ویژه کنید
عکس و تصویر . #ادمین بکهیون‌در‌حالیکع‌میسکالع‌۴۶اُمش‌رو‌قطع‌میکرد‌یه‌پیعم‌عز‌چانیول‌دریافت‌کرد فک‌کرد‌بازعم‌مث‌همیشع‌

. #ادمین
بکهیون‌در‌حالیکع‌میسکالع‌۴۶اُمش‌رو‌قطع‌میکرد‌یه‌پیعم‌عز‌چانیول‌دریافت‌کرد
فک‌کرد‌بازعم‌مث‌همیشع‌"دوست‌دارم‌❤ ‌"یا'درچه‌حالی‌عشقم'هس،اماپیعم‌چانیول‌طولانی ‌بود...
"سلام‌عشقم
صبح‌خابیدع‌بودی‌و،منم،نتونصتم‌پرنسسمو‌بیدار‌کنم...ببخشید‌کع‌تو‌روزم‌سرم‌شلوغ‌بود‌ونتونصتم‌درموردسفر‌کاری‌ای‌که‌پروازش‌امشبع‌باهات‌حرف‌بزنم...ولی‌یع‌سفرکاری‌پیش‌اومده‌که‌پروازش‌امشبع...امیدوارم‌ببخشیم‌و‌زحمت‌جمع‌کردن‌ساکمو‌واسم‌بکشی...یک‌ساعت‌دیگع‌میام‌خونه
دوصت‌دارم😻 "
پیعم‌چانیول‌کمی‌شوکه‌اش‌کرد‌اماکاریش‌نمیشد‌کرد...
چانیول‌قبلن‌فراموش‌کارنبود
بکهیون‌مطمنع‌چانیولی‌کع‌میشناخت‌فراموش‌کار‌نیصتو‌حتمن‌یه‌مشکل‌پیش‌اومدع...
- اَه،لنتی‌خودتو‌افکار‌منفیت....چانیول‌هیچیش‌نیص‌فقد‌دارع‌بخاطر‌رفاه‌توعع‌قدرنشناس‌سخ‌ کار‌میکنع‌و‌خستگیع‌ناشی‌عز‌کارش‌یکمی‌فراموش‌کار‌ش‌کردع...عوکیع؟
بلندسرخودش‌داد‌زد
بسمت‌اتاق‌رفتو‌عآروم‌ساک‌چانیول‌روبست
امیدوار‌بود‌سفر‌کاری‌چانیول‌خیلی‌طول‌نکشه‌چون‌قطعن‌بکهیون‌دلتنگ‌میشد
چانیول‌اخیرا‌کمتر‌سفرکاری‌میرفت‌و‌این‌باعث‌وابستگی‌زیاد‌بکهیون‌شدع‌بود
- فقط‌یکمی‌لوسم‌کردع...:(
چانیول‌کع‌رسید‌بکهیون‌رو‌بغل‌کردو‌گفت:عزیزم‌این‌سفر‌حدودن‌دو‌هفته‌طول‌میکشع
بکهیون‌با‌لبخند‌گفت:‌موفق‌باشی‌عزیزم،سعی‌میکنم‌تحمل‌کنم...
چانیول‌ساکش‌رو‌برداشت‌و‌موهای‌پیشونی‌بک‌رو‌کنار‌زد‌و‌پیشونیشو‌بوسید
کنارگوشش‌زمزمه‌کرد:عاشقتم‌پرنسس‌من...مواظب‌خودت‌باش...
‌- دیوونتم...توام‌همینطور...
چانیول‌با‌ماشین‌شرکت‌بع‌فرودگاه‌رفت‌...
هنوز‌گرمای‌بوسه‌اش‌رو‌پیشونی‌بک‌بود‌و‌موهای‌بک‌بع‌حالت‌عادی‌برنگشته‌بودن‌که‌حس‌دلتنگی‌داشت‌خفش‌میکرد... #جی‌مین
دستم‌رو‌عضله‌هایه‌شیری‌رنگ‌شکمش‌بود...
سفتیشونو‌زیر‌دصم‌‌حس‌میکردم...
لبامو‌گذاشتم‌رو‌گردنشو‌مک‌های‌آرومی‌ب‌گودی‌گردنش‌زدم...
لعنتی...
متنفر‌بودم‌از‌وقتایی‌کع‌ب‌‌اجبار‌باهم‌بودیم...
نمیشد‌همون‌اوپام‌باقی‌بمونع‌؟؟؟
زمزمه‌کردم:این‌‌آخرین‌باریه‌کع‌باهم‌میخابیم‌جین...
- آخع‌چرا؟؟؟
_یکم‌از‌من‌بکش‌بیرون!من‌دو‌‌هفته‌دیگع‌واسه‌همیشه‌میرعم‌آمریکا...
ـــــــ
مهآرام‌کاپلو‌دوص‌داعرین؟؟؟😄 😍

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...