نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت۷۰ ماهو: باز شروع کرد! بهش چشم غره رفتم، یه دور کمد رو زیر و روی کردم و درآخر یه مانتوی طوسی انتخاب کردم. درحین آماده شدن ماهور گفت: حضورت خیلی تاثیر گذار بوده! با ...

#پارت۷۰ ماهو: باز شروع کرد! بهش چشم غره رفتم، یه دور کمد رو زیر و روی کردم و درآخر یه مانتوی طوسی انتخاب کردم. درحین آماده شدن ماهور گفت: حضورت خیلی تاثیر گذار بوده! با ناراحتی کنار ماهور نشستم و گفتم: ـ از اینکه یه روزی بخوام از این عمارت ...

۴ ساعت پیش
18K
عشقیای من کامنت اجباری هستش... در ضمن خواهشمندم دوستانی که میخونن کامنت بزارم... همه میدونن من رو هر چی حساس نباشم رو کامنت دوستان دنبال کننده ها فوق العاده حساسم و با جون و دل ...

عشقیای من کامنت اجباری هستش... در ضمن خواهشمندم دوستانی که میخونن کامنت بزارم... همه میدونن من رو هر چی حساس نباشم رو کامنت دوستان دنبال کننده ها فوق العاده حساسم و با جون و دل گوش میدم نقد یا انتقاد یا پیشنهادی اگه از منو رمانم داشته باشن... اونایی که ...

۴ ساعت پیش
17K
با یادآوری روزی که با سارا دوست شدم، اشکم روی گونه‌ام چکید؛ دختر مهربان، سرزنده و جسوری بود. برخلاف من که همیشه ترجیح می‌دادم سکوت کنم و انرژی‌ای در جمع یا کلاس‌های دانشگاهی نداشتم. روی ...

با یادآوری روزی که با سارا دوست شدم، اشکم روی گونه‌ام چکید؛ دختر مهربان، سرزنده و جسوری بود. برخلاف من که همیشه ترجیح می‌دادم سکوت کنم و انرژی‌ای در جمع یا کلاس‌های دانشگاهی نداشتم. روی صندلی ردیف آخر نشسته بودم و با غم به مشکلات خودم فکر می‌کردم. می‌دانستم قلباً ...

۵ ساعت پیش
21K
ارکا نفسش و عمیقا بیرون داد و گفت : -این‌قدر حال‌تون مساعد هست که بتونید به سؤالاتم جواب بدین؟ قبل از این‌که بتوانم جوابش را بدهم، مادرم اعتراض کرد: -چه سؤالی؟ چی می‌گید شما؟ نمی‌بینید ...

ارکا نفسش و عمیقا بیرون داد و گفت : -این‌قدر حال‌تون مساعد هست که بتونید به سؤالاتم جواب بدین؟ قبل از این‌که بتوانم جوابش را بدهم، مادرم اعتراض کرد: -چه سؤالی؟ چی می‌گید شما؟ نمی‌بینید دخترم روی تخت بیمارستانه؟ آرکا با لحنی آرام اما جدی گفت: -می‌بینم، اتفاقاً به‌خاطر مساعد ...

۵ ساعت پیش
27K
#پارت ۱۴۷ نازنین : ربا گریه گفتم : بابات سنگ دله تو هم حرفای اونو می زنی امیر علی : من شده جونمم برای آرمان میدم حتا اگه شده هیچ وقت مزه پدر شدن رو ...

#پارت ۱۴۷ نازنین : ربا گریه گفتم : بابات سنگ دله تو هم حرفای اونو می زنی امیر علی : من شده جونمم برای آرمان میدم حتا اگه شده هیچ وقت مزه پدر شدن رو نچشم بخاطر اون ولی حاجی حرفش چیز دیگیه ...می دونی چی گفته چی خواسته - ...

۷ ساعت پیش
19K
#پارت ۱۴۶ امیر علی : رُززد زیر دستم وبا گریه رفت بالا نشستم وصورتمو گرفتم بین دستام بابا : وقتی نتونی راضی اش کنی این میشه امیر علی ... سرمو بلند کردم وگفتم : چیکار ...

#پارت ۱۴۶ امیر علی : رُززد زیر دستم وبا گریه رفت بالا نشستم وصورتمو گرفتم بین دستام بابا : وقتی نتونی راضی اش کنی این میشه امیر علی ... سرمو بلند کردم وگفتم : چیکار کنم دیگه حاجی برم بیفتم به دست وپاش بگم منو به زور به عنوان شوهرت ...

۷ ساعت پیش
27K
#پارت ۱۴۴ امیرعلی : کارام رو درست کرده بودم خدا رو شکر هیچ مشکلی نداشتم به آرزوم رسیده بودم ولی واسه من کم بود باید ادامه می دادم به این راضی نبودم استاد دانشگاهی می ...

