نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#۳۰ #رمان_شیطان_زاده آیسان در تمام مدت مهمانی خیره به آرکا بود. جوری‌که سنگینی نگاهش آرکا را کلافه کرده بود و او در تلاش بود تا از زیر آن نگاه بگریزد. بالاخره مهمانی به اتمام رسید؛ ...

#۳۰ #رمان_شیطان_زاده آیسان در تمام مدت مهمانی خیره به آرکا بود. جوری‌که سنگینی نگاهش آرکا را کلافه کرده بود و او در تلاش بود تا از زیر آن نگاه بگریزد. بالاخره مهمانی به اتمام رسید؛ مهمانی‌ای که آیسان چیزی از آن نفهمید! بعد از صرف شام و بدرقهٔ مهمان‌ها، آیسان ...

۳ روز پیش
68K
#پارت5 #رمان_شیطان_زاده -تو اون‌جا چی‌کار می‌کردی؟ -رفتم کوهنوردی. -چرا اون‌جا؟ اون‌جا که کوه‌هاش صعب‌العبوره؟ -من بیشتر صخره‌نوردی می‌کنم. همیشه سراغ کوه‌های صعب‌العبور می‌رم. -خوب اون‌جا چی شد؟ -داشتم تو جاده می‌رفتم که یهو یک نفر ...

#پارت5 #رمان_شیطان_زاده -تو اون‌جا چی‌کار می‌کردی؟ -رفتم کوهنوردی. -چرا اون‌جا؟ اون‌جا که کوه‌هاش صعب‌العبوره؟ -من بیشتر صخره‌نوردی می‌کنم. همیشه سراغ کوه‌های صعب‌العبور می‌رم. -خوب اون‌جا چی شد؟ -داشتم تو جاده می‌رفتم که یهو یک نفر پرت شد جلوی ماشینم. پیاده شدم ببینم چه خبره، دیدم یک دختره. التماسم می‌کرد تا ...

۱ هفته پیش
135K
پارت ۷ فیک درد عاشقی بورا از کلاسش اومد بیرون . به تمام دانش آموزا نگاه کرد اما نتونست دخترارو پیدا کنه . دلش میخواست که یه چیزی بخوره . یه چیز خوشمزه و شیرین ...

پارت ۷ فیک درد عاشقی بورا از کلاسش اومد بیرون . به تمام دانش آموزا نگاه کرد اما نتونست دخترارو پیدا کنه . دلش میخواست که یه چیزی بخوره . یه چیز خوشمزه و شیرین . از ساختمون اومد بیرون و رفت کافه تریا . یه بستنی نونی برداشت و ...

۴ هفته پیش
78K
#همسر_اجباری #۲۶۳ نشتم و چایی رو بر داشتم و نگاهش کردم یه لبخند مهربون از سر رضایت زد وتو چشمای طوسیش تحسین موج میزد. -آنا. -جانم -تو محشری.زیباییت و جذابیتتو دوست دارم. ممنون که بخاطر ...

#همسر_اجباری #۲۶۳ نشتم و چایی رو بر داشتم و نگاهش کردم یه لبخند مهربون از سر رضایت زد وتو چشمای طوسیش تحسین موج میزد. -آنا. -جانم -تو محشری.زیباییت و جذابیتتو دوست دارم. ممنون که بخاطر من این کارو کردی. -خواهش میکنم. آقایی. از این حرفام بلدی؟ نگاه خیره آریا رو ...

۴ هفته پیش
77K
#رمان_همسر_اجباری #پارت_شصت و ششم داد زدم احسااااان. نمیدونم اصال کی قطع کرده بود این پسره دیوونه.من حتی یه بارم از این فکرا نکرده بودم واقعا من غلط بکنم برم سمت دختر جماعت دیگه توبه کردم ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_شصت و ششم داد زدم احسااااان. نمیدونم اصال کی قطع کرده بود این پسره دیوونه.من حتی یه بارم از این فکرا نکرده بودم واقعا من غلط بکنم برم سمت دختر جماعت دیگه توبه کردم هیچ دختری رو نخوام و دوست نداشته باشم. پاشدم رفتم تو حال آنا روی زمین ...

۵ شهریور 1398
53K
#بنفشه_داستان_واقعی_نیم_ساعتی از کلاس تاریخ گذشته بود و اعصابم از حمله مغول ها و تجاوز و.. خورد بود و از اونجایی که تخیلم قوی بود همه شخصیت ها رو تصور میکردم و حسابی تو خیالاتم غرق ...

#بنفشه_داستان_واقعی_نیم_ساعتی از کلاس تاریخ گذشته بود و اعصابم از حمله مغول ها و تجاوز و.. خورد بود و از اونجایی که تخیلم قوی بود همه شخصیت ها رو تصور میکردم و حسابی تو خیالاتم غرق بودم که صدای در کلاس اومد در کلاس باز شد،بنفشه با صورتی غمگین و افسرده ...

۴ شهریور 1398
119K
#رمان_همسر_اجباری #پارت_چهل و هشتم بود.آریا از اینی که هست با ما بد تر میشه من میدونستم چون پدر زیبا چند روز پیش بهم گفته بود که زیبا میخواد با هامون ازدواج کنه. راستش دخترم توهم ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_چهل و هشتم بود.آریا از اینی که هست با ما بد تر میشه من میدونستم چون پدر زیبا چند روز پیش بهم گفته بود که زیبا میخواد با هامون ازدواج کنه. راستش دخترم توهم باید مارو ببخشی ماهم وقتی خبر به زندان افتادن آریا رو شنیدیم مث بقیه فامیل ...

