نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

من زندگی کردن را یاد گرفته ام ... برای یک زندگیِ خوب ، نباید به هیچ چیز و هیچ کس وابسته شد ... وابستگی فقط درد دارد ! آدمِ وابسته ، جایگاه و ارزش و ...

من زندگی کردن را یاد گرفته ام ... برای یک زندگیِ خوب ، نباید به هیچ چیز و هیچ کس وابسته شد ... وابستگی فقط درد دارد ! آدمِ وابسته ، جایگاه و ارزش و شخصیتش یادش می رود ... آدمِ وابسته ، با دستانِ خودش تحقیر می شود ...

۲ ساعت پیش
3K
پ ن : زیاد پیش آمده ، خیلی زیاد ! که حوصله ی خودم را هم نداشته ام ، ولی با همان حال ؛ حرف های دیگران را گوش بوده ام ، زیبایی هایشان را ...

پ ن : زیاد پیش آمده ، خیلی زیاد ! که حوصله ی خودم را هم نداشته ام ، ولی با همان حال ؛ حرف های دیگران را گوش بوده ام ، زیبایی هایشان را چشم ، و زخم هایشان را مرهم ... زیاد پیش آمده که کم آورده ام ...

۴ ساعت پیش
9K
📷 حمایت کریستیانو رونالدو از کودکان سوریه: دنیا با شماست، من هم با شما هستم! 🔺 رونالدو در این پیام ویدئویی که در آن صحنه‌هایی تلخ از قربانی شدن کودکان سوری به تصویر کشیده شده ...

📷 حمایت کریستیانو رونالدو از کودکان سوریه: دنیا با شماست، من هم با شما هستم! 🔺 رونالدو در این پیام ویدئویی که در آن صحنه‌هایی تلخ از قربانی شدن کودکان سوری به تصویر کشیده شده است، گفت: این پیام برای کودکان سوریه است. ما می‌دانیم که شما خیلی عذاب کشیده‌اید. ...

۴ ساعت پیش
4K
بازتاب دستگیری روح الله زم در رسانه‌های خارجی 🔹 تایمز اسرائیل: دستگیری یکی از مخالفان ایران که توسط اطلاعات فرانسه و با پشتیبانی اسرائیل فعالیت داشت. 🔹 بی‌بی‌سی: ایران یکی از کسانی که در آشوب‌ها ...

بازتاب دستگیری روح الله زم در رسانه‌های خارجی 🔹 تایمز اسرائیل: دستگیری یکی از مخالفان ایران که توسط اطلاعات فرانسه و با پشتیبانی اسرائیل فعالیت داشت. 🔹 بی‌بی‌سی: ایران یکی از کسانی که در آشوب‌ها نقش داشت را دستگیر کرد. 🔹 نیویورک تایمز: سپاه ایران اعلام کرده که خبرنگار در ...

۵ ساعت پیش
2K
#پارت۱۵۴ امیر علی: خودشم با رها می رقصید داشتن فیلم می گرفتن ورُز اصلا نگاهم نمی کرد چه نازی هم داشت ومن بی تجربه - الان قهری روتو می کنی اون ور به فکر من ...

#پارت۱۵۴ امیر علی: خودشم با رها می رقصید داشتن فیلم می گرفتن ورُز اصلا نگاهم نمی کرد چه نازی هم داشت ومن بی تجربه - الان قهری روتو می کنی اون ور به فکر من نیستی به فکر گردن ظریفت باش خانم اخمو اخمش بیشتر شد - خواهر داماد هم ...

۵ ساعت پیش
13K
.پاییز فصل قدم زدنه. تموم اِلِمان های یک قدم زدن دلچسب رو با خودش داره. هوا نه اون قدر گرمه که آدم با دو دقیقه قدم زدن زیر آفتاب ذوب شه، نه اون قدر سرده ...

.پاییز فصل قدم زدنه. تموم اِلِمان های یک قدم زدن دلچسب رو با خودش داره. هوا نه اون قدر گرمه که آدم با دو دقیقه قدم زدن زیر آفتاب ذوب شه، نه اون قدر سرده که از شدت سرما و لرزش نتونه قدم از قدم برداره و قندیل ببنده. هوا ...

۵ ساعت پیش
6K
#پارت۱۵۳ امیرعلی : داشتم غدا می کشیدم رهام اومد کنارم وگفت : چیکار می کنی پسر - هیچی دارم شام می کشم رهام :چه تیپی زدی بد جنس داماد انگشت کوچیکت نمیشه - برو بابا ...