#پارت ۱۴۴ امیرعلی : کارام رو درست کرده بودم خدا رو شکر هیچ مشکلی نداشتم به آرزوم رسیده بودم ولی واسه من کم بود باید ادامه می دادم به این راضی نبودم استاد دانشگاهی می شدم که خودم چند سال اونجا درس می خوندم همون دانشگاهی که رُز هم بودوجالب ...

۷ ساعت پیش
21K
#رمان_ومپایراندسیلورپارت‌بیستم سلام😿 اصن حال ندارم اولش بگم تولد جیمین خوشگله ی ارمی ها مبارک باشه خب جیمینمون یک سال بزرگتر شد😼 پس تولدش رو تا هزار سالگی جشن بگیره و ما ارمی ها هم همیشه ...

#رمان_ومپایراندسیلورپارت‌بیستم سلام😿 اصن حال ندارم اولش بگم تولد جیمین خوشگله ی ارمی ها مبارک باشه خب جیمینمون یک سال بزرگتر شد😼 پس تولدش رو تا هزار سالگی جشن بگیره و ما ارمی ها هم همیشه باهاش بمونیم😻 خب بفرمایید بخونین ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ...

۱۱ ساعت پیش
32K
#شهدا کفی کفش هر کاری از دستش برمی‌آمد، برای دوستان و آشنایان انجام می‌داد. یک روز قرار بود مسابقه بدهیم و یک نفر از بازیکنان کفش مناسب نداشت. ناصر کفش ورزشی خود را در آورد ...

#شهدا کفی کفش هر کاری از دستش برمی‌آمد، برای دوستان و آشنایان انجام می‌داد. یک روز قرار بود مسابقه بدهیم و یک نفر از بازیکنان کفش مناسب نداشت. ناصر کفش ورزشی خود را در آورد و به او داد. کفش برای پا او بزرگ بود. خود ناصر سریع رفت، کفی ...

۱۳ ساعت پیش
13K
در هرحال گذر از پیچ خم های زندگی هستیم، تعدادی ب زندگیمون میان میتونه هر نوعش باشه تفکرات ما میفمه چی خوبه چی بده عقلانیت ما بلده تشخیص بده اما سر انتخاب میشیم بچع دوساله ...
عکس بلند

در هرحال گذر از پیچ خم های زندگی هستیم، تعدادی ب زندگیمون میان میتونه هر نوعش باشه تفکرات ما میفمه چی خوبه چی بده عقلانیت ما بلده تشخیص بده اما سر انتخاب میشیم بچع دوساله ک هیچی نمیفمه و دستشو ب سمت ذغال سرخ میبره! در یک عان فرد صادق ...

۱ روز پیش
25K
#عشق_باطعم_تلخ #part144 ریز خندیدم که چشم‌هاش رو به سختی باز کرد، با دیدنم مثل دیونه‌ها نشست روی تخت، چندتا پلک زد تا چشم‌هاش باز بشه؛ دستم رو گذاشتم روی دهنم می‌خندیدم، به سختی میان خندهام ...

#عشق_باطعم_تلخ #part144 ریز خندیدم که چشم‌هاش رو به سختی باز کرد، با دیدنم مثل دیونه‌ها نشست روی تخت، چندتا پلک زد تا چشم‌هاش باز بشه؛ دستم رو گذاشتم روی دهنم می‌خندیدم، به سختی میان خندهام گفتم: - وای، فکر کن بیایی سوپرایزش کنی ببینی با شلوراک خوابه! سرش به چپ ...

۱ روز پیش
33K
#پارت صدو سی امیر علی : وسایلمو جم کردم ومنتظر هستی موندم تا وقتی اومد وگفت : ازش عذرخواهی کردم حالا کجا میریم ؟ - میریم مشهد دوست داری هستی : چرا اونجا بریم شمال ...

#پارت صدو سی امیر علی : وسایلمو جم کردم ومنتظر هستی موندم تا وقتی اومد وگفت : ازش عذرخواهی کردم حالا کجا میریم ؟ - میریم مشهد دوست داری هستی : چرا اونجا بریم شمال کیش اصفهان - من مشهد رو خیلی دوست دارم هستی : منم کیش رو دوست ...

۱ روز پیش
52K
#پارت صد بیست نه نازنین : با صدای بلندم امیر علی رفت کنار - میشه بری انیسه انیسه : میرم ولی یه جوری رفتار نکنید یکی فکر کنه عاشق معشوقه ای هم هستید امیر علی ...

#پارت صد بیست نه نازنین : با صدای بلندم امیر علی رفت کنار - میشه بری انیسه انیسه : میرم ولی یه جوری رفتار نکنید یکی فکر کنه عاشق معشوقه ای هم هستید امیر علی : گمشو بیرون دیگه با رفتن انیسه امیرعلی پیرهنشو پوشید وگفت : باید می زاشتی ...

۱ روز پیش
32K
🍁 🍃 🌾 🍒 🍁 🍃 یک تصویری از پاییز ساخته اید که گویا پاییز غول وحشتناکی است که غروب ها وارد شهر میشود و با دستهای بزرگش یک به یک شما را خفه میکند... ...

