نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت_42 . صورتش که سرش پرت شد عقب و صدای آخش بلند شد... . جیغ زدم:مرتیکه ی اشغال فکر کردی کی هستی ها؟...من؟...صیغه ی تو؟...فکر کردی این همه خار شدم که تا این حد خودمو ...

#پارت_42 . صورتش که سرش پرت شد عقب و صدای آخش بلند شد... . جیغ زدم:مرتیکه ی اشغال فکر کردی کی هستی ها؟...من؟...صیغه ی تو؟...فکر کردی این همه خار شدم که تا این حد خودمو به کثافت بکشم؟...اره؟...هیچ گوهی نکیتونی بخوری....برو بمیر... . برگشت سمتم و با اعصبانیت نگاهم کرد ...

۵ ساعت پیش
37K
#پارت_41 . ...میبینم که جمعتون جمعه... . به سرعت اخمام تو هم جمع شدو اعصبانی بهش خیره شدم که لبخند کجی زدو با یه چشمک به اعصبانیتم بیشتر دامن زد... . از حرص زیاد کفگیرو ...

#پارت_41 . ...میبینم که جمعتون جمعه... . به سرعت اخمام تو هم جمع شدو اعصبانی بهش خیره شدم که لبخند کجی زدو با یه چشمک به اعصبانیتم بیشتر دامن زد... . از حرص زیاد کفگیرو تو دستم فشار میدادم...حتی وز وز ساغر بغل گوشم که میگفت...."فقط خولمون کم بود که ...

۵ ساعت پیش
35K

" هنوز یادم هست " آن " کوچه " آن " باغ " آن " سرو " زیبا را . وقتی که " در ایوان کوچک ما " پرستوهای مهاجر آشیانه می کردند دیدن آن دو پرستوی عاشق مهاجر که " سرود گل " سر می دادند همه چیزم بود. ...

۶ ساعت پیش
20K
بیا دستم را بگیر خرده ریزه های جانم را از میان این شعرها جمع کن کلمات سرگردان شده اند در همهمه ای که تو را میخواهم از غیاب تو سپیده‌ دم سراسر باران شده ام ...

بیا دستم را بگیر خرده ریزه های جانم را از میان این شعرها جمع کن کلمات سرگردان شده اند در همهمه ای که تو را میخواهم از غیاب تو سپیده‌ دم سراسر باران شده ام باران هم به بوی تو آغشته است من از تو سخنی میگویم یخ های قطبی ...

۶ ساعت پیش
13K
سرانجام میرسد ...میرسد روزی که دیگر برای هیچ اتفاقی ذوق نکنی وبرای هیچ چیزی اشتیاق به خرج ندهی،میرسد زمانی که تنها بودن را به داشتن فردی درکنارت ترجیح دهی و به جای گوش دادن به ...

سرانجام میرسد ...میرسد روزی که دیگر برای هیچ اتفاقی ذوق نکنی وبرای هیچ چیزی اشتیاق به خرج ندهی،میرسد زمانی که تنها بودن را به داشتن فردی درکنارت ترجیح دهی و به جای گوش دادن به آهنگ های پاپ امروزی انتخابت بشود آهنگ های به قول خودمان نوستالژی دهه شصت و ...

۶ ساعت پیش
32K
💢 عایشه می گوید در زمان بیماری رسول الله به زور در دهان ایشان دوار ریختیم💢 📝 روایتی در صحیح ترین کتاب پس از قرآن نزد اهل سنت آمده که قدری قابل تامل است 👈 ...

💢 عایشه می گوید در زمان بیماری رسول الله به زور در دهان ایشان دوار ریختیم💢 📝 روایتی در صحیح ترین کتاب پس از قرآن نزد اهل سنت آمده که قدری قابل تامل است 👈 ۴۴۵۸- عایشه گفته است در دهان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در زمان ...

۷ ساعت پیش
29K
برای اینکه خانه ای، خانه باشد باید کسی مدام در آن راه برود. باید یکی باشد که ظرفهای کثیف را بگذارد توی سینک. تمیزها را بچیند سر جایش. تختها را مرتب کند. زنگ بزند سوپر ...

برای اینکه خانه ای، خانه باشد باید کسی مدام در آن راه برود. باید یکی باشد که ظرفهای کثیف را بگذارد توی سینک. تمیزها را بچیند سر جایش. تختها را مرتب کند. زنگ بزند سوپر رب گوجه فرنگی و ماکارونی سفارش بدهد. میوه ها را بشورد. قبضها را پرداخت کند. ...

