نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

‍ ♦ ️در هاله روح انسان، لوحی وجود دارد که مربوط به پرونده آکاشیک فرد می باشد که با تمرکز در روی آن می توان از چند و چون اعمال فرد چه در زندگی کنونی ...

‍ ♦ ️در هاله روح انسان، لوحی وجود دارد که مربوط به پرونده آکاشیک فرد می باشد که با تمرکز در روی آن می توان از چند و چون اعمال فرد چه در زندگی کنونی و چه زندگی های قبلی اش مطلع شد.و همه ی اتفاقات این زندگی و زندگی ...

۱۹ ساعت پیش
45K
ببین رفیق اونی که الان ٣٠و خرده ای سالشه و از تو بلندتر و از ته دل تر قهقهه میزنه برای اینه که ازتوهم بیشتر آدم توی زندگیش ازدست داده برای اینه که یادگرفته هروقت ...

ببین رفیق اونی که الان ٣٠و خرده ای سالشه و از تو بلندتر و از ته دل تر قهقهه میزنه برای اینه که ازتوهم بیشتر آدم توی زندگیش ازدست داده برای اینه که یادگرفته هروقت کسی خواست بره خودش درو براش بازکنه و بدرقه اش کنه به این باور رسیده ...

۱ روز پیش
19K
گاهی به شدت حس می کنیم به کسی نیاز داریم که بهش تکیه کنیم؛ . یه قدرت قوی تر از خودمون؛ . کسی شبیه چیزی که ، خودمون نداریم؛ . یه آغوش گرم برای ترس ...

گاهی به شدت حس می کنیم به کسی نیاز داریم که بهش تکیه کنیم؛ . یه قدرت قوی تر از خودمون؛ . کسی شبیه چیزی که ، خودمون نداریم؛ . یه آغوش گرم برای ترس هامون، . یه نگاه آرامش بخش برای دلهره هامون، . یه حرف اطمینان بخش برای ...

۲ روز پیش
48K
بخوووووووووونید سلام یه سلام پر از آه و افسوس جدایی ... یه سلام به همه اونایی که عاشقانه پرکشیدن یه سلام به همه #روشنفکرهای که میگن #سپاه بخور بخوابه!! #سپاه همش خودنماییه!! و... آره #داداشم ...

بخوووووووووونید سلام یه سلام پر از آه و افسوس جدایی ... یه سلام به همه اونایی که عاشقانه پرکشیدن یه سلام به همه #روشنفکرهای که میگن #سپاه بخور بخوابه!! #سپاه همش خودنماییه!! و... آره #داداشم آره #خواهرم سپاه همش اینجوریه " این تصویرو ببین بخور بخوابه، #گلوله می خورن #آروم،آروم ...

۲ روز پیش
80K
#پارت_۱۰۴ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii نیاز: تمام بدنم می لرزید درست مثل روزی که قرار شد از نیما جدا شم! کلاه کاپشنمو گذاشتم سرم اما انگار تمومی نداشت. گلوم می سوخت. با اکراه روی صندلی های ...

#پارت_۱۰۴ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii نیاز: تمام بدنم می لرزید درست مثل روزی که قرار شد از نیما جدا شم! کلاه کاپشنمو گذاشتم سرم اما انگار تمومی نداشت. گلوم می سوخت. با اکراه روی صندلی های ایستگاه اتویوس نشستم. با اومدن اتوبوس سوار شدم. اما مسیر من احتیاجی به اتوبوس نداشت ...

۳ روز پیش
128K
آدم ها،به دو دسته تقسیم میشوند! دسته اول:خوب ها! دسته دوم:بی لیاقت ها! دسته اول که معلوم است تکلیفشان! چیزی جز خوبی و دلبری از انها نمیبینی! اما دسته دوم همان هایی هستند که، هر ...

آدم ها،به دو دسته تقسیم میشوند! دسته اول:خوب ها! دسته دوم:بی لیاقت ها! دسته اول که معلوم است تکلیفشان! چیزی جز خوبی و دلبری از انها نمیبینی! اما دسته دوم همان هایی هستند که، هر چه خوبی درحقشان کنی،انها بیشتر نامهربان تر میشوند! فکر میکنند مهربانی،وظیفه است نه یک خصلت! ...

۴ روز پیش
53K
اماده ی شلیک شدم و در اخرین لحظه رو بهش گفتم :منصوری..درسته؟!.. چشماش از تعجب بازتر شد..پس حدسم درست بود.. تا خواست حرفی بزنه بچه ها رو صدا زدم..اسلحه رو پرت کردم طرف یکیشون که ...

