نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت چهل و پنج # چڪاوڪـ : بعد ربع ساعت ک خوب جوشید و عصارش در اومد ریختم تو یه لیوان سرامیکی سفید بزرگ و یه قاشق چای خوری عسل و روغن لیمو اضافش کردم ...

پارت چهل و پنج # چڪاوڪـ : بعد ربع ساعت ک خوب جوشید و عصارش در اومد ریختم تو یه لیوان سرامیکی سفید بزرگ و یه قاشق چای خوری عسل و روغن لیمو اضافش کردم و با قاشق هم زدم . با قاشق یکم چشیدم ک دیدم خوب شده و ...

۲ روز پیش
44K
(پارت اول) افکار شُخمی دو سه سال پیش بود که برای انجام یه کار اداری مجبور شدم چند روزی رو تو یکی از شهرستانها بگذرونم به پیشنهاد پدرم قرار شد این چند روزه رو خونه ...

(پارت اول) افکار شُخمی دو سه سال پیش بود که برای انجام یه کار اداری مجبور شدم چند روزی رو تو یکی از شهرستانها بگذرونم به پیشنهاد پدرم قرار شد این چند روزه رو خونه یکی از همکارای بابا که در ضمن از دوستان خوب خانوادگیمونم محسوب میشن بگذرونم آقای ...

۳ روز پیش
99K
پارت سی و سه #پوزخنذی زدمو رومو برگردوندم . دوباره صدای پیام گوشیم اومد رفتم تو وات و بازش کردم از دوستم شایان بود . شایان : سلام دادش خوبی فردا یه پارتی کوچیک میخوام ...

پارت سی و سه #پوزخنذی زدمو رومو برگردوندم . دوباره صدای پیام گوشیم اومد رفتم تو وات و بازش کردم از دوستم شایان بود . شایان : سلام دادش خوبی فردا یه پارتی کوچیک میخوام بگیرم میای ؟؟ سورن : سلام تو خوبی پسر اره اگه وقت داشتم میام شایان ...

۷ روز پیش
85K
تولد یکی از همکلاسی هام بود من و دلی و یار دیرین نشستیم تفکر کردیم حالا کادو چی ببریم؟! گفتم یه نقاشی بکشم قال قضیه رو بکنم😥 اومدم این کت و کله ی تک شاخ ...

تولد یکی از همکلاسی هام بود من و دلی و یار دیرین نشستیم تفکر کردیم حالا کادو چی ببریم؟! گفتم یه نقاشی بکشم قال قضیه رو بکنم😥 اومدم این کت و کله ی تک شاخ روکشیدم...رنگش که تموم شد همش احساس میکردم یه جا دیدمش😂 خلاصه سر این نقاشی خون ...

۱ هفته پیش
46K
#اشک حسرت #پارت ۵۷ آسمان : منتظر تماس سعید بودم که زنگ زد دلنگران جواب دادم - سعید سعید : علیک سلام - سعید نگرانم بگو امشب چرا انقدر ناراحت بودی سعید :چیزی نبود عزیزم ...

#اشک حسرت #پارت ۵۷ آسمان : منتظر تماس سعید بودم که زنگ زد دلنگران جواب دادم - سعید سعید : علیک سلام - سعید نگرانم بگو امشب چرا انقدر ناراحت بودی سعید :چیزی نبود عزیزم بخاطر کارم بود یکم با دایی مشکل دارم - واقعا سعید : اره عزیزم واقعا ...

۱ هفته پیش
47K
پارت بیست و پنجم # چڪاوڪـــ : وقتی رفتیم اونجا توجه دختر پسرا بهم جلب شد و خاله گفت خاله : بچه ها این چکاوک نامزد سورنه . بیشتر دخترا برام چشم غره رفته ولی ...

پارت بیست و پنجم # چڪاوڪـــ : وقتی رفتیم اونجا توجه دختر پسرا بهم جلب شد و خاله گفت خاله : بچه ها این چکاوک نامزد سورنه . بیشتر دخترا برام چشم غره رفته ولی یکی از دخترا که چهره ی خوشگلی داشت رو بهم گف : وای خالـــــه چ ...

۱ هفته پیش
78K
‍ درگیر_توهم! ❌ گفتی مادرت زندگیش به #هدر رفته! گفتی #آزادی ازت گرفته شده! گفتی میخوای #خوشبختی رو لمس کنی! گفتی #مادر بودن و #تاهل فرصت #زندگی و خوشبختی رو از آدم میگیره! گفتی میخوای ...

