نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

رمان قهوه قجری پارت55: «فرهاد» -تو میگی قبول کنم؟ لبخندی زد و پاش رو روی اون یکی پاش انداخت و گفت: -مگه نظر من برات مهمه؟! کلافه گفتم: -وقتی نظرت رو پرسیدم حتماً برام مهمه ...

رمان قهوه قجری پارت55: «فرهاد» -تو میگی قبول کنم؟ لبخندی زد و پاش رو روی اون یکی پاش انداخت و گفت: -مگه نظر من برات مهمه؟! کلافه گفتم: -وقتی نظرت رو پرسیدم حتماً برام مهمه دیگه! ابرویی بالا انداخت و گفت: -بستگی داره چجوری به قضیه نگاه کنی. مشکوک گفتم: ...

۱ ساعت پیش
9K
#روانشناسی_اجتماعی ✔ خانمی کنار خیابون ایستاده بود.یه تاکسی نزدیکش میشه و بوق میزنه و خانم رو سوار میکنه.چند ثانیه گذشت و راننده تاکسی گفت:چقدر رنگ رژتون قشنگه😍 .خانم مسافر جواب داد:ممنون:relieved_face: راننده گفت:لباتون رو برجسته ...

#روانشناسی_اجتماعی ✔ خانمی کنار خیابون ایستاده بود.یه تاکسی نزدیکش میشه و بوق میزنه و خانم رو سوار میکنه.چند ثانیه گذشت و راننده تاکسی گفت:چقدر رنگ رژتون قشنگه😍 .خانم مسافر جواب داد:ممنون:relieved_face: راننده گفت:لباتون رو برجسته کرده😊 خانم مسافر سایبون جلوی صندلی رو داد پایین و لباشو روبه آینه غنچه کرد😗 ...

۲ ساعت پیش
5K
#پارت92: - بهم بگو ارمیا کجاس؟ داداش من کجاس؟ با مشت های بی جونش به سینم می‌زد. قلبم به درد اومد. نه از مشت‌هاش بلکه از این بی قرارهاش! طاقت دیدن این وضعیتش رو نداشتم. ...

#پارت92: - بهم بگو ارمیا کجاس؟ داداش من کجاس؟ با مشت های بی جونش به سینم می‌زد. قلبم به درد اومد. نه از مشت‌هاش بلکه از این بی قرارهاش! طاقت دیدن این وضعیتش رو نداشتم. نمی‌دونم چم شده بود، ولی مدام به خودم می‌گفتم باید یه کاری کنم آروم بگیره. ...

۲ ساعت پیش
10K
#رمان_گرداب #نویسنده_خاموش #پارت۴۰ (بعدا براتون ادامه مسابقه رو مینویسم الان فاز نمیده ;/) همچی زودگذشت...حتی نبودن های علی و انتظار های هر شب من که با خوندن پیاماش صبح میکردم شبمو .... امتحانا ترم دوم ...

#رمان_گرداب #نویسنده_خاموش #پارت۴۰ (بعدا براتون ادامه مسابقه رو مینویسم الان فاز نمیده ;/) همچی زودگذشت...حتی نبودن های علی و انتظار های هر شب من که با خوندن پیاماش صبح میکردم شبمو .... امتحانا ترم دوم هم شروع شد و یکی یکی ردشون کردم و عمومی ها رو زود تر تموم ...

۲ ساعت پیش
12K
یه مرگی هم هست که دیگه برای ازدواج دوست داشتن ملاکت نیست! دیگه برات مهم نیست اون که باهاش زیر یه سقفی دوستت داره یا نه؛ این یعنی تو تا یه جایی همهِ همهِ همه ...

یه مرگی هم هست که دیگه برای ازدواج دوست داشتن ملاکت نیست! دیگه برات مهم نیست اون که باهاش زیر یه سقفی دوستت داره یا نه؛ این یعنی تو تا یه جایی همهِ همهِ همه ی تلاش رو کردی تا با حداقلِ انتظارت کسی رو دوست داشته باشی اما اتفاق ...

۲ ساعت پیش
6K
#پارت92: - بهم بگو ارمیا کجاس؟ داداش من کجاس؟ با مشت های بی جونش به سینم می‌زد. قلبم به درد اومد. نه از مشت‌هاش بلکه از این بی قرارهاش! طاقت دیدن این وضعیتش رو نداشتم. ...

#پارت92: - بهم بگو ارمیا کجاس؟ داداش من کجاس؟ با مشت های بی جونش به سینم می‌زد. قلبم به درد اومد. نه از مشت‌هاش بلکه از این بی قرارهاش! طاقت دیدن این وضعیتش رو نداشتم. نمی‌دونم چم شده بود، ولی مدام به خودم می‌گفتم باید یه کاری کنم آروم بگیره. ...

۳ ساعت پیش
10K
#رمان_مثلث_برمودا پارت⑫ و خیلی خوابم میومد به جانی گفتم:باید کجا بخوابم هرجا خواتستید فرقی نداره —چند تا اتاق دارید ۱۴ اوههه چقدر زیاد هر کدوم خواستی بده به منو الی —خب چرا جدا نمی خوابید ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت⑫ و خیلی خوابم میومد به جانی گفتم:باید کجا بخوابم هرجا خواتستید فرقی نداره —چند تا اتاق دارید ۱۴ اوههه چقدر زیاد هر کدوم خواستی بده به منو الی —خب چرا جدا نمی خوابید جا که زیاده آخه الی میترسه از اون طرف الی گفت:از خودت مایه بزار اجی ...

۳ ساعت پیش
8K
#پارت اول به نام خدا پارت اول رمان ارباب مغرور خدمتکار شیطون رو شروع میکنیم. ساکم رو تو دستم جا به جا کردم و به خونه که نه ،کاخ رو به روم نگاهی انداختم الان ...