🍁 🍃 🌾 🍒 🍁 🍃 یک تصویری از پاییز ساخته اید که گویا پاییز غول وحشتناکی است که غروب ها وارد شهر میشود و با دستهای بزرگش یک به یک شما را خفه میکند... ... نه عزیز جان... دنیا هنوز هم زیبایی های خودش را دارد آن هایی که ...

۱ روز پیش
16K
هشت سالم بود، تابستان آن سال همه ی رویایم شده بود داشتن یک جوجه رنگی. تا آن روز برای داشتن هیچ چیزی آنقدر اصرار نکرده بودم. اطرافیانم مدام می گفتند به دردت نمی خورد، نمی ...

هشت سالم بود، تابستان آن سال همه ی رویایم شده بود داشتن یک جوجه رنگی. تا آن روز برای داشتن هیچ چیزی آنقدر اصرار نکرده بودم. اطرافیانم مدام می گفتند به دردت نمی خورد، نمی توانی نگهش داری، اما من گوشم بدهکار این حرف ها نبود، می خواستم جوجه رنگی ...

۱ روز پیش
40K
part7:false god همراه مارلی سوار اسانسور شد چه روزی بهتر از این که با اون دختر شروع بشه براش وجود داشت صد در صد اون روز بهترین روزش میشد... به مارلی نگاه کرد تغییر کرده ...

part7:false god همراه مارلی سوار اسانسور شد چه روزی بهتر از این که با اون دختر شروع بشه براش وجود داشت صد در صد اون روز بهترین روزش میشد... به مارلی نگاه کرد تغییر کرده بود حداقل از نظر اخلاقی...اسانسور ایستاد و چندنفر دیع وارد شدن که مجبور شد بره ...

۲ روز پیش
59K
#عشق_باطعم_تلخ #part142 کفش‌هام رو در آوردم قدم برداشتم سمت اتاق که با صداش سر جام میخ شدم. - بدون این‌که برگردی به پشت سرت، توضیح بده چرا؟! اولین بار بود چنین درخواستی می‌کرد برام سخت ...

#عشق_باطعم_تلخ #part142 کفش‌هام رو در آوردم قدم برداشتم سمت اتاق که با صداش سر جام میخ شدم. - بدون این‌که برگردی به پشت سرت، توضیح بده چرا؟! اولین بار بود چنین درخواستی می‌کرد برام سخت بود، شاید بخاطر تماس چهره‌به‌چهره بعد از فهمیدن حقیقت خجالت می‌کشید. - روز آخر رفتنت ...

۲ روز پیش
48K
قانون دوم نیوتن منطق:نیروی وارده بر جسم برابر است با جرم یک جسم ضبدر شتاب ان جسم... F=m×a احساسی:ما در صورتی به حرکت شتابدار میرسیم که قلب ما و مغز ما درگیر دوستی باشد که ...

قانون دوم نیوتن منطق:نیروی وارده بر جسم برابر است با جرم یک جسم ضبدر شتاب ان جسم... F=m×a احساسی:ما در صورتی به حرکت شتابدار میرسیم که قلب ما و مغز ما درگیر دوستی باشد که گرفتن دستش مانند هل دادن ما برای حرکت است... مثال محورها:میتوان ماشین را با هل ...

۲ روز پیش
23K
نخونده لایک نکنین! الحمد الله،خانم ها هم رفتند ورزشگاه ، همه مشکلاتمون حل شد. خدایا یعنی حنجرمون پاره شد از بس داد زدیم:ملت بصیرت؟ چند نکته در باب ورزشگاه رفتن خانم ها : تو این ...

نخونده لایک نکنین! الحمد الله،خانم ها هم رفتند ورزشگاه ، همه مشکلاتمون حل شد. خدایا یعنی حنجرمون پاره شد از بس داد زدیم:ملت بصیرت؟ چند نکته در باب ورزشگاه رفتن خانم ها : تو این قضیه با چند گروه طرفیم:اصولگرا ،اصلاح طلب،اپوزیسیون خارج نشین،مثلث عربی-عبری-غربی ومردم عادی. اصولگرا : یه ...

۲ روز پیش
51K
#کارما pov chanyeol❤ 😍 😍 برای هزارمین بار پرونده رو مرور کرد دیگه داشت عصبی می شد هیچی با هم جور در نمیومد.هوف عصبی کشید و کف دستاشو محکمبه میز کوبید.و با بلند ترین صدای ...

#کارما pov chanyeol❤ 😍 😍 برای هزارمین بار پرونده رو مرور کرد دیگه داشت عصبی می شد هیچی با هم جور در نمیومد.هوف عصبی کشید و کف دستاشو محکمبه میز کوبید.و با بلند ترین صدای می تونست تولید کنه منشی شو صدا زد. -ررووززیـــــــــــــــی منشی بیچاره در حالی که به ...

۲ روز پیش
51K