ویژه کنید
عکس و تصویر #رمان_همسر_اجباری #پارت_صد ونهم آنا هنوزم داشت اشک میریخت اما بی صدا ای خدا قربونت برم ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد ونهم
آنا هنوزم داشت اشک میریخت اما بی صدا ای خدا قربونت برم ببین زندگیه من چقد داغونه که حتی آنا ک از من
دل خوشی نداره داره .اینطوری گریه میکنه.
آنا-آریا نگران نباش توکلت ب خدا باشه
آنا چیزی الزم نداری واسه خونه بگیرم!؟
نه ارچی بخوام میگیرم.نمدونم چراآنا تو فکر بو البتهنمیدونم چرا نداره مگه بیچاره یه روز خوشم داره ک تو فکرنباشه. رسیدیک خونه
هردو تو سکوت وارد آسانسور شدیم. نمیدونم چرا خوابم نمیومد رفتم تو اتاقم چمدونمو ببندم اعصاب مرتب
گذاشتن لباسارو نداشتم همه رو ریختم تو چمدون میدونم. درشو بستم کال نمیدونم چه مرگم بود دلم بد جوری
گرفته بود .خیلی بی هوا و نمیدونم حتی واسه چی.سیگارمو روشن کردم یه پک عمیق زدم .حرصمو رو سیگار خالی
کردم. محکم پک میزدم .رفتم سمت ساعتام چند تاشونو برداشتم یکی رو هم انداختم دستم.این همون ساعتی بود
ک زیبا بهم هدیه داد. چنگ زدم رو دستمو کوبوندمش ب در و داد زدم لعنتی. تموم شدی برام خودت و خاطره هات
ازت بدم میاد.آنا اومد تو با عجله و وحشت چت شده آریا مشکلی پیش اومده .نه خوبم . فقط نمیدونم چمه .
یه لحظه حواسمو جمع کردم که دیدم بازم آنا تو چادر ننماز سفیدشه و تسبیح دستش با اون مقنعه بلند محجبه چه
تصویر از خودش تو ذهنم حک میکرد.
آریا اگه مشکلی هست با من درمیون بزار حداقل یکمی آروم میشی .
مشکلم اینجاست نمیدونم دردم چیه دلم یه جوری شور میزنه دلم هم میگه بمونم هم میگه برم.
-آریا بهتر نیست با خدا یکم خلوت کنی.
-نمیدونم فقط میخوام تنها باشم.
باشه آقا .
از این اتاق متنفر بودم.هیچ دل خوشی از این اتاق ندارم .از کل خونه بدم میومد.رفتم تو حیاط تا یکم قدم بزنم
آروم و قرار نداشتم....
...
یکم که آروم شدم رفتم باال از پله ها. حتما آنا خوابیده در نزدم کلید ک باهام بود آروم تو در چرخوندمش و رفتم تو
خونه و آروم و بی صدا رفتم سمت اتاق در اتاقم باز بود
درو که باز کردم برم تو آنارو دیدم که داشت لباسامو مرتب توچمدونم میچید پشتش ب من بود و حواسش ب من
نبود.دست ب سینه رفتم جلوش واستادمو گفتم
جوجه داری چکار میکنی ها
سریع دستشو اورد روصورتش انگار گریه کرده بود اشکاشو پاک کردو خندید وسط گریه اش
Comments please

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...