‍ درگیر_توهم! ❌ گفتی مادرت زندگیش به #هدر رفته! گفتی #آزادی ازت گرفته شده! گفتی میخوای #خوشبختی رو لمس کنی! گفتی #مادر بودن و #تاهل فرصت #زندگی و خوشبختی رو از آدم میگیره! گفتی میخوای عزت نفس و #استقلال رو تجربه کنی! گفتی دوس داری اختیار و حق #انتخاب داشته ...

۱ هفته پیش
64K
🎂 🎂 پست تولد 🎂 🎂 سلام دوستان عزیز و بزرگوارم صبحتون بخیر و سرشار از اتفاقات مثبت بله دیگه کمتر کسیه که آقا مجیدو نشناسه اونم با حضور گرم و همیشگی و کامنتایبسیار زیبا ...

🎂 🎂 پست تولد 🎂 🎂 سلام دوستان عزیز و بزرگوارم صبحتون بخیر و سرشار از اتفاقات مثبت بله دیگه کمتر کسیه که آقا مجیدو نشناسه اونم با حضور گرم و همیشگی و کامنتایبسیار زیبا و جذاب ایشون تو بیوگرافیشون نوشتند عاشق همسر و بچه هاشون ولی همه میدونند که ...

۱ هفته پیش
25K
#پارت_63 . به سرعت برگشتم عقب که با دیدن همون دختر خوشگل تو عمارت ارباب آرون...نفس بلندی کشیدم و دستم و گزاشتم رو قلبم که خندید و گفت:ببخشید...نمیخاستم بترسونمت... . لبخندی زدم و نزدیکش شدم ...

#پارت_63 . به سرعت برگشتم عقب که با دیدن همون دختر خوشگل تو عمارت ارباب آرون...نفس بلندی کشیدم و دستم و گزاشتم رو قلبم که خندید و گفت:ببخشید...نمیخاستم بترسونمت... . لبخندی زدم و نزدیکش شدم و حینی که دستم و به دستمش دراز میکردم گفتم:نه بابا بیخیال...تو فکر بودم...شما فکر ...

۱ هفته پیش
73K
پسر یک شیخ عرب برای تحصیل به آلمان رفت یک ماه بعد نامه ای به این مضمون برای پدرش فرستاد: برلین فوق العاده است، مردمش خوب هستند و من واقعا اینجا را دوست دارم، ولی ...

پسر یک شیخ عرب برای تحصیل به آلمان رفت یک ماه بعد نامه ای به این مضمون برای پدرش فرستاد: برلین فوق العاده است، مردمش خوب هستند و من واقعا اینجا را دوست دارم، ولی یک مقدار احساس شرم میکنم که با مرسدس طلاییم به مدرسه بروم در حالی که ...

۲ هفته پیش
74K
پارت سیزدهم #ســــورن : از ماشین پیاده شدمو اول یه نگاهی به ساعتم انداختم وااااای ده دقیقه دیگه بیشتر وقت نداشتم با عجله نزدیک پسره شدمو گفتم : سلام امرتون ؟ پسره : سلام ببخشید ...

پارت سیزدهم #ســــورن : از ماشین پیاده شدمو اول یه نگاهی به ساعتم انداختم وااااای ده دقیقه دیگه بیشتر وقت نداشتم با عجله نزدیک پسره شدمو گفتم : سلام امرتون ؟ پسره : سلام ببخشید اقای اریا منش ؟ سورن : بله بفرمایید ؟ پسره : بفرمایید اینو امضا کنید ...

۲ هفته پیش
61K
پارت دهم. #چڪاوڪـ : از لب حوض بلند شدیمو رفتیم داخل که دیدم زن دایی داره نون محلی رو نم میکنه . رفتیم پیششو بهش سلام کردیم . من و ثریا جون باهم : سلام ...

پارت دهم. #چڪاوڪـ : از لب حوض بلند شدیمو رفتیم داخل که دیدم زن دایی داره نون محلی رو نم میکنه . رفتیم پیششو بهش سلام کردیم . من و ثریا جون باهم : سلام صبح بخیر . زن دایی نگاهی بهمون انداختو با لبخند گفت : سلام صبح شمام ...

۲ هفته پیش
54K
پارت نهم #ســــورن : هووووف نمیدونم چرا هرچی گوشیه مامانو میگیرم بر نمیداره مال باباهم که بد تر معلوم نیس کجا رفتن که خط نمیده . این اترینا هم که هیچی اگه یه زنگ نزنم ...

