نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان. اما این یکی فرق ...

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان. اما این یکی فرق داشت وقتی بدون اینکه مِنو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم "داد ،یعنی فرق ...

۱۴ دقیقه پیش
2K
#پارت37... #رمان تقدیر خاکستری..... #خزان... با بلند شدن صدای نکره ی این مردک از خواب بلند میشم نگاهی به دورم میکنم که متوجه میشم طبق این یک ماه و نیم گذشته توی این قفس لعنتی ...

#پارت37... #رمان تقدیر خاکستری..... #خزان... با بلند شدن صدای نکره ی این مردک از خواب بلند میشم نگاهی به دورم میکنم که متوجه میشم طبق این یک ماه و نیم گذشته توی این قفس لعنتی هستم و اینم صدای یکی از نگهبانای منه در قفس رو باز میکنه و منو ...

۴۵ دقیقه پیش
6K
#پارت_30 . تند زدم به لبم و از اتاق خارج شدم... . در حینی که از پله ها پایین میومدم تو فکر این بودم که العان چطوری ازش معذرت بخام؟...اخه ادم اینقدر فهمیده؟...اینقدر با معرفت؟...این ...

#پارت_30 . تند زدم به لبم و از اتاق خارج شدم... . در حینی که از پله ها پایین میومدم تو فکر این بودم که العان چطوری ازش معذرت بخام؟...اخه ادم اینقدر فهمیده؟...اینقدر با معرفت؟...این قدر مرررررررد؟... . با صدای ماهرخ جون به خودم اومدم:ماااااشاالله...ماشالله...بزنم به تخته چقدر خشگل شدی ...

۱ ساعت پیش
10K
#پارت_29 . سرشو خم کرد و با جدیت در حالی که هنوز نگاهش به پاهای برهنم بود گفت:چه بلایی سر خودت اوردی فتنه؟... . برای لحظه ای ترس رفت و جاشو تعجب گرفت.. . سرمو ...

#پارت_29 . سرشو خم کرد و با جدیت در حالی که هنوز نگاهش به پاهای برهنم بود گفت:چه بلایی سر خودت اوردی فتنه؟... . برای لحظه ای ترس رفت و جاشو تعجب گرفت.. . سرمو پایین انداختم و با دیدن ران پاهام که کبود شده بودن و یکمم زخمی بودن... ...

۱ ساعت پیش
11K
#پارت_۱۱ #آخرین_تکه_قلبم با صدا زدنهای مامان از خواب بیدار شدم . _نیاز، پاشو مامان. به ساعت نگاه کردم، ۶ونیم رو نشون میداد. تا آماده شدم و صبحونه ام رو خوردم ساعت ۱۰دقیقه به ۷ شد ...

#پارت_۱۱ #آخرین_تکه_قلبم با صدا زدنهای مامان از خواب بیدار شدم . _نیاز، پاشو مامان. به ساعت نگاه کردم، ۶ونیم رو نشون میداد. تا آماده شدم و صبحونه ام رو خوردم ساعت ۱۰دقیقه به ۷ شد چای ریختم و پله ها رو آروم رفتم بالا .. در ی که به پشت ...

۱ ساعت پیش
10K
#پارت_۹ #آخرین_تکه_قلبم گوشیمو گرفت دستش و شروع کزد به خوندن پی امای منو دوستام ، گوشیو خواستم بگیرم ازش که نذاشت ، عکس امیر و نیما که داشتن راه میرفتن رو فرستاده بودم واسه فاطمه ...

#پارت_۹ #آخرین_تکه_قلبم گوشیمو گرفت دستش و شروع کزد به خوندن پی امای منو دوستام ، گوشیو خواستم بگیرم ازش که نذاشت ، عکس امیر و نیما که داشتن راه میرفتن رو فرستاده بودم واسه فاطمه و مهتا ، از بد شانسیمم شب قبلش حرفای زیادی زده بودیم و حرفایی که ...

۲ ساعت پیش
15K
#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💜 پارت_۲۲ کلا میگم جایی شیک و پیکی بود جان تو هوفف با کشیده شدن دستم توسط جانی ژوونز دست از خیالات برداشتم . حدود نیم ساعت از این طرف به اون طرف میرفتیم ولی ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💜 پارت_۲۲ کلا میگم جایی شیک و پیکی بود جان تو هوفف با کشیده شدن دستم توسط جانی ژوونز دست از خیالات برداشتم . حدود نیم ساعت از این طرف به اون طرف میرفتیم ولی یه چیز که میپسندیدم جانی میگفت نچ که نچ منم که عصبی میخواسم بگیرم دونه ...