اماده ی شلیک شدم و در اخرین لحظه رو بهش گفتم :منصوری..درسته؟!.. چشماش از تعجب بازتر شد..پس حدسم درست بود.. تا خواست حرفی بزنه بچه ها رو صدا زدم..اسلحه رو پرت کردم طرف یکیشون که رو هوا قاپید.. پوزخند زدم و در حالی که نگام به اون بود گفتم: می ...

۵ روز پیش
85K
شهریار هم که فقط از دست یاشار حرص خورد. اونو گرفته بود به حرف که به من و بهار کار نداشته باشه. میخواستم برم بگم جیران جون هیچ برای این دو تا زرافه وقت نذاشتیا! ...

شهریار هم که فقط از دست یاشار حرص خورد. اونو گرفته بود به حرف که به من و بهار کار نداشته باشه. میخواستم برم بگم جیران جون هیچ برای این دو تا زرافه وقت نذاشتیا! خودشون دراز شدن! آخه آدم انقدر هَوَل!؟ انقدر چشم دریده!؟ اون از دخترت که از ...

۶ روز پیش
124K
خوشحالی تو چشماش نشست و گفت: طرفای غروب می رسن ، استراحت کنیم که سرحال باشیم! شهریار و خانمش هم رفتن بخوابن! ناهار رو تو یکی از رستورانهای سرِ راه خورده بودیم. رفتم داخل حمام ...

خوشحالی تو چشماش نشست و گفت: طرفای غروب می رسن ، استراحت کنیم که سرحال باشیم! شهریار و خانمش هم رفتن بخوابن! ناهار رو تو یکی از رستورانهای سرِ راه خورده بودیم. رفتم داخل حمام و یه دوش حسابی گرفتم. بیرون اومدم و موهامو صاف کردم تا وقتمو نگیره. خوابم ...

۷ روز پیش
70K
. غرورم داشت له میشد. از طرفی حقم بود... منم با غرور اون همین کارو کردم... جلوی اشکام رو گرفتم و گوشی رو برداشتم و شماره بهار رو گرفتم. بعد از ۲ تا بوق جواب ...

. غرورم داشت له میشد. از طرفی حقم بود... منم با غرور اون همین کارو کردم... جلوی اشکام رو گرفتم و گوشی رو برداشتم و شماره بهار رو گرفتم. بعد از ۲ تا بوق جواب داد: + جونم؟ - سلام عزیزم! حواس کیان به من بود اما نگاهش به تلویزیون! ...

۱ هفته پیش
110K
آروم تشکر کردم و پیاده شدم. بهار زودتر از من رسیده بود و داشت کارای ناخنش رو انجام میداد. شیرینی ای که توی راه خریده بودم رو باز کردم و به همه تعارف کردم. بهار ...

آروم تشکر کردم و پیاده شدم. بهار زودتر از من رسیده بود و داشت کارای ناخنش رو انجام میداد. شیرینی ای که توی راه خریده بودم رو باز کردم و به همه تعارف کردم. بهار هم میگفت: ببینید چه خواهر شوهری دارم!! بهار مثل ملکه ها شده بود. زیبا بود، ...

۱ هفته پیش
91K
دلم بد جوری گرفته بود مدت ها بود که دلم لک زده بود برای یک همدلی و درد دل رفیقی ، دوستی که مرا ببیند و بشنود و نصیحت نکند و آمار ندهد کمی رفاقت ...

دلم بد جوری گرفته بود مدت ها بود که دلم لک زده بود برای یک همدلی و درد دل رفیقی ، دوستی که مرا ببیند و بشنود و نصیحت نکند و آمار ندهد کمی رفاقت کند ، همین هیچکس اما نبود ، همه سرگرم خویش بودند امان از مشغله که ...

۱ هفته پیش
45K
#رمان_ماهک #پارت_159 دیگه مثل قبل از نزدیک شدن بهش خجالت نمی کشیدم ضربان قلبم از هیجان بالا می رفت نه از خجالت... حسم به آرش یکم قوی تر شده و فراتر از یه وابستگی یا ...

#رمان_ماهک #پارت_159 دیگه مثل قبل از نزدیک شدن بهش خجالت نمی کشیدم ضربان قلبم از هیجان بالا می رفت نه از خجالت... حسم به آرش یکم قوی تر شده و فراتر از یه وابستگی یا دوست داشتن ساده شده. اون شب هم شام رو با آرامش در کنار هم خوردیم ...