۷ ساعت پیش
23K
پذیرش تبدیل یک رابطه که با تعهد آغاز شده به رابطه ای ناکارآمد کاری دشوار است. وقتی وارد یک رابطه می شویم، معمولا عینک خوش بینی به چشم داریم و تماما بر ویژگی های خوب ...

پذیرش تبدیل یک رابطه که با تعهد آغاز شده به رابطه ای ناکارآمد کاری دشوار است. وقتی وارد یک رابطه می شویم، معمولا عینک خوش بینی به چشم داریم و تماما بر ویژگی های خوب همسرمان تمرکز داریم و از اشتباهات وی چشم پوشی می کنیم. به همین دلیل است ...

۷ ساعت پیش
50K
#روزشمار_شهادت_رسول_اکرم_صل_الله_علیه 🔴 روز شمار شهادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) 🔻 قسمت سوم🌺 🌸 🍂 در روز ۱۹ صفر سال ۱۱ هجری قمری، چه اتفاقی افتاد؟ 💠 در چنین روزی در ماه صفر، آخرین ...

#روزشمار_شهادت_رسول_اکرم_صل_الله_علیه 🔴 روز شمار شهادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) 🔻 قسمت سوم🌺 🌸 🍂 در روز ۱۹ صفر سال ۱۱ هجری قمری، چه اتفاقی افتاد؟ 💠 در چنین روزی در ماه صفر، آخرین دیدار رسول خدا صلی الله علیه و آله با اهل بقیع انجام می شود. 🔸 ...

۸ ساعت پیش
34K
درست یادم نیست! شاید همین روزهای پاییز بود که فهمیدم دلم فیلش یاده هندوستان کرده عاشقت شده! دلم برای همه چیزَت سریع خودش را میباخت .. هر وقت نگاهم به نگاهت میخورد مثل دختران عهد ...

درست یادم نیست! شاید همین روزهای پاییز بود که فهمیدم دلم فیلش یاده هندوستان کرده عاشقت شده! دلم برای همه چیزَت سریع خودش را میباخت .. هر وقت نگاهم به نگاهت میخورد مثل دختران عهد قجَر دست پاچه میشدم!سرم را زیر می‌انداختم و گوشه‌ی لبم را گاز میگرفتم .. نگاهت ...

۹ ساعت پیش
30K
به من می گفت : چشم های تو مرا به این روز انداخته ... این نگاه تو کارِ مرا به اینجا کشانده ... تاب و تحملِ نگاه های تو را نداشتم ... نمی دیدی که ...

به من می گفت : چشم های تو مرا به این روز انداخته ... این نگاه تو کارِ مرا به اینجا کشانده ... تاب و تحملِ نگاه های تو را نداشتم ... نمی دیدی که چشم بر زمین می دوختم ؟ به او گفتم : به چشم های من دقیق ...

۱۴ ساعت پیش
9K
بیا دستم را بگیر خرده ریزه های جانم را از میان این شعرها جمع کن کلمات سرگردان شده اند در همهمه ای که تو را میخواهم از غیاب تو سپیده‌ دم سراسر باران شده ام ...

بیا دستم را بگیر خرده ریزه های جانم را از میان این شعرها جمع کن کلمات سرگردان شده اند در همهمه ای که تو را میخواهم از غیاب تو سپیده‌ دم سراسر باران شده ام باران هم به بوی تو آغشته است من از تو سخنی میگویم یخ های قطبی ...

۱۵ ساعت پیش
9K
#فضایل_خواص_و_محتوای_سوره_انفطار ♻ ️ معرفی سوره ♻ ️ نام سوره 👈 انفطار تعداد آیات 👈 ۱۹ محل نزول 👈 مکه مکرمه ترتیب نزول 👈 هشتاد و دومین سوره ی قران ♻ ️نام های دیگر سوره انفطار♻ ...

#فضایل_خواص_و_محتوای_سوره_انفطار ♻ ️ معرفی سوره ♻ ️ نام سوره 👈 انفطار تعداد آیات 👈 ۱۹ محل نزول 👈 مکه مکرمه ترتیب نزول 👈 هشتاد و دومین سوره ی قران ♻ ️نام های دیگر سوره انفطار♻ ️ نام مشهور آن انفطار ، مصدر باب انفعال به معنای 👈 شکافته شدن و ...

۱۵ ساعت پیش
23K
#روزشمار_شهادت_رسول_اکرم_صل_الله_علیه ◀ ️ روشن است که گویندگان این سخن، تنها در پی به تأخیر انداختن حرکت سپاه هستند، چرا که پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله همین سپاه، با فرماندهی شخص ...

