ویژه کنید
عکس و تصویر پارت هفتاد و هشت -چشمم روشن رو نیست که سنگ پای قزوینه دخترای قدیمم یه ...

پارت هفتاد و هشت
-چشمم روشن رو نیست که سنگ پای قزوینه دخترای قدیمم یه خجالتی چیزی میدونستم چیه بچه ما اصلا اسمشم نفهمیده
من-هههههعععععی بابا دست رو دلم نزار که دلم خونه هفده سال پشت کوه زندگی کردم برای همینه نمیدونم یه دوسه ماهیه به شهر مهاجرت کردم
بابا-یعنی ثمین باید خفه ات کنم من با تو چیکار کنم
من-واااااااااااااای بابا ببین چه قشنگ میز چیدم چه شاهکاری کردم واسه نهار براتون پنیر اوردم بهترین غذا نه چاق میشن نه چیزی رژیمی هم هست مخصوصا واسه تو خوبه که بدنسازی وگرنه واسه من که خاصیتی نداره تازه برین دعا‌کنین تخم مرغ درست نکردم اینجا رو به اتیش بکشم اون موقع باید میومدیم جمعش کنی
-برو فقط تو اتاقت
من-ایییش باشه
رفتم تو اتاقم رو تختم خوابیدم موبایلمو برداشتم خیر سرم یه اهنگ گوش بدم این همه زحمت کشیدم خستگی از تنم در بره که دیدم نه جام نمیگیره بلند شدم رفتم جلو اینه قدی اتاقم باندمو روشن کردم اهنگی که تازه دان کرده بودم گذاشتم تا یه رقصی بکنم
نه خدایی شما بودی عاشقم نمیشدی
هووو دلبریم که سره
خیلی خوب بلدم کجام اخه بده دیونمی
دلخوشی توام دل شورمو میزنه
تو میخوای یه سره دیونه ام شی
( البته اینا همش میگفت تو ها منتها چون من یکم خودشیفتگی دارم خودمو مخاطب قرار میدم)
وایسا مینم این چی میگه چرا چرت و پرت میگه ؟
میگه هی میگیره دستمو هی میخنده بیخودی نه خدایی شما بودی عاشقش نمیشدی ؟(این اینقدر بیحاس دستتون میگیره مث دیونه ها هم هی میخنده نه خداوکیلی کی عاشق این میشه؟؟؟؟)عجبا شاعرو خواننده هم شاعرو خواننده های قدیم!!!!!!عجیبا غریبا

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...