نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

دستات میده به من آرامشوQ💋 ❤ 😍

دستات میده به من آرامشوQ💋 ❤ 😍

۲ ساعت پیش
802
اجی ها بخونن👇 گایز اگه من امسال معدلم 20 نشه یا فوقش جزو شاگرد های برتر نشم متاسفانه از ویسگون میرم! هنوز دی ماه نیومده و من دارم خیلی سخت تلاش میکنم تا اجیامو ول ...

اجی ها بخونن👇 گایز اگه من امسال معدلم 20 نشه یا فوقش جزو شاگرد های برتر نشم متاسفانه از ویسگون میرم! هنوز دی ماه نیومده و من دارم خیلی سخت تلاش میکنم تا اجیامو ول نکنم.. اما اگه 20 نشم شاید از مدرسه مون هم برم..نمیدونم همه چی دست خداست ...

۴ ساعت پیش
6K
#پارت۱۱۰ سرم رو به نشونهٔ نه تکون دادم و گفتم: ـ از حرفای شما ناراحت نشدم. مهربان: پس چی؟ ـ ای کاش هیچوقت شهریار رو نمی‌دیدم. مهربان متعجب گفت: منظورت چیه؟! ـ منو شهریار هیچوقت ...

#پارت۱۱۰ سرم رو به نشونهٔ نه تکون دادم و گفتم: ـ از حرفای شما ناراحت نشدم. مهربان: پس چی؟ ـ ای کاش هیچوقت شهریار رو نمی‌دیدم. مهربان متعجب گفت: منظورت چیه؟! ـ منو شهریار هیچوقت نمی‌تونیم به هم برسیم، این علاقهٔ دو طرفه با وجود شاهرخ و پدربزرگ من به ...

۴ ساعت پیش
15K
.-کجا آقا؟ به طرف صاحب صدا برگشتم مرد میانسالی بود دستی به پشت گردنم کشیدم +سلام...با خانمه توی کادر چشمام ظاهر شد خودش بود منتها رنجور و ضعیف و لاغرتر با لباس هایی که توی ...

.-کجا آقا؟ به طرف صاحب صدا برگشتم مرد میانسالی بود دستی به پشت گردنم کشیدم +سلام...با خانمه توی کادر چشمام ظاهر شد خودش بود منتها رنجور و ضعیف و لاغرتر با لباس هایی که توی تنش زار میزد دستی با عنوان برو بابا برای اعتراض های مرد تکون دادم و ...

۴ ساعت پیش
14K

"قلبشونو له کن , این آدما لیاقت نوازش ندارن" خودتون خواستید سنگ بشم اینم نتیجش :)

۴ ساعت پیش
2K
رمان عروس استاد پارت_11 _بابای لاشخورت تو رو به من فروخته فهمیدی؟ من پول ندادم که تو رو نگه دارم.باید یه استفاده ای ازت ببرم یا نه؟ خواست دوباره سرشو پایین بیاره که با گریه ...

رمان عروس استاد پارت_11 _بابای لاشخورت تو رو به من فروخته فهمیدی؟ من پول ندادم که تو رو نگه دارم.باید یه استفاده ای ازت ببرم یا نه؟ خواست دوباره سرشو پایین بیاره که با گریه گفتم _باشه اما خواهش می کنم امشب نه،قول میدم خیلی زود با خودم کنار بیام ...

۴ ساعت پیش
20K
رمان عروس استاد پارت_10 وارد دانشگاه شدم،یک روز طاهر یک روز بابام… خدا فردا رو بخیر می کرد . *** جلوی خونه ی تهرانی ایستادم،بهم کلید داد و گفت خودم برگردم چون کلاساش طول می ...

رمان عروس استاد پارت_10 وارد دانشگاه شدم،یک روز طاهر یک روز بابام… خدا فردا رو بخیر می کرد . *** جلوی خونه ی تهرانی ایستادم،بهم کلید داد و گفت خودم برگردم چون کلاساش طول می کشید . درو باز کردم و وارد شدم،واقعا آدم توی خونه ی به این بزرگی ...