پارت نهم #ســــورن : هووووف نمیدونم چرا هرچی گوشیه مامانو میگیرم بر نمیداره مال باباهم که بد تر معلوم نیس کجا رفتن که خط نمیده . این اترینا هم که هیچی اگه یه زنگ نزنم زنگ نمیزنه ببینه مردم زندم . یه زنگ بهش.بزنم ببینم کجاس . (دستگاه مشترک مورد ...

۲ هفته پیش
49K
شهر حصاردار هاتوشا مرکز سیاسی هیتیت ها در بغاز کوی ترکیه هیتی ها از اقوام کهن عیلامی اناتولی بودند تا 2500 سال پیش حضور سیاسی پر رنگی داشتند ولی ناگهان محو شدند. ❤ |Iدانستنی های ...

شهر حصاردار هاتوشا مرکز سیاسی هیتیت ها در بغاز کوی ترکیه هیتی ها از اقوام کهن عیلامی اناتولی بودند تا 2500 سال پیش حضور سیاسی پر رنگی داشتند ولی ناگهان محو شدند. ❤ |Iدانستنی های خاص و متفاوتI|💛 @danestaniha_update® ️ ✅ |Iروبیکا-اینستاگرام-تلگرام-توییترI|💯 #بخون #تاریخی #دانستنیهای_روز #حیوانات #فکت #دانستنی_روز #عشق #فیلم ...

۲ هفته پیش
24K
part14°~° #cruel_love تیلور♥ ️: بعد یکم دور دور میریم خونه ی زین.وسایلمو میزارم تو اتاقش.دکوراسیون اتاقش سفید مشکیه و یه تخت دونفره داره.از تو ساکم یه پیرهن سفید ساده کوتاه برمیدارم.موهامم باز میکنم و میرم ...

part14°~° #cruel_love تیلور♥ ️: بعد یکم دور دور میریم خونه ی زین.وسایلمو میزارم تو اتاقش.دکوراسیون اتاقش سفید مشکیه و یه تخت دونفره داره.از تو ساکم یه پیرهن سفید ساده کوتاه برمیدارم.موهامم باز میکنم و میرم تو هال.زین روی مبل نشسته.منو میبینه و دستشو باز میکنه که برم تو بغلش.خودمو پرت ...

۲ هفته پیش
41K
در اتومبیل های رولز رویس از سال 1911 فرشته ای از جنس طلا و بنام Emily امیلی قرارگرفته که به عقیده بسیاری نماد دختری است که رویس عاشقش بود ولی هرگز موفق به ازدواج با ...

در اتومبیل های رولز رویس از سال 1911 فرشته ای از جنس طلا و بنام Emily امیلی قرارگرفته که به عقیده بسیاری نماد دختری است که رویس عاشقش بود ولی هرگز موفق به ازدواج با او نشد. ❤ |Iدانستنی های خاص و متفاوتI|💛 @danestaniha_update® ️ ✅ |Iروبیکا-اینستاگرام-تلگرام-توییترI|💯 #بخون #تاریخی #دانستنیهای_روز ...

۲ هفته پیش
31K
رقابت بین شرکت آدیداس و پوما بقدری شدت یافت که مردم شهری که این 2 شرکت در آن وجود دارند ابتدا به کفشهای یکدیگر نگاه می‌کردند، اگر کفشها از یک مارک نبود به یکدیگر سلام ...

رقابت بین شرکت آدیداس و پوما بقدری شدت یافت که مردم شهری که این 2 شرکت در آن وجود دارند ابتدا به کفشهای یکدیگر نگاه می‌کردند، اگر کفشها از یک مارک نبود به یکدیگر سلام نمیدادند. ❤ |Iدانستنی های خاص و متفاوتI|💛 ⬇ ️|Iکانال ما در روبیکاI|™ ️ @danestanihaye_jahan® ️ ...

۲ هفته پیش
22K
پارت ۱۰ فیک سرنوشت هانا و سورا رو مبل خوابگاه اکسو نشسته بودن و منتظر اعضا بودن . سورا دستشو دور زانوش حلقه کرده بود و خیلی معذب بود ولی هانا شلکس کرده بود و ...

پارت ۱۰ فیک سرنوشت هانا و سورا رو مبل خوابگاه اکسو نشسته بودن و منتظر اعضا بودن . سورا دستشو دور زانوش حلقه کرده بود و خیلی معذب بود ولی هانا شلکس کرده بود و با گوشیش ور میرفت . هیچ صدایی نمیومد که یهو هانا سکوتو شکست _همّال برقی... ...

۲ هفته پیش
141K