانه تر از قبل گفت _بیشتر بگو نمیدونم دنبال چی میگشت منم ادامه دادم +بعد از یه زد و خورد بد که باهم داشتیم من یه تصمیم جدید برا خودم گرفتم ...

#رمان_ماهک #پارت_29 زن عمو مصرانه تر از قبل گفت _بیشتر بگو نمیدونم دنبال چی میگشت منم ادامه دادم +بعد از یه زد و خورد بد که باهم داشتیم من یه تصمیم جدید برا خودم گرفتم و اجراش کردم زن عمو حرفمو قطع کرد و ناباورانه پرسید +زد و خورد؟چه زد ...

۱۴ آبان 1398
8
پارت یازدهم رفتم سر کارم تا ظهر همش تو اتاق بودم اصلا بیرون نرفته بودم و خیلی‌ خسته بودم... برای ناهار میخواستم برم یه چی برای خودم سفارش بدم که دیدم امیر اومد تو اتاق ...

پارت یازدهم رفتم سر کارم تا ظهر همش تو اتاق بودم اصلا بیرون نرفته بودم و خیلی‌ خسته بودم... برای ناهار میخواستم برم یه چی برای خودم سفارش بدم که دیدم امیر اومد تو اتاق آرمان.. داشتن باهم صحبت میکردن منم رفتم تو اتاق آرمان تا بهش بگم دارم میرم ...

۱۳ آبان 1398
38
#وفات_شهادت_گونه #حضرت_سکینه_علیه_السلام 🌴 تبلیغ در اسارت حفظ ارزش های دینی، جزء اهداف مقدّس رهبران الهی است. آنها در نشر آیین محمّدی به اقتضاء زمان و مکان کوشیده اند. فرزندان اهل بیت علیهم السلام نیز چون ...

#وفات_شهادت_گونه #حضرت_سکینه_علیه_السلام 🌴 تبلیغ در اسارت حفظ ارزش های دینی، جزء اهداف مقدّس رهبران الهی است. آنها در نشر آیین محمّدی به اقتضاء زمان و مکان کوشیده اند. فرزندان اهل بیت علیهم السلام نیز چون اجداد خویش با پیش گرفتن روش صحیح در میدان رویارویی حقّ و باطل، دشمن را ...

۱۲ آبان 1398
26
#رمان_مثلث_برمودا پارت ①⑤ در زدم و وارد اتاق عسل شدم اول سعی کردم خونسرد باشم ولی وقتی اتاقشو دیدم خونسردیمو از دست دادم این دختر بیست سال توناز و نعمت بزرگ شده و من همش ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت ①⑤ در زدم و وارد اتاق عسل شدم اول سعی کردم خونسرد باشم ولی وقتی اتاقشو دیدم خونسردیمو از دست دادم این دختر بیست سال توناز و نعمت بزرگ شده و من همش تو ترس اینکه اگ با جانی ازدواج کنم خون آشام میشم این اصن از درد ...

۱۰ آبان 1398
42