ویژه کنید
عکس و تصویر

"شاه من میشی دوباره"؟پارت بیست و پنجم
بلاخره خاله اینا هم تشریف اوردن،بعد از سلام و احوال پرسی دورهم نشسته بودیم،از هر دری حرف میزدن،راستش واقعا کمی استرس داشتم که نکنه تصمیم اشتباهی گرفته باشیم.
بلاخره عمو مهران رفت سر اصل مطلب و از اینکه همه میدونن من و ماهان چقدر برا هم دیگه ارزش قائل هستیم و و و و....
از اینکه چقدر ماهان خاطرمو میخواد و حاضره هرکاری کنه که خوشبخت بشم.
عمو مهران گفت+میدونم که شما حرفاتونو زدید قبلا ولی خاستگاریه دیگ اگ اقا محمد اجازه بدن برید حرفاتونو بزنید.
بابا+اختیار دارید،بابا جان با ماهان برید تو حیاط حرفاتونو بزنید.
_چشم
ماهان بلند شد منم بلند شدم اومد پشت سرمن ایستاد و با لبخند گفت+خانما مقدم ترن.
عمو مهران_همه که تورو میشناسن این اداها چیه درمیاری دیگ ماهان
ماهان+ای بابا،بابا من میخوام واس ی بار جنتلمن باشم ولی شما نمیزاریدااا
یکی زدم پس کله اش وآروم گفتم راه بیفت زیاد حرف نزن
ماهان+وای اقا جمع کنید بریم،این میخواد زن اینده ی من بشه؟دست بزن داره بابا،همتون شاهدید دیدید که چجوری زد پسِ کله ام.
_اگر راه نیوفتی یکی دیگه هم میزنم هوم؟دلت میخواد؟
+نه نه بریم
همه خنده شون گرفته بود از این رفتارم.ولی همه ی اینا تظاهره ،خب همونجور که گفتم تظاهره! پس هیچ کس نمیتونه بفهمه چه عذابی دارم میکشم جز اون بالا سری.
تو حیاط رو تاب نشسته بودیم و من تو تاریکی آسمون گم شده بودم.
ماهان+خوبی ؟
_هوم،این واژه ی خوبی واسه من خیلی وقته ناآشناست ماهان.
دستمو گرفت تو دستش و گفت+همه چی رو درست میکنم بهت قول میدم باشه؟فقط بهم اعتماد کن.
_ماهان همه چی درست میشه؟من تنها ۱۷سالمه تو این سن بابا اجازه میده ازدواج کنم بنظرت؟حتی اگر تو باشی ؟!نه اجازه نمیده. و اول و اخرش میفهمن که من..اوف حتی سختمه به زبون بیارمش،میفهمی ؟
+اره میفهمم ،من حداقل عقد رو جلو میندازم و بعدش به مامان میگم و اونم حلش میکنه باشِ؟
_نمیدونم،خودمو میسپرم دست تو،سرنوشتمو سپردم دست خدا و تو،هرکاری میدونی درسته انجام بده.
+بیا بغلم کوچولو،مهسا خیلی لاغر شدی ها قبلا تپل تر بودی.
_اره خیلی هم زشت شدم.
+گل گفتی،نمیتونم اصلا تحملت کنما اینجوری
ی مشت زدم به بازوش و گفتم --گمشو ببینم
با صدای بلند خندید وگفت+خب حالا از من که همسر آینده اتم چ انتظاری داری.
_نمیدونم
+من بگم ؟
_بگو
+اوم وقتی میام خونه از سرکار باید غذات اماده باشه ،لباسا شسته شده اتو کشیده ،خونه رو هر روز گردگیری میکنی و..
پریدم تو حرفش و گفتم+یهویی بگو نوکر میخوای دیگ.
_حالا نه اخرشب هم ..حرفشو ادامه نداد و ی چشمک زد
خفه شو ماهان بلند شو گمشو تا لهت نکردم بی تربیت عوضی منحرف...

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...