ویژه کنید
عکس و تصویر رمان •|ارباب خشن.خدمتکار شیطون💍 پارت:17 از این فکرا امدم بیرون خو .من الان چیکار کنم ...

رمان •|ارباب خشن.خدمتکار شیطون💍
پارت:17

از این فکرا امدم بیرون
خو .من الان چیکار کنم حوصلم سر میره راتین کجاستت
بزار برم توی اتاقش دنبالش بگردم
رادان......
دختره ی خیر سر آدمت می کنم واسه من دم در اورده
اخه چرا من چه بدی کردم که این جادوگر افتاده توی دامنم..
دامننن
دامنم کجااا بود
شلوارم
شلوارم خندیدم
یکم منحرفی شد
اففف
دختره ی لجباز چیکار کنم از دستش اگه کسی بود که میتونس بشه خدمتکار شخصیم صدرصد اخراجش میکردم ولی چیکار کنم که کسی نیست ومجبورم تحملش کنم

سلین....
من اومدم درو که باز کردم با
صحنه ی بدی مواجه شدم
نمی دونستم بخندم یا کمک کنم

مثل اینکه راتین داشته لباسشو می پوشیده ترلانم لباسایی
راتینو جمع می کرده
که ترلان به سبد بر میخوره
میوفته توی بغل راتین و
ازاونجایی که من درو به تور
وحشتناک باز کردم راتینم تعادلشو از دست میده
میوفته روی ترلان
ومشکل اینجاست که راتین هیچی تنش نیست جز یه شرت

و جالبش اینجاست که وجود منو حس نه می کنن تو حس
هستند مثل فیلم هندی😂
-اینجااا چه خبرره
راتین سریع از رویی ترلان بلند شد
راتبن:ه..هیچ

خنده ی ریزی کردم
-اره از سر وعضت معلومه که هیچی نمی کردی
یه نگاه به سر وعضش انداخت

جیغغغ زد مثل دختر رفت تو
حموم
از خنده رود بر شده بودم
ایی خداا انگار که نه انگار پسر هستش
رفتیم بیرون اوتاق که رادانو دیدم
رادان:کجا بودین به سلامتی
-نمی بینین
رادان:می بینم ولی اون تو چیکار می کردی

دباره صحنه هایی لحضه هایی قبل اومد تویی زهنم خندم گرفت
رادان:نگفتی
خندیدم
-نگاه چیزایی خوب خوب
سرییی رفتم پاین
رادان......

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...