۲ شهریور 1398
62K
*گل یخ* *محمد* آخرین سیگارمو از دستم کشید گفت: بسه محمد خودتو کشتی نگاش کردم چشای کشیده قهوهای ابروهای صاف بینیش عمل بود لباش بزرگ بودوگوشتی خوشگل بود ولی نتونستم بهش حسی داشته باشم بجز ...

*گل یخ* *محمد* آخرین سیگارمو از دستم کشید گفت: بسه محمد خودتو کشتی نگاش کردم چشای کشیده قهوهای ابروهای صاف بینیش عمل بود لباش بزرگ بودوگوشتی خوشگل بود ولی نتونستم بهش حسی داشته باشم بجز حس انتقام صدای فرشته تو گوشم زنگ می خورد وقتی گقت پشیمونتون می کنم یعنی ...

۲۴ تیر 1398
204K
*گل یخ* *فرشته* از حموم اومدم بیرون موهام خشک کردم به خیال اینکه محمد فعلانمیاد خونه حولمو در آوردم به بدنم لوسیون می زدم یهو در باز شد کپ کرده بودم - چیه اینجوری نگ.... ...

*گل یخ* *فرشته* از حموم اومدم بیرون موهام خشک کردم به خیال اینکه محمد فعلانمیاد خونه حولمو در آوردم به بدنم لوسیون می زدم یهو در باز شد کپ کرده بودم - چیه اینجوری نگ.... انگار تازه متوجه شده بودحرفشو یادش رفت بزنه حولمو برداشتم خدا رو شکر انقدر موهام ...

۲۱ تیر 1398
102K
+سیمین جون اگر میشه سریع تر برو..جون تیام برام مهمه.. ـ باشه بابا تو هم.. زیر لب جوری که بشنوه گفتم +احترام میزاری فکر میکنن لایق احترامن..نه عزیزم مارو مامانمون تربیت کرده.. سیمین ـ باشه ...

+سیمین جون اگر میشه سریع تر برو..جون تیام برام مهمه.. ـ باشه بابا تو هم.. زیر لب جوری که بشنوه گفتم +احترام میزاری فکر میکنن لایق احترامن..نه عزیزم مارو مامانمون تربیت کرده.. سیمین ـ باشه با ادب..یالا حرکت کن.. دست من و کشید و پیچ در پیچ میرفت..منم به تبعید ...

۵ تیر 1398
45K
نوع حرف زدنش به آدم یه آرامش خاصی رو تزریق میکرد همین حرف زدنش بود که باعث میشد آدم ها رو جذب خودش کنه بالودگی گفتم +فردا بیا دنبالم. لبخندی زد،با،دست اشاره کرد پاشو،خودشم بلند ...

نوع حرف زدنش به آدم یه آرامش خاصی رو تزریق میکرد همین حرف زدنش بود که باعث میشد آدم ها رو جذب خودش کنه بالودگی گفتم +فردا بیا دنبالم. لبخندی زد،با،دست اشاره کرد پاشو،خودشم بلند شد و تک کت جذبش رو از رویه چمن ها برداشت حرکت کردم سمت خونه ...

۱۰ خرداد 1398
244K
پارت شانزدهم #پارت_اخر ماهرخ:مبینا ساعت چنده؟ مبینا:۱۱:۳۰ ماهرخ من خیلی خوابم میاد لبتاب خاموش کردم گزاشتم کنار ماهرخ:چی رو خوابت میاد باید بیدار بمونی مبینا:نمیتونم واقعا ماهرخ:میتونی فقط ی زرع دیگ مبینا بعدش تا صبح ...

پارت شانزدهم #پارت_اخر ماهرخ:مبینا ساعت چنده؟ مبینا:۱۱:۳۰ ماهرخ من خیلی خوابم میاد لبتاب خاموش کردم گزاشتم کنار ماهرخ:چی رو خوابت میاد باید بیدار بمونی مبینا:نمیتونم واقعا ماهرخ:میتونی فقط ی زرع دیگ مبینا بعدش تا صبح میخوابی باهام حرف بزن خوابت نبرع مبینا:ماهرخ کاش سوگل و آناهیتا هم اینجا بودن کاش ...

۵ اردیبهشت 1398
366K
#فال_روزانه... #فال_حافظ... فال امروز شما چهارشنبه 21 فروردین 98 همراه فال حافظ با تعبیر فال حافظ .فال روزانه متولدین مهر: شاید چند روز گذشته تا حدودی احساس افسردگی کرده باشید، اما امروز دوباره قدرت قبلیتان ...

#فال_روزانه... #فال_حافظ... فال امروز شما چهارشنبه 21 فروردین 98 همراه فال حافظ با تعبیر فال حافظ .فال روزانه متولدین مهر: شاید چند روز گذشته تا حدودی احساس افسردگی کرده باشید، اما امروز دوباره قدرت قبلیتان به شما باز خواهد گشت و با شور و هیجانی بیش از قبل به روال ...

۲۱ فروردین 1398
125K
#فال_امروز شما یکشنبه 18 فروردین 98 همراه #فال_حافظ با تعبیر فال حافظ فال روزانه متولدین فروردین: امروز برای شادی خودتان هم که شده با دیگران مهربان باشید. ممکن است در انتهای شب به میهمانی دعوت ...

#فال_امروز شما یکشنبه 18 فروردین 98 همراه #فال_حافظ با تعبیر فال حافظ فال روزانه متولدین فروردین: امروز برای شادی خودتان هم که شده با دیگران مهربان باشید. ممکن است در انتهای شب به میهمانی دعوت شوید اما حوصله آن را نداشته باشید. در خانه ماندن را به شما پیشنهاد نمی ...

۱۸ فروردین 1398
160K