۱ هفته پیش
50K
نکته های این حوادث اخیر قسمت ۱ با ترور حاج قاسم ، غرور ملی مردم جریحه دار شد مردم بسیار سرخورده از اینکه ابرقهرمانشان با فجیعترین حالت ممکن به شهادت رسیده البته در رابطه با ...

نکته های این حوادث اخیر قسمت ۱ با ترور حاج قاسم ، غرور ملی مردم جریحه دار شد مردم بسیار سرخورده از اینکه ابرقهرمانشان با فجیعترین حالت ممکن به شهادت رسیده البته در رابطه با چگونگی رد گیری و ترور حاج قاسم حتما سیستم امنیتی ما تحقیق و در صورت ...

۱ هفته پیش
62K
۲۲/۱۰/۹۸ روز ها در پی هم به سرعت میگذرند انگار یادمان رفته است که باید زندگی کنیم سرمان گرم اتفاقات و دل مشغولی های زندگی است من اما میکوشم یک فرد ماشینی نباشم برای خودم ...

۲۲/۱۰/۹۸ روز ها در پی هم به سرعت میگذرند انگار یادمان رفته است که باید زندگی کنیم سرمان گرم اتفاقات و دل مشغولی های زندگی است من اما میکوشم یک فرد ماشینی نباشم برای خودم لحظات زیبا ثبت کنم قدم بزنم به طبیعت برم و عکاسی کنم با تمام سختی ...

۱ هفته پیش
82K
دستهای یخ کرده و لرزانم را با کرختی در جیب های پالتویم فرو بردم. زیر درختان بلوط به آهستگی قدم میزدم. بوی خوش نان با بوی باران یکی شده بود و مشامم را نوازش میکرد. ...

دستهای یخ کرده و لرزانم را با کرختی در جیب های پالتویم فرو بردم. زیر درختان بلوط به آهستگی قدم میزدم. بوی خوش نان با بوی باران یکی شده بود و مشامم را نوازش میکرد. پیاده رو خیس بود، باران بند آمده بود، مسیرم مشخص نبود. نمیدانم چرا!؛ اما قصد ...

۱ هفته پیش
132K
نه خوب نیستم! هر لحظه دارم سعی میکنم دوباره بسازمت تا دیگه توو این وضعیت و توو این حال نبینمت نبینم ذره ذره آب شدنتو کنجِ این خونه‌ی کوفتی و حس نکنم دردِ قرصا رو ...

نه خوب نیستم! هر لحظه دارم سعی میکنم دوباره بسازمت تا دیگه توو این وضعیت و توو این حال نبینمت نبینم ذره ذره آب شدنتو کنجِ این خونه‌ی کوفتی و حس نکنم دردِ قرصا رو توو مغزت تکونم نده ضربانِ نامنظمِ قلبت منم مثلِ خودت خسته شدم ولی میفهممت میفهمم ...

۲ هفته پیش
92K
قسمت هشتاد و یک خواهرانه سوالی به کیان نگاه کرد:اجازه هس بریزمش بیرون؟ کیان با شوخ طبعی روبه روی ارامیس قرار گرفت:نه!....چمدون یه چیز شخصیه! ارامیس چپ چپ نگاهش کرد و بلافاصله خالی اش کرد ...

قسمت هشتاد و یک خواهرانه سوالی به کیان نگاه کرد:اجازه هس بریزمش بیرون؟ کیان با شوخ طبعی روبه روی ارامیس قرار گرفت:نه!....چمدون یه چیز شخصیه! ارامیس چپ چپ نگاهش کرد و بلافاصله خالی اش کرد کیان با عصبانیت ساختگی شروع به کولی بازی کرد:وای نمیگی شاید من چیز خصوصی تو ...

۲ هفته پیش
104K
-حتی دعا کردم^^💙 -کاش هیچوقت خواب بد نبینی^^∞ http://s6.picofile.com/file/8384267784/Hese_Banafsh.mp3.html -بهآری که زمستان در دوری اش در سرما فرو میرود و تابستانی که گرم است از حس زندگی که بهآر به او داده و پاییزی که ...

-حتی دعا کردم^^💙 -کاش هیچوقت خواب بد نبینی^^∞ http://s6.picofile.com/file... -بهآری که زمستان در دوری اش در سرما فرو میرود و تابستانی که گرم است از حس زندگی که بهآر به او داده و پاییزی که تحمل دوری را با ریختن برگهایش نشان میدهد- (تو بهآر منی^^)♪💙 💜 گآهی تو فکر ...

۲ هفته پیش
75K