#پارت۱۵۳ امیرعلی : داشتم غدا می کشیدم رهام اومد کنارم وگفت : چیکار می کنی پسر - هیچی دارم شام می کشم رهام :چه تیپی زدی بد جنس داماد انگشت کوچیکت نمیشه - برو بابا داماد خودش متفاوته رهام : بیا بریم پیش بچه ها اونم غدا کشید ورفتیم پیش ...

۵ ساعت پیش
13K
#پارت ۱۵۲ نازنین : داشتم از خنده غَش می کردم همه ای نگاه ها رو امیر علی بود ونگاه اون به من رفتم کنارش وگفتم : کسی که متاهل رو با چشاشون خوردن امیر علی ...

#پارت ۱۵۲ نازنین : داشتم از خنده غَش می کردم همه ای نگاه ها رو امیر علی بود ونگاه اون به من رفتم کنارش وگفتم : کسی که متاهل رو با چشاشون خوردن امیر علی : کو نمی بینم - پس بهتره با دقت بیشتری نگاه کنی امیر علی : ...

۵ ساعت پیش
11K
. پاییز فصل قدم زدنه. تموم اِلِمان های یک قدم زدن دلچسب رو با خودش داره. هوا نه اون قدر گرمه که آدم با دو دقیقه قدم زدن زیر آفتاب ذوب شه، نه اون قدر ...

. پاییز فصل قدم زدنه. تموم اِلِمان های یک قدم زدن دلچسب رو با خودش داره. هوا نه اون قدر گرمه که آدم با دو دقیقه قدم زدن زیر آفتاب ذوب شه، نه اون قدر سرده که از شدت سرما و لرزش نتونه قدم از قدم برداره و قندیل ببنده. ...

۵ ساعت پیش
7K
#پارت ۱۵۰ امیر علی : منتظر رُز وایساده بودم داشت جلو آینه چادرش رو درست می کرد اومد کنارم وگفت : بریم ببخشی دیر شد - مهم نیست دستمو گرفت وگفت : آرمان رو بیارم ...

#پارت ۱۵۰ امیر علی : منتظر رُز وایساده بودم داشت جلو آینه چادرش رو درست می کرد اومد کنارم وگفت : بریم ببخشی دیر شد - مهم نیست دستمو گرفت وگفت : آرمان رو بیارم ؟ - نه بزار پیش مامان باشه اون لباس زیاد داره تو فعلا مهمی رُز: ...

۵ ساعت پیش
15K
#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_چهارم 👈 اخلاص و خدا محوری؛ رمز بقای انقلاب امام حسین🍃 علیه السلام🍃 تفکر در فراز ابتدایی زیارت اربعین، پرده از واقعیتی به نام اخلاص و خدا محوری در نهضت حسینی پرده بر می گشاید؛لذا ...

#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_چهارم 👈 اخلاص و خدا محوری؛ رمز بقای انقلاب امام حسین🍃 علیه السلام🍃 تفکر در فراز ابتدایی زیارت اربعین، پرده از واقعیتی به نام اخلاص و خدا محوری در نهضت حسینی پرده بر می گشاید؛لذا در زیارتنامه های مربوط به امام حسین علیه السلام از جمله زیارت وارث می خوانیم:⚡ ...

۶ ساعت پیش
13K
#پارت ۱۴۸ نازنین : امیر علی رفته بود ومن نشسته بودم تو سالن نگاهم به تلویزیون بود وفکرم به گذشته می دونستم امیر علی چی می خواد اون می دونست دوسش دارم ولی می خواست ...

#پارت ۱۴۸ نازنین : امیر علی رفته بود ومن نشسته بودم تو سالن نگاهم به تلویزیون بود وفکرم به گذشته می دونستم امیر علی چی می خواد اون می دونست دوسش دارم ولی می خواست جای امیر حسین رو برام بگیره منم دوسش داشتم ولی نمی تونستم تو چند ماه ...

۶ ساعت پیش
17K
#پارت_26 . حرصی نگاهی بهش انداختم و پوفی کردم و انداختمش تو کیفم که چاوش خان گفت:گرسنته؟... . من:نه ممنون... . چیزی نگفت ولی مسیری که داشت میرفت برام اشنا بود... . با تعجب نگاهش ...

