نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت ۱۴ فیک درد عاشقی دخترا توی کافه تریا نشسته بودن و حرف میزدن و میخندیدن . پسرا هم برای کرم ریختن هر کدوم یه صندلی از میزای دیگه برداشتن و اومدن خودشونو بغل دخترا ...

پارت ۱۴ فیک درد عاشقی دخترا توی کافه تریا نشسته بودن و حرف میزدن و میخندیدن . پسرا هم برای کرم ریختن هر کدوم یه صندلی از میزای دیگه برداشتن و اومدن خودشونو بغل دخترا جا کردن سهون_دخترااا...چطورید؟ بکهیون که بغل بورا نشسته بود اروم زد به دست بورا _دیشب ...

۴ ساعت پیش
39K
#پارت_84 . لباشو پر از خشونت روی لبام قرار داد و شروع کرد به بوسیدنم... . قلبم به شدت میکوبید...سر انگشتام یخ زده بودن از استرس...نفسم بریده بود ولی دست بردار نبود...بدن نحیفم زیر بدن ...

#پارت_84 . لباشو پر از خشونت روی لبام قرار داد و شروع کرد به بوسیدنم... . قلبم به شدت میکوبید...سر انگشتام یخ زده بودن از استرس...نفسم بریده بود ولی دست بردار نبود...بدن نحیفم زیر بدن بزرگ و هیکلیش به شدت میلرزید... . جوری لبامو میبوسید که حس میکردم دارن از ...

۲۲ ساعت پیش
61K
پارت ۴۸ : سریع دستم و زیر پاش و زیر گردنش بردم و بغلش کردم و بردم تو اتاق و روی تخت گذاشتمش ‌. هنوز تند تند نفس میکشید و دستش و روی قلبش گذاشته ...

پارت ۴۸ : سریع دستم و زیر پاش و زیر گردنش بردم و بغلش کردم و بردم تو اتاق و روی تخت گذاشتمش ‌. هنوز تند تند نفس میکشید و دستش و روی قلبش گذاشته بود . ( وی ) خیلی نگران بودم . رفتم تو اتاق و به جیهوپ ...

۲۲ ساعت پیش
54K
پارت پنجاه #چڪاوڪــ : چکاوک : اوووم چیزه ینی منم میام . سورن : نه دیگه یکی دیگرو میبرم دختر زیاده . تا اینو گفت از کوره در رفتمو گفتم : اصلا ب جهنم برو ...

پارت پنجاه #چڪاوڪــ : چکاوک : اوووم چیزه ینی منم میام . سورن : نه دیگه یکی دیگرو میبرم دختر زیاده . تا اینو گفت از کوره در رفتمو گفتم : اصلا ب جهنم برو با همونا خوش باش و بلند شدم و رفتم سمت درو گفتم : بازش کن ...

۱ روز پیش
47K
من فکر میکردم بعد جداییمون مثل توی فیلم ها دوباره میبینمت! اونوقت تو از چشمام میخونی که من هنوز شبا بی خوابم چون میشینم و خاطره ها رو ردیف میکنم و دلیل میتراشم که دوستم ...

من فکر میکردم بعد جداییمون مثل توی فیلم ها دوباره میبینمت! اونوقت تو از چشمام میخونی که من هنوز شبا بی خوابم چون میشینم و خاطره ها رو ردیف میکنم و دلیل میتراشم که دوستم داشتی یه روز، تواز چشمام میخونی وباز دستامون برای هم میشه... من فکر میکردم بعد ...

۱ روز پیش
38K
پارت چهل و نه # چڪاوڪــ : مامان : میگم.نوه موه ای در کار نیس . تا اینو گف لقمه ی کره مربا پرید تو گلومو مث خر سرفه میکردم مامان با ترس یه لیوان ...

پارت چهل و نه # چڪاوڪــ : مامان : میگم.نوه موه ای در کار نیس . تا اینو گف لقمه ی کره مربا پرید تو گلومو مث خر سرفه میکردم مامان با ترس یه لیوان اب پرتقال بهم داد ک خفه نشم . وقتی یکم بهتر شدم زیر چشمی سورن ...

۱ روز پیش
53K
پارت ششم. از زبان تهیونگ: روندم سمت خونه. این دختر کیه؟ چرا دوست دارم دربارش بدونم؟وای اون لحطه که یه لحطه زیر بارون بود. لبخنداش یه لحطه از جلو چشمام محو نمیشه لعنتی. باید فردا ...

پارت ششم. از زبان تهیونگ: روندم سمت خونه. این دختر کیه؟ چرا دوست دارم دربارش بدونم؟وای اون لحطه که یه لحطه زیر بارون بود. لبخنداش یه لحطه از جلو چشمام محو نمیشه لعنتی. باید فردا بدم جیمین امارسو دراره. اینطوری ادامه بدم از فضولی می میرم..... از زبان جینی یک ...

۱ روز پیش
93K
#رویای_غیرممکن #پارت11 به همراه داور ها از اونجا خارج شدیم و به پشت صحنه، جایی که برادرم منتظرم بود؛ رفتیم. ‌یکی از داور ها گفت : خب ما میریم ولی آقای کیم قراره چند دقیقه ...