۵ ساعت پیش
17K
رمان عروس استاد پارت_8 _به عبارت دیگه تو رو از بابات خریدم خانم کوچولو دهنم باز موند.با تته پته گفتم _شما چی میگین استاد؟چرا این کارو کردین؟ پوزخندی زد : _توقع داشتی بدمت دست بابات ...

رمان عروس استاد پارت_8 _به عبارت دیگه تو رو از بابات خریدم خانم کوچولو دهنم باز موند.با تته پته گفتم _شما چی میگین استاد؟چرا این کارو کردین؟ پوزخندی زد : _توقع داشتی بدمت دست بابات تا دوباره بشونتت سر سفره ی عقد اون مرد؟ _من یه فکری به حال خودم ...

۵ ساعت پیش
23K
فداش بشم من❤ 😍 😍 😍 😍 😍 😍 #توت_فرنگی_🍓 #کای #اکسو #اکسوال #کیم‌کای #کیم‌جونگین

فداش بشم من❤ 😍 😍 😍 😍 😍 😍 #توت_فرنگی_🍓 #کای #اکسو #اکسوال #کیم‌کای #کیم‌جونگین

۵ ساعت پیش
709
من آرایشم جنس دلتنگیه نمیشه غمو از لباسام شست باید گردگیری شه رویای من چقد تلخه این انتخاب درست باید گم بشم توی لاک خودم تو دنیای بی مرز این خستگی به جایی رسیدم که ...

من آرایشم جنس دلتنگیه نمیشه غمو از لباسام شست باید گردگیری شه رویای من چقد تلخه این انتخاب درست باید گم بشم توی لاک خودم تو دنیای بی مرز این خستگی به جایی رسیدم که بی اختیار به دیوونگی هام میگم زندگی 💔 😔 ....

۷ ساعت پیش
3K
#پارت_بیست_و_یـک ! با یه ضربه زدن روی گیتار شروع کردم شوگا دستشو دور گردنم حلقه کرد و خودشو بهم نزدیک کرد و بعد شروع کردیم ب آهنگ خوندن وسطاش گِریَم گرفت ولی سعی میکردم بخونم:) ...

#پارت_بیست_و_یـک ! با یه ضربه زدن روی گیتار شروع کردم شوگا دستشو دور گردنم حلقه کرد و خودشو بهم نزدیک کرد و بعد شروع کردیم ب آهنگ خوندن وسطاش گِریَم گرفت ولی سعی میکردم بخونم:) شوگا هم همش با دست شونمو لمس میکرد تا آروم باشم بعد از تموم شدن ...

۸ ساعت پیش
15K
میدونی چرا بعد تو هیشکی ب چشم نمیاد ؟؟؟؟؟؟؟ چون هیشکی چشمای تورو نداره ،هیشکی اون آرامشی رو ک توی صدات هست رو نداره ،هیشکی اون لبخند قشنگت رو نداره ،هیشکی اون چشمای عسلیی رو ...

میدونی چرا بعد تو هیشکی ب چشم نمیاد ؟؟؟؟؟؟؟ چون هیشکی چشمای تورو نداره ،هیشکی اون آرامشی رو ک توی صدات هست رو نداره ،هیشکی اون لبخند قشنگت رو نداره ،هیشکی اون چشمای عسلیی رو ک تا ساعت ها میتونم توش غرق بشم رو نداره .........اره اصن هیشکی تو نمیشه.......حاضرم ...

۱۰ ساعت پیش
2K
#وقتی_که_آرزوها_میمیرند پارت ۶ زهور من با بهت داشتم به سیاوش نگاه میکردم این تازه چی گفت سیا- من میدونم که شما دوتا آشپزیتون عالیهههه مخصوصا زهوکنریا- من.....من....می خوای من آشپز بشم 😳 من اصلا نمیدونم ...

#وقتی_که_آرزوها_میمیرند پارت ۶ زهور من با بهت داشتم به سیاوش نگاه میکردم این تازه چی گفت سیا- من میدونم که شما دوتا آشپزیتون عالیهههه مخصوصا زهوکنریا- من.....من....می خوای من آشپز بشم 😳 من اصلا نمیدونم چجوری تخم مرغ درست میکنن اونوفت میگی برم آشپز بشم با حرف دریا به خودم ...