#پارت_26 . حرصی نگاهی بهش انداختم و پوفی کردم و انداختمش تو کیفم که چاوش خان گفت:گرسنته؟... . من:نه ممنون... . چیزی نگفت ولی مسیری که داشت میرفت برام اشنا بود... . با تعجب نگاهش کردم که جولوی یه رستوران خیلی شیک نگه داشت و دستی رو کشید که با ...

۶ ساعت پیش
16K
💖 تو چشمام نگاه کرد .. سرمو با دستاش اورد جلو موهای رو صورتمو کنار زد و گوشه‌ی پیشونیمو بوسید .. تاحالا از این فاصله‌ی کم به چشمهاش خیره نشده بودم .. یه حس عجیبی ...

💖 تو چشمام نگاه کرد .. سرمو با دستاش اورد جلو موهای رو صورتمو کنار زد و گوشه‌ی پیشونیمو بوسید .. تاحالا از این فاصله‌ی کم به چشمهاش خیره نشده بودم .. یه حس عجیبی داشتم ..یه حس ناب‌، یه حس کوتاه و گذرا .. ترسیدم خطایی ازَم سر بزنه ...

۶ ساعت پیش
7K
📸 نظرتون؟ ✍ ️⁩میدونست که من زود ناراحت میشم میدونست که چقدر زیاد دوستش دارم هی بیشتر بی محلی میکرد و عذابم میداد منم که حساس بودم هیبه جونش غُر میزدم هی به روش میاوردم ...

📸 نظرتون؟ ✍ ️⁩میدونست که من زود ناراحت میشم میدونست که چقدر زیاد دوستش دارم هی بیشتر بی محلی میکرد و عذابم میداد منم که حساس بودم هیبه جونش غُر میزدم هی به روش میاوردم بی محلیشو اونم نقطه ضعفمو میدونست و هی میگفت: تو حساس شدی تو دیگه خسته ...

۷ ساعت پیش
4K
پارت ۳۸ : تعجب کرده بودم .دهنم باز مونده بود . گفت : حالا فهمیدی چرا اینکار رو کردم ؟؟؟؟ من : نه درست ولی من برم تا سرما نخوردم . از ماشین پیاده شدم ...

پارت ۳۸ : تعجب کرده بودم .دهنم باز مونده بود . گفت : حالا فهمیدی چرا اینکار رو کردم ؟؟؟؟ من : نه درست ولی من برم تا سرما نخوردم . از ماشین پیاده شدم . داشتم به ماشین نگا میکردم یکم رفت جلو و وایستاد از ماشین پیاده شد ...

۷ ساعت پیش
11K
پارت دهم فیک #نرو_بی_تو_نمیشه! 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 ...

پارت دهم فیک #نرو_بی_تو_نمیشه! 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 💃 مومو:خوشوقتیم!اسمامونم که بلدین! داستان از زبان لونا(آجی نیایش): اون پسره... که ...

۷ ساعت پیش
5K
یه روزی همه ی زخم های زندگی خوب میشه! اما بعضی حرفا هیچوقت فراموش نمیشه... نه که چون حرفه تلخه نه! چون کسی بهت میگه که انتظارشو نداشتی... رفتار بعضی از آدما هیچوقت از ذهنت ...

یه روزی همه ی زخم های زندگی خوب میشه! اما بعضی حرفا هیچوقت فراموش نمیشه... نه که چون حرفه تلخه نه! چون کسی بهت میگه که انتظارشو نداشتی... رفتار بعضی از آدما هیچوقت از ذهنت پاک نمیشه شاید اون رفتار از نظر خیلیا،بد نباشه اما فقط خود تویی که میفهمی ...

۸ ساعت پیش
7K
رمان قهوه قجری پارت55: «فرهاد» -تو میگی قبول کنم؟ لبخندی زد و پاش رو روی اون یکی پاش انداخت و گفت: -مگه نظر من برات مهمه؟! کلافه گفتم: -وقتی نظرت رو پرسیدم حتماً برام مهمه ...

رمان قهوه قجری پارت55: «فرهاد» -تو میگی قبول کنم؟ لبخندی زد و پاش رو روی اون یکی پاش انداخت و گفت: -مگه نظر من برات مهمه؟! کلافه گفتم: -وقتی نظرت رو پرسیدم حتماً برام مهمه دیگه! ابرویی بالا انداخت و گفت: -بستگی داره چجوری به قضیه نگاه کنی. مشکوک گفتم: ...

۹ ساعت پیش
24K