#رویای_غیرممکن #پارت11 به همراه داور ها از اونجا خارج شدیم و به پشت صحنه، جایی که برادرم منتظرم بود؛ رفتیم. ‌یکی از داور ها گفت : خب ما میریم ولی آقای کیم قراره چند دقیقه بعد تو رو با تموم گروه های کمپانی آشنا کنه. پس فامیلیش کیم بود... منو ...

۱ روز پیش
60K
#love_inothre_style #پارت4 الیزا هع سر همین اوسکل بازیاشه که از اونجا اومده بیرون شک ندارم وگرنه کی.از اون مدارس میگذره اومد نشست کنارم برزخی نگام کرد با دستش برام خط نشون کشید منم یه نگاه ...

#love_inothre_style #پارت4 الیزا هع سر همین اوسکل بازیاشه که از اونجا اومده بیرون شک ندارم وگرنه کی.از اون مدارس میگذره اومد نشست کنارم برزخی نگام کرد با دستش برام خط نشون کشید منم یه نگاه سرد بهش انداختم هواسمو دادم به تخته یاد کارم افتادم (نیم ساعت پیش) از پله ...

۲ روز پیش
6K
پارت چهل و هشت #چڪاوڪـ : بزارم زمین نهنگگگگ سورن : ببند بچه . پاهامو تکون تکون میدادم ک میخورد ب شکمش چون رو کولش انداخته بودم . چکاوک : گودزیلااا ولم کن مخم برعکس ...

پارت چهل و هشت #چڪاوڪـ : بزارم زمین نهنگگگگ سورن : ببند بچه . پاهامو تکون تکون میدادم ک میخورد ب شکمش چون رو کولش انداخته بودم . چکاوک : گودزیلااا ولم کن مخم برعکس شد . سورن : عیب نداره کوچولو مخت یکم کار میکنه . چکاوک : جیـــــغ ...

۲ روز پیش
54K
یه لیوان چایی دارچین کمر باریک با نبات و خرما گذاشتم جلوی بابا. فنجون رو برداشت و بوش کرد و گفت: بازم نیست دخترم… بازم از اون چایی دارچین های مامانت نیست این چندمین بار ...

یه لیوان چایی دارچین کمر باریک با نبات و خرما گذاشتم جلوی بابا. فنجون رو برداشت و بوش کرد و گفت: بازم نیست دخترم… بازم از اون چایی دارچین های مامانت نیست این چندمین بار بود؟ ششمین بار که چایی دارچین درست کرده بودم و به دل بابا نچسبیده بود ...

۲ روز پیش
61K
#پارت_82 . دهنم بسته شد و با چشم های گرد شده به سقف خیره شدم که بدون این که لباشو روی لبم تکون بده گاز ریزی از لب پایینیم گرفت و ازم جدا شد ولی ...

#پارت_82 . دهنم بسته شد و با چشم های گرد شده به سقف خیره شدم که بدون این که لباشو روی لبم تکون بده گاز ریزی از لب پایینیم گرفت و ازم جدا شد ولی هنوزم روم خم شده بود... . دردم و کامل یادم رفته بود و سرم و ...

۲ روز پیش
91K
پارت ۳۶ تا رسیدن به خونه هیچکدوممون حرفی نزدیم و فقط صدای ضبط بود که باهاش هم خونی می کردیم و سکوت ماشین رو شکسته بود . همزمان با توقف ماشینم یه ماشین دیگه هم ...

پارت ۳۶ تا رسیدن به خونه هیچکدوممون حرفی نزدیم و فقط صدای ضبط بود که باهاش هم خونی می کردیم و سکوت ماشین رو شکسته بود . همزمان با توقف ماشینم یه ماشین دیگه هم وایساد . به ماشین نگاه کردم و با تشخیص پسرا فوری از اونجا جسم شدم ...

۲ روز پیش
90K
#پارت_81 . زیر لب اسمش و صدا زدم و دیگه چیزی نفهمیدم.... . ...................... با خنده داشتم لباسای عشقم و تا میکردم و داخل ساک جا میدادم... . قوربونش برم الهی...اینقدر مهربون شده که نگوووو...خیلی ...

#پارت_81 . زیر لب اسمش و صدا زدم و دیگه چیزی نفهمیدم.... . ...................... با خنده داشتم لباسای عشقم و تا میکردم و داخل ساک جا میدادم... . قوربونش برم الهی...اینقدر مهربون شده که نگوووو...خیلی عوض شده... . شبا که پیشش میخابم...جوری تو بغلم میکشتم و بوسم میکنه و به ...

۳ روز پیش
72K
#پارت_بیستو_هفت میچا : دو طرف میوهامو بستم که شبیه این باربی ها شد موهام . بلوز بنفش رنگمو که تنش تنگ بود و استیناش گشاد بود و پوشیدم به همراه یک شرتک جین که پاییناش ...

#پارت_بیستو_هفت میچا : دو طرف میوهامو بستم که شبیه این باربی ها شد موهام . بلوز بنفش رنگمو که تنش تنگ بود و استیناش گشاد بود و پوشیدم به همراه یک شرتک جین که پاییناش کمی پاره بود . چوکر سیاه رنگمو گردنم کردم و کیفمو برداشتم و داد زدم ...

۳ روز پیش
100K