۲ ساعت پیش
20K
پاییزِ با یه لا پیرهن خوابیدنِ از سر گرما و صبح با بینیِ کیپ بیدار شدن. پاییزِ لباس تابستونی پوشیدن و یه ربع بعد یهو بارونِ سیل گرفتن. پاییزِ بلاتکلیف پاییزِ آروم و مضطرب پاییز ...

پاییزِ با یه لا پیرهن خوابیدنِ از سر گرما و صبح با بینیِ کیپ بیدار شدن. پاییزِ لباس تابستونی پوشیدن و یه ربع بعد یهو بارونِ سیل گرفتن. پاییزِ بلاتکلیف پاییزِ آروم و مضطرب پاییز یه روز سرد و یه روز گرم. فصلِ یه بوم و دو هوا پاییزِ بی ...

۳ ساعت پیش
14K
#شرح_زیارت_اربعین_قسمت_هفتم فراز هشتم 👈 توصیف فرزندان امام حسین علیه السلام⚜ 🔶 و اشهـَدُ انَّ الائِمَة َ مِن وُلدِکَ کـَلِمَة ُ التـَّقوی🔶 🍃 و گواهی می دهم که امامانی که از اولاد و ذریه تو می ...

#شرح_زیارت_اربعین_قسمت_هفتم فراز هشتم 👈 توصیف فرزندان امام حسین علیه السلام⚜ 🔶 و اشهـَدُ انَّ الائِمَة َ مِن وُلدِکَ کـَلِمَة ُ التـَّقوی🔶 🍃 و گواهی می دهم که امامانی که از اولاد و ذریه تو می باشند، کلمه تقوا هستند🍃 🔶 و اعلامُ الهُدی وَ العـُروَة ُ الوثـقی وَ الحُجَّة ُعلی ...

۳ ساعت پیش
15K
‌ تا به اینجا که رسیده ام ، صدبار زمین خورده و هزار بار بلند شده ام ، از بلندترین قله های زندگی افتاده ام ، دوام آورده و ادامه داده ام ... چه دیوارها ...

‌ تا به اینجا که رسیده ام ، صدبار زمین خورده و هزار بار بلند شده ام ، از بلندترین قله های زندگی افتاده ام ، دوام آورده و ادامه داده ام ... چه دیوارها که فرو نریخته و چه پل ها که خراب نکرده ام ... برای من حالتِ ...

۳ ساعت پیش
15K
من همیشه هر چه را دوست داشته ام از دست داده ام و دوست داشتن تو تنها و تنها و تنها راز زندگی پر دردسر من است از تو با هیچ کس سخن نمی گویم ...

من همیشه هر چه را دوست داشته ام از دست داده ام و دوست داشتن تو تنها و تنها و تنها راز زندگی پر دردسر من است از تو با هیچ کس سخن نمی گویم از دست دادن تو دردناک ترین پلان این تراژدی است ... نوشین داودی از کتاب ...

۳ ساعت پیش
9K
من همیشه هر چه را دوست داشته ام از دست داده ام و دوست داشتن تو تنها و تنها و تنها راز زندگی پر دردسر من است از تو با هیچ کس سخن نمی گویم ...

من همیشه هر چه را دوست داشته ام از دست داده ام و دوست داشتن تو تنها و تنها و تنها راز زندگی پر دردسر من است از تو با هیچ کس سخن نمی گویم از دست دادن تو دردناک ترین پلان این تراژدی است ... نوشین داودی از کتاب ...

۳ ساعت پیش
8K
من همیشه هر چه را دوست داشته ام از دست داده ام و دوست داشتن تو تنها و تنها و تنها راز زندگی پر دردسر من است از تو با هیچ کس سخن نمی گویم ...

من همیشه هر چه را دوست داشته ام از دست داده ام و دوست داشتن تو تنها و تنها و تنها راز زندگی پر دردسر من است از تو با هیچ کس سخن نمی گویم از دست دادن تو دردناک ترین پلان این تراژدی است ... نوشین داودی از کتاب ...

۳ ساعت پیش
8K
#شرح_زیارت_اربعین_قسمت_هفتم در جلسه ی گذشته در مورد یکی از فرازهای زیارت اربعین با هم صحبت کردیم ◼ ️▪ ️ لطفا امشب با من همراه شوید تا نگاهی به فراز دیگر از این زیارت پر فیض ...