#پارت اول به نام خدا پارت اول رمان ارباب مغرور خدمتکار شیطون رو شروع میکنیم. ساکم رو تو دستم جا به جا کردم و به خونه که نه ،کاخ رو به روم نگاهی انداختم الان یک هفته که از خونمون مثل اشغال پرتم کردن بیرون . چون حاضر به ازدواج ...

۴ ساعت پیش
16K
🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 چند جمله #بدون_تعارف میگن حجاب یعنی «مهربانی» ⁉ اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸 اول از همه به خودمون: امنیت ...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 چند جمله #بدون_تعارف میگن حجاب یعنی «مهربانی» ⁉ اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸 اول از همه به خودمون: امنیت روانی پیدا میکنیم و از شر تیکه‌های شهوتی‌ها که اعصابمونو به هم میریزن خلاص میشیم. ...

۶ ساعت پیش
14K
🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 چند جمله #بدون_تعارف میگن حجاب یعنی «مهربانی» ⁉ اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸 اول از همه به خودمون: امنیت ...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 چند جمله #بدون_تعارف میگن حجاب یعنی «مهربانی» ⁉ اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸 اول از همه به خودمون: امنیت روانی پیدا میکنیم و از شر تیکه‌های شهوتی‌ها که اعصابمونو به هم میریزن خلاص میشیم. ...

۷ ساعت پیش
15K
🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 چند جمله #بدون_تعارف میگن حجاب یعنی «مهربانی» ⁉ اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸 اول از همه به خودمون: امنیت ...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 چند جمله #بدون_تعارف میگن حجاب یعنی «مهربانی» ⁉ اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸 اول از همه به خودمون: امنیت روانی پیدا میکنیم و از شر تیکه‌های شهوتی‌ها که اعصابمونو به هم میریزن خلاص میشیم. ...

۸ ساعت پیش
18K
#پارت۷۱ باد ملایمی که میومد و صدای آبی که از بین تختا رد میشد فضا رو دلنشین تر و دلچسب تر کزده بود. سکوت آزار دهنده‌ای بینمون بود و این سکوت رو بالاخره فراز شکوند. ...

#پارت۷۱ باد ملایمی که میومد و صدای آبی که از بین تختا رد میشد فضا رو دلنشین تر و دلچسب تر کزده بود. سکوت آزار دهنده‌ای بینمون بود و این سکوت رو بالاخره فراز شکوند. فراز: روزه سکوت گرفتید، مُردم بابا! با تموم شدن حرفش با نگاه جدیه اردشیرخان رو ...

۲۳ ساعت پیش
30K
#پارت۷۰ ماهو: باز شروع کرد! بهش چشم غره رفتم، یه دور کمد رو زیر و روی کردم و درآخر یه مانتوی طوسی انتخاب کردم. درحین آماده شدن ماهور گفت: حضورت خیلی تاثیر گذار بوده! با ...

#پارت۷۰ ماهو: باز شروع کرد! بهش چشم غره رفتم، یه دور کمد رو زیر و روی کردم و درآخر یه مانتوی طوسی انتخاب کردم. درحین آماده شدن ماهور گفت: حضورت خیلی تاثیر گذار بوده! با ناراحتی کنار ماهور نشستم و گفتم: ـ از اینکه یه روزی بخوام از این عمارت ...

۲۳ ساعت پیش
43K
عشقیای من کامنت اجباری هستش... در ضمن خواهشمندم دوستانی که میخونن کامنت بزارم... همه میدونن من رو هر چی حساس نباشم رو کامنت دوستان دنبال کننده ها فوق العاده حساسم و با جون و دل ...

عشقیای من کامنت اجباری هستش... در ضمن خواهشمندم دوستانی که میخونن کامنت بزارم... همه میدونن من رو هر چی حساس نباشم رو کامنت دوستان دنبال کننده ها فوق العاده حساسم و با جون و دل گوش میدم نقد یا انتقاد یا پیشنهادی اگه از منو رمانم داشته باشن... اونایی که ...

۲۳ ساعت پیش
37K
همینجوری که نفساش میخورد توی صورتم گفت_میدونی که روت حساسم دست خودم نیست وقتی مردی غیر خودم بهت نگاه میکنه یا کنارته عصبی میشم .همینجوری که داشت حرف میزد کراواتشو کشیدمو و لباشو بوسیدم خواستم ...

همینجوری که نفساش میخورد توی صورتم گفت_میدونی که روت حساسم دست خودم نیست وقتی مردی غیر خودم بهت نگاه میکنه یا کنارته عصبی میشم .همینجوری که داشت حرف میزد کراواتشو کشیدمو و لباشو بوسیدم خواستم ازش جدا بشم ولی دو تا دستاشو گذاشت دو طرفمو و زندانیم کرد چند دقیقه ...

۲۳ ساعت پیش
55K
#پارت۳۵ #رمان_شیطان_زاده بدلیل سخنان باز کلامی مناسب بالای 🔞 کلافه بودم و حوصلهٔ خودم را نداشتم چه برسد به این‌که به صحبت‌های او گوش دهم. بالاخره استاد به کلاس آمد و به محض شروع شدن ...

#پارت۳۵ #رمان_شیطان_زاده بدلیل سخنان باز کلامی مناسب بالای 🔞 کلافه بودم و حوصلهٔ خودم را نداشتم چه برسد به این‌که به صحبت‌های او گوش دهم. بالاخره استاد به کلاس آمد و به محض شروع شدن تدریس، سارا هم رضایت داد سکوت کند. آن روز که چیزی از درسی که استاد ...

۱ روز پیش
57K