ویژه کنید
عکس و تصویر #آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۳ در توسط مردی باز شد و بعد ما داخل شدیم .داخل شدنمون یه ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💙 پارت_۳


در توسط مردی باز شد و بعد ما داخل شدیم .داخل شدنمون یه طرف دهن باز موندن من یه طرف الحق که عمارتی بود واسه خودش .


دور تا دور عمارت با پنجره های یکدست بلند پوشیده شده بود و وسط خونه یه پله به صورت صاف میخورد بالا ولی معلوم بود تعداد پله ها به قدریه که پا اذیت شه ولی نه واسه منی که برنده مسابقات دوندگی بودم .


سمت چپ حال با دودست مبل به طور ست ولی مختلف چیده شده بود به رنگ طلایی سفید که هارمونی قشنگی رو با پارکتای تیره درست کرده بودند وو دور تا دور پر بود از عتیقه های گرون قیمت و تابلو های سلطنتی ست مبلا و یه فرش کرم قهوه ای پهن بود سمت مبلای سلطنتی و یه فرش اسپرت کرم طلایی پهن بود سمت مبلای راحتی.و یه لوستر که به زیبایی عمات اضافه میکرد وسط دو مبل قرار گرفته بود .


و سمت راست عبارت میشد از مبلای راحتی به صورت ال که به رنگ طوسی بود و یه مبل یه دست راحتی به رنگ کاربنی ک برعکس اونجا اینجا به طور مدرن و شیکی چیده شده بود و از وسایل سلطنتی اسفاده نشده بود .و دودست تابلو بزرگ که یکیش دریا بود و اون یکیش نمای ساختمون به رنگ شب اویزون شده بودن بالا مبلا .و یه دست فرش اسپرت به رنگ طوسی پهن بود وسط مبلای کاربنی و یه دست فرش کاربنی طوسی پهن بود وسط مبلای ال طوسی و روبه روی مبلای ال یه تلویزیون سینما وصل شده بود .



مستقیم روبه روی پله ها عکسی که مطمئن بودم خود صوفی باشه نصب بود .



کلا عمارتی بود که من تو بچگی تو ذهنم حکاکیش میکرد و همیشه ارزوم بود شاهزاده ی سوار بر اسب سفیدم بیادو منو ببر کاخی که به این شکل باشه.


با صدای فردی که مرد رو مخاطب قرار میداد از خیالاتم دست کشیدم لعنت بر خر پشه مزاحمی که این مردکه.

چشم چرخوندم و به یه مرد کت و شلوار پوش شیکی برخورد کردم .

واقعا چهره ی مردونه ای داشت که زیباییش و چند صد برابر میکرد .

بزارید براتون توصیف کنم میدونم که میگید هیزم ولی نچ نیسم عسیسان دل اجی بنده به فکر فسفر مغز نخدی شما هم که تموم نشه واس همین خودم زحمت میکشم.
((نه که فیلسوف تشریف دارن ))


با دقت شروع به کاووش مرد کردم چشمای آبی مایل به سبز دماغ و لب متناسب و مردونه پوستی سفید و موهای بور به رنگ طلایی تیره و هیکلی چهارشونه و جذاب .


میبینید ادم مثه این گیرمون نمیاد که همش محتاد پحتاده .یا میبینی از این قرتیاس مرد که میگن اینو میگن توصیف کامل.


مرد:خانوم تموم شدم رفتا.

من:ها¿¿¡¡

مرد:ها نه بله خانوم کوچول بفرمایید بشنید پاتون حتما درد گرفته از اونوقت که دارید بندرو کاووش میکنید .

مرتیکه داشت منو مسخره میکردا آ آ منم کم نیووردمو گفتم:نچ شما چی باشید که بنده بخوام کاووشتون کنم شما بفرمایید که دو ساعت زل زدی تو چشالم کاووش کاووش میکنی از بس که مردی ..

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...