#شرح_زیارت_اربعین_قسمت_هفتم در جلسه ی گذشته در مورد یکی از فرازهای زیارت اربعین با هم صحبت کردیم ◼ ️▪ ️ لطفا امشب با من همراه شوید تا نگاهی به فراز دیگر از این زیارت پر فیض داشته باشیم ◼ ️▪ ️ آخرین متن ارسالی جلسه ی گذشته جهت یاد آوری 👇 ...

۴ ساعت پیش
21K
خدایا ! امروز دلم هوای با کسی حرف زدن دارد هوای گرفتنِ دستانی که سرد نیست و جا شدن توی آغوشی که تا همیشه سهم من باشد ! گلویم پر است از دوستت دارم های ...

خدایا ! امروز دلم هوای با کسی حرف زدن دارد هوای گرفتنِ دستانی که سرد نیست و جا شدن توی آغوشی که تا همیشه سهم من باشد ! گلویم پر است از دوستت دارم های مهار شده و بغض هایی که انکار کرده ام خدایا حوصله ی حرف زدن داری ...

۴ ساعت پیش
8K
شاید 4 یا 5 ساله بودم . داشتم با عروسکم توی کوچه بازی می کردم که دیدم بچه های محله دارند نقشه ی رفتن به یک جایی را می کشند ، من زیاد سر در ...

شاید 4 یا 5 ساله بودم . داشتم با عروسکم توی کوچه بازی می کردم که دیدم بچه های محله دارند نقشه ی رفتن به یک جایی را می کشند ، من زیاد سر در نمی آوردم فقط حس کردم باید هیجان انگیز باشد . عروسکم را کنار دیوارِ خانه ...

۴ ساعت پیش
28K
#پارت_۷ #آخرین_تکه_قلبم دست خالی نشست تو ماشین ،با لبای آویزون نگاش کردم! _نداشت نیاز! _میخوام من نیمااا! _خب چیکار کنم عزیزم نداشت! لبمو آویزون تر کردم و با غم چسبیدم به پنجره ی ماشین. وارد ...

#پارت_۷ #آخرین_تکه_قلبم دست خالی نشست تو ماشین ،با لبای آویزون نگاش کردم! _نداشت نیاز! _میخوام من نیمااا! _خب چیکار کنم عزیزم نداشت! لبمو آویزون تر کردم و با غم چسبیدم به پنجره ی ماشین. وارد پارک همیشگیمون شد و زیر سایه ی درخت پارک کرد. _من میخواستم نیما! _نداشت عشقم ...

۴ ساعت پیش
12K
از آن دسته دختربچه هایی نبودم که موهایشان را خرگوشی می بندند و جوراب هایِ تور دار می پوشند ، من از همان بچگی از سوسول بازی و ادا و اطوار بدم می آمد ...

از آن دسته دختربچه هایی نبودم که موهایشان را خرگوشی می بندند و جوراب هایِ تور دار می پوشند ، من از همان بچگی از سوسول بازی و ادا و اطوار بدم می آمد ... موهایم را تا جایی که به خاطر دارم ، مدل پسرانه می زدم تا جلویِ ...

۴ ساعت پیش
20K
پارت ۷ امدم خوش امدم 😂 😂 😂 😁 ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ...

پارت ۷ امدم خوش امدم 😂 😂 😂 😁 ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ ❣ جونی : بعد که رفت ...

۴ ساعت پیش
16K
#تلنگر_مهدوی_به_جز_قدرت_خدا_قدرت_دیگه‌ای_رو_سراغ_دارید 💠 چند دقیقه درد و دل با امام زمان 💠 آقا جون ، یابن الحسن ، امام زمانم 👇 من از ترس خسته‌ام و از دست بی‌قراری در حال فرار امّا ترس و بی‌قراری ...

#تلنگر_مهدوی_به_جز_قدرت_خدا_قدرت_دیگه‌ای_رو_سراغ_دارید 💠 چند دقیقه درد و دل با امام زمان 💠 آقا جون ، یابن الحسن ، امام زمانم 👇 من از ترس خسته‌ام و از دست بی‌قراری در حال فرار امّا ترس و بی‌قراری بنای رها کردنم را ندارند 🍃 زندگی با این ترس و بی‌قراری هر چقدر شیرین ...

۵ ساعت پیش
26K