#روزشمار_شهادت_رسول_اکرم_صل_الله_علیه ◀ ️ روشن است که گویندگان این سخن، تنها در پی به تأخیر انداختن حرکت سپاه هستند، چرا که پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله همین سپاه، با فرماندهی شخص اسامه بن زید، به راحتی و بدون هیچ اعتراضی، مدینه را ترک می کند .... ...

۱۹ ساعت پیش
23K
کسی که خیلی غلیظ با ادب است باید بدانید که در عمق باطنش دریایی از بی ادبی نهفته است کسی که خیلی غلیظ خودش را سر به زیر و‌ماخوذ به حیا نشان می‌دهد، بدانید که ...

کسی که خیلی غلیظ با ادب است باید بدانید که در عمق باطنش دریایی از بی ادبی نهفته است کسی که خیلی غلیظ خودش را سر به زیر و‌ماخوذ به حیا نشان می‌دهد، بدانید که خشمی فراوان پشت این شرم پنهان است. یا اگر کسی خیلی بیش از حد غلیظ ...

۲۰ ساعت پیش
10K
#انگیزشی وقتی که در شرایط تنش سخت قرار گرفتیم و فعلا هیچ راه چاره به فکر مون نمیاد و حس بد داریم و واقعا دیگه ذهن مون قفل شده بهترین_کار این هست که سکوت کنیم ...

#انگیزشی وقتی که در شرایط تنش سخت قرار گرفتیم و فعلا هیچ راه چاره به فکر مون نمیاد و حس بد داریم و واقعا دیگه ذهن مون قفل شده بهترین_کار این هست که سکوت کنیم سکوت کامل زبانی و کلامی... سکوت باعث میشه یکی از ورودی های انرژی بسته بمونه ...

۲۱ ساعت پیش
24K
🌸 و چه مبارک است روزی که با نام زیبای تو‌‌‌ و با توکل بر اسم اعظمت. آغاز می گردد ای صاحب کرامت ❣ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ❣ الهی به امید تو ─═इई🍃 🌸 ...

🌸 و چه مبارک است روزی که با نام زیبای تو‌‌‌ و با توکل بر اسم اعظمت. آغاز می گردد ای صاحب کرامت ❣ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ❣ الهی به امید تو ─═इई🍃 🌸 🍃 ईइ═─ #سلاااام_صبح_همگی_بخیرررررر ‎‌‌‌‌‎‌ 🍃 🌸 هر که دارد به دلش آرزوی زیاد.. 🍃 🌸 ...

۲۲ ساعت پیش
23K
عطرش خاص نبود، خیلی ها همان عطر را میزدند اما روی پیراهن او که می آمد جور دیگری میشد … مثل رنگ آبی که خیلی ها می پوشیدند اما او که می پوشید انگار خود ...

عطرش خاص نبود، خیلی ها همان عطر را میزدند اما روی پیراهن او که می آمد جور دیگری میشد … مثل رنگ آبی که خیلی ها می پوشیدند اما او که می پوشید انگار خود آسمان هم قد و قواره ی تنش شده بود… چشم ها و خنده های خیلی ...

۱ روز پیش
73K
https://m.soundcloud.com/radiochehrazi/radio-chehrazi-18-khodahafez جوون اول آسایشگاه بودیم،تا دلبر اومد... گفتیم خب منطقیه دیگه،یه خانومی با این کمالات، بافتنی، لاک قرمز، خوشگل عین ماه، مام که اونجور، باید عاشقش شیم دیگه، اومد قبل اینکه سلام کنه، گفتیم شمایلت ...

https://m.soundcloud.com/ra... جوون اول آسایشگاه بودیم،تا دلبر اومد... گفتیم خب منطقیه دیگه،یه خانومی با این کمالات، بافتنی، لاک قرمز، خوشگل عین ماه، مام که اونجور، باید عاشقش شیم دیگه، اومد قبل اینکه سلام کنه، گفتیم شمایلت چه نیکوست. خندید گفت مال شما بیتره ، رفت... هفته بعد باز دیدیمش گفتیم اسمت ...

۱ روز پیش
93K
‍ #داستانهای_شاهنامه #سیاوش روزی طوس به همراه گودرز و گیو به نخچیرگاه رفتند چشمشان به زیبارویی افتاد . طوس به او گفت : چه کسی تو را به این بیشه آورد؟ دختر گفت: دیشب پدر ...

‍ #داستانهای_شاهنامه #سیاوش روزی طوس به همراه گودرز و گیو به نخچیرگاه رفتند چشمشان به زیبارویی افتاد . طوس به او گفت : چه کسی تو را به این بیشه آورد؟ دختر گفت: دیشب پدر مرا زد و من خانه را رها کردم‌ . . طوس و گیو هر دو ...

۱ روز پیش
68K