۱۳ ساعت پیش
20K
رمان عروس استاد هانا_ارمین پارت _ 1 دامن لباس عروسمو از زیر پام جمع کردم و شروع کردم به دویدن.عروسیم توی باغ خارج شهر بود و از شانس گندی که داشتم این اطراف هم پرنده ...

رمان عروس استاد هانا_ارمین پارت _ 1 دامن لباس عروسمو از زیر پام جمع کردم و شروع کردم به دویدن.عروسیم توی باغ خارج شهر بود و از شانس گندی که داشتم این اطراف هم پرنده پر نمی زد. توی کوچه های تاریک می دویدم و همش پشت سرمو نگاه می ...

۱۳ ساعت پیش
13K
#وقتی_که_آرزوها_میمیرند پارت ۵ زهور -دریا انشالله لقمه تو گلوت گیر کنه خفه بشی و ازت راحت بشم دریا- خفه خون بگیر....چ درضمن من بهت گفتم خودتو تو بغلش بنداز...هااا -نععع نگفتی ولی بخاطر نقشه مون ...

#وقتی_که_آرزوها_میمیرند پارت ۵ زهور -دریا انشالله لقمه تو گلوت گیر کنه خفه بشی و ازت راحت بشم دریا- خفه خون بگیر....چ درضمن من بهت گفتم خودتو تو بغلش بنداز...هااا -نععع نگفتی ولی بخاطر نقشه مون این کارو کرد و...... خواستم حرفمو کامل کنم که.... سیاوش محکم درو باز کرد و ...

۱۳ ساعت پیش
19K
••|‏کاش ول ‌نکن‌ ترین❣ اتفاق زندگیم دستات باشه ♡|•💫 💑 💍

••|‏کاش ول ‌نکن‌ ترین❣ اتفاق زندگیم دستات باشه ♡|•💫 💑 💍

۱۳ ساعت پیش
1K
کودکی از پدرش پرسید؛ بابا مرد یعنی چه؟ پدر گفت:مرد به کسی میگن که بدون هیچ چشم داشتی خودشو وقف راحتی،آسایش و رفاه خانوادش میکنه کودک گفت:کاش منم میتونستم مثل مادرم یه مرد بشم

کودکی از پدرش پرسید؛ بابا مرد یعنی چه؟ پدر گفت:مرد به کسی میگن که بدون هیچ چشم داشتی خودشو وقف راحتی،آسایش و رفاه خانوادش میکنه کودک گفت:کاش منم میتونستم مثل مادرم یه مرد بشم

۱۴ ساعت پیش
2K
سورپرایز آذری‌جهرمی بعد از چند روز شوآفی پهپاد پست‌چی بود! نمی‌دونم خوشحال بشم یا گریه کنم؟! ولی ملتی که زیر بار بد اقتصادی هستند آنقدر سرگرم مشکلات زندگی خودشان شده‌اند که با این شوآف‌ها سورپرایز ...

سورپرایز آذری‌جهرمی بعد از چند روز شوآفی پهپاد پست‌چی بود! نمی‌دونم خوشحال بشم یا گریه کنم؟! ولی ملتی که زیر بار بد اقتصادی هستند آنقدر سرگرم مشکلات زندگی خودشان شده‌اند که با این شوآف‌ها سورپرایز نمی‌شوند! این دستاورد شما بیشتر به درد مرفهین جامعه می‌خورد چراکه وضعیت کشور را به ...

۱۴ ساعت پیش
4K
کنار برومند روی مبل دو نفره نشستم ! همچنان سرش تو گوشی بود ! هانیه روبروی ما هی جای پاهاشو روی هم عوض میکرد . برومند که اصلا سرشم نیاورد بالا نگاه کنه. منم نیم ...

کنار برومند روی مبل دو نفره نشستم ! همچنان سرش تو گوشی بود ! هانیه روبروی ما هی جای پاهاشو روی هم عوض میکرد . برومند که اصلا سرشم نیاورد بالا نگاه کنه. منم نیم نگاهی انداختم و شروع به صحبت با آقای ساداتی کردم . مرد خوش صحبتیه. خیلی ...

۱۶ ساعت پیش
32K