ویژه کنید
عکس و تصویر پارت ۸ فیک دختر عجیب و غریب تاهیا و آهیا وارد زیرزمین رنگی رنگی و ...

پارت ۸ فیک دختر عجیب و غریب
تاهیا و آهیا وارد زیرزمین رنگی رنگی و خوشگلشون شدن . به پسرا و یونا که روی صندلی های رنگی رنگیشون نشسته بودن نگاه کردن . حدود دوازده تا صندلی رنگی اونجا بود . بک و چان و کای و یونا دست به سینه و عصبانی از این مسخره بازی ها نشسته بودن . آهیا و رفت و نشست بغل کای . کای سرشو بر گردوند و بهش نگاه کرد و لبخند زد . آهیا خیلی پوکر نگاش کرد . کای سمت آهیا خم شد و آهیا هم به عقب خم شد تا فاصلش با کای حفظ بشه
کای_خوبی؟؟؟
لبخندشو بیشتر کرد طوری که دندوناش معلوم شد . آهیا انگشت اشارشو روی پیشونی کای گذاشت و هولش داد
_یااااا
جوری سرشو به عقب هول داد که کلش محکم خورد به بکهیون که حواسش به تاهیا بود . بکهیون دستشو روی قسمتی از سرش که سر کای بهش خورده بود گذاشت و سمت کای برگشت
_یاااا...چیکار میکنی
آهیا همونطور که به تاهیا که کنار تخته چرخ دار وایستاده بود و یه چوب بلند و نازک دستش بود زل زده بود جواب داد
_کار من بود...از این به بعد همینطوریه...با یه تیر دو نشون میزنم
یونا_آهیایاااا...خفه شو
آهیا با عصبانیت از اینکه جلوی پسرا ضایعش کرده بود برگشت سمت یونا که روی صندلی پشت نشسته بود
_یااااا
چانیول دستشو جلوی دهنش گذاشت و سرشو پایین انداخت و خندید . یونا با شنیدن صدای خنده ی چانیول سرشو به سمت چانیول که کنار بکهیون نشسته بود برگردوند
_چیزی واسه خندیدن نگفتم
چانیول صداشو صاف کرد و دستش رو رو پاهاش گذاشت و به تاهیا نگاه کرد
تاهیا_توجه...باید یه سری قانون میزاشتیم...برای همین گفتم بیاید اینجا
یه ماژیک آبی از روی میز گوشه ی زیرزمین برمیداره و شروع میکنه روی تخته یه چیزایی کشیدن . یه آدمک با موهای کوتاه که نشون دهنده ی پسر بود و یه آدمک با موهای بلند کشید . روش یه ضرب در زد . برگشت سمت بچه ها که خیلی گیج نگاهش میکردن . سر چوب رو روی اون نقاشی گذاشت
_قانون ۱...دختر آوردن تو خونه ممنوع
کای با شیطنت به تاهیا نگاه کرد و پرسید
_یعنی دختر بازی با اعضای خونه هم ممنوعه
آهیا و تاهیا بهش نگاه کردن . آهیا یدونه زد پس کلش و تاهیا هم با چوب خیلی محکم به سرش زد و همزمان باهم گفتن
_یااااا...
بکهیون لبخند زد و به تاهیا نگاه کرد . تاهیا که متوجه نگاه بکهیون شده بود سرشو برگردوند و به بکهیون نگاه کرد . بکهیون دستشو به شکل لایک بالا آورد . تاهیا لبخند مصنوعی زد و با همون لبخند حرف زد
_خوشت اومد؟؟؟...عیبی نداره به تو هم یکی میزنم
و چوبو خیلی محکمتر از کای به سر بکهیون میزنه . بکهیون فقط چشماشو میبنده و هیچی نمیگه . یا صدای تاهیا چشماشو باز میکنه
تاهیا_خوب...قانون ۲...سر و صدا کردن ممنوع
چانیول_چطوره اسم خونرو بزاریم خانه ی ممنوعه
یونا_لازم نکرده
چانیول دستاشو از حرص مشت میکنه . تاهیا به یونا نگاه میکنه و میخنده
_ممنونم...قانون ۳...ساعت بیداری همه باید بیدار باشن...یعنی زمانی که من و آهیا همرو بیدار میکنیم...قانون ۴...برای صبحونه ناهار و شام به هیچ وجه...توجه کنید به هیچ وجه...روی یه میز نمیشینیم...آقایون میتونن رو مبل بخوابن...قانون ۵...اگه یکی از خانوما رو اذیت کنید...مجبورید یا رو کاناپه وَ یا توی پارک بخوابید...همین
دخترا بلند شدن برن که با صدای بکهیون سر جاهاشون وایستادن و بهش نگاه کردن
_اگه شماها...قانون میزارید...ماهم حداقل باید یه قانون داشته باشیم
اینو میگه و بلند میشه میره سمت تخته. ماژیک رو از دست تاهیا میگیره و با لبه ی آستینش نقاشی تاهیا رو پاک میکنه . هیچی به ذهنش نمیرسه اما برای کم کردن روی دخترا خیلی بزرگ مینویسه
۶_عاشق شدن آزاده
این تنها چیزی بود که اون لحظه به ذهنش رسید . اینو مینویسه و میره . یونا خیلی سوالی به نوشته ی بکهیون خیره میشه
_ما که نگفتیم همچین چیزی ممنوعه؟؟؟
....

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...