نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

همین.. وقتی این هدف شد مسیر انتخابیم دیگه یاد خدا درش هیچ معنایی نداره.. انتقام.. فقط انتقام.. با صدای شیدا به خودم اومدم..قهوه م سرد شده بود و با این حال تا ته سر کشیدم.. ...

همین.. وقتی این هدف شد مسیر انتخابیم دیگه یاد خدا درش هیچ معنایی نداره.. انتقام.. فقط انتقام.. با صدای شیدا به خودم اومدم..قهوه م سرد شده بود و با این حال تا ته سر کشیدم.. تلخیش ازارم نداد..دوست داشتم..چون طعم داشت..اگر زندگی من هم یکی از این دو تا رو ...

۳ روز پیش
99K
بی هوا از رو زمین بلندم کرد و دور خودش چرخوند و گفت: فامیلام غلط کردن بخوان در مورد زن من، عروسک باربی من، فکر کنن! میخندیدمو میگفتم: بزارم زمین سرم گیج رفت کیان. چند ...

بی هوا از رو زمین بلندم کرد و دور خودش چرخوند و گفت: فامیلام غلط کردن بخوان در مورد زن من، عروسک باربی من، فکر کنن! میخندیدمو میگفتم: بزارم زمین سرم گیج رفت کیان. چند دور که منو گردوند، نشوندم لب تخت. هر دو نفس نفس می زدیم. پایین پام ...

۳ روز پیش
86K
به محض‌وارد شدن به خونه، راهی طبقه بالا شدم. رفتم تو اتاق و پریدم تو حمام. من که خوابم نمیومد ، برای کیان نقش بازی کردم! سرحال از حمام با حوله در اومدم که دیدم ...

به محض‌وارد شدن به خونه، راهی طبقه بالا شدم. رفتم تو اتاق و پریدم تو حمام. من که خوابم نمیومد ، برای کیان نقش بازی کردم! سرحال از حمام با حوله در اومدم که دیدم کیان رو به پنجره با همون لباس ، ولی بدون کت و کراوات ایستاده و ...

۵ روز پیش
87K
#پارت_۸۶ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii رمان آخرین تکه قلبم به قلم izeinabii عرفان: با تمام قدرتم دوییدم عمو رو دیدم که رفت داخل آسانسور.. دوییدم سمت آسانسور اما دیر شده بود. رفتم سمت پله ها .. ...

#پارت_۸۶ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده izeinabii رمان آخرین تکه قلبم به قلم izeinabii عرفان: با تمام قدرتم دوییدم عمو رو دیدم که رفت داخل آسانسور.. دوییدم سمت آسانسور اما دیر شده بود. رفتم سمت پله ها .. حتی نمیدونستم مقصد عمو کجاست بی اختیار فقط پله ها رو با دو میرفتم بالا ...

۳ هفته پیش
148K
#پارت_هفتاد_و_یک #میچا #جیمین دستشو روی لبش گذاشت و گفت : اصلا من چرا دارم از تو اجازه میگیرم ؟ اینو که گفت سریع منو مثل کیسه برنج زد زیر بغل و بدون توجه به داد ...

#پارت_هفتاد_و_یک #میچا #جیمین دستشو روی لبش گذاشت و گفت : اصلا من چرا دارم از تو اجازه میگیرم ؟ اینو که گفت سریع منو مثل کیسه برنج زد زیر بغل و بدون توجه به داد و بی دادام منو به سمت ماشین سیاه رنگ برد و نشوند. -- +ولم کن. ...

۱۷ آذر 1398
46K
#پارت_هشتم با عصبانیت گفتم:چی میگی علیهان! در حال حاضر بحس سره اتابک هست، چه ربطی به ما داره! لبخند مهربونی زد -خیلی خب گلنار،باشه غلط کردم آروم باش... اشکام رو پس زدم و با چهره ...

#پارت_هشتم با عصبانیت گفتم:چی میگی علیهان! در حال حاضر بحس سره اتابک هست، چه ربطی به ما داره! لبخند مهربونی زد -خیلی خب گلنار،باشه غلط کردم آروم باش... اشکام رو پس زدم و با چهره ای در هم رو به علیهان گفتم: نمیتونم اروم باشم علیهان نمیتونم! اگر اون واسه ...

۸ آذر 1398
15K
پارت ۱۹ فیک عشق بی نهایت سهون خیلی نگران بود . حدود یه ساعتی بود که از این و اون راجب نیارا میپرسید ولی کسی ندیده بودتش . سهون کارش به جایی کشیده بود که ...

پارت ۱۹ فیک عشق بی نهایت سهون خیلی نگران بود . حدود یه ساعتی بود که از این و اون راجب نیارا میپرسید ولی کسی ندیده بودتش . سهون کارش به جایی کشیده بود که اگه نیارا رو پیدا میکرد انقدر میزدش تا بمیره . آخرین امیدش به نیان بود ...

۱۴ آبان 1398
14K
🌙 من خراب نگه نرگس شهلای توام بی خود از بادهٔ جام و می مینای توام . تو به تحریک فلک فتنهٔ دوران منی من به تصدیق نظر محو تماشای توام . می‌توان یافتن از ...

🌙 من خراب نگه نرگس شهلای توام بی خود از بادهٔ جام و می مینای توام . تو به تحریک فلک فتنهٔ دوران منی من به تصدیق نظر محو تماشای توام . می‌توان یافتن از بی سر و سامانی من که سراسیمهٔ گیسوی سمن‌سای توام . اهل معنی همه از ...

۲۶ مهر 1398
310
💫 💫 . به کدام کیش و آیین به کدام مذهب و دین . ببری قرار دل را به سراغ دل نیایی . . #ادیب_نیشابوری . . #ماهی_مائده #مهر #ژست #عکاسی #پاییزی #ست #پاییز #دانشجو ...

💫 💫 . به کدام کیش و آیین به کدام مذهب و دین . ببری قرار دل را به سراغ دل نیایی . . #ادیب_نیشابوری . . #ماهی_مائده #مهر #ژست #عکاسی #پاییزی #ست #پاییز #دانشجو #اسپرت #بلاگر #میکاپ #لنز #پرتره #کودک #لاکچری #دختر #مدلینگ #مائده #استایل #مدل #ایران #تهران #شاملو ...

۲۶ مهر 1398
279
° گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشود مثل یک قهوه که از تلخی آن کم نشود . روز و شب پیش همه روی لبم لبخند است تا حواس احدی جمع به بغضم نشود ...

° گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشود مثل یک قهوه که از تلخی آن کم نشود . روز و شب پیش همه روی لبم لبخند است تا حواس احدی جمع به بغضم نشود . آرزو میکنم ای کاش دلش چون مویش پیش چشم کسی آشفته و درهم نشود ...

۲۶ مهر 1398
318
🍃 عاشق لعل شکربار توام فتنهٔ زلف نگونسار توام . هیچ کارم نیست جز اندوه تو روز و شب پیوسته در کار توام . بر من بی دل جهان مفروش از آنک کز میان جان ...

🍃 عاشق لعل شکربار توام فتنهٔ زلف نگونسار توام . هیچ کارم نیست جز اندوه تو روز و شب پیوسته در کار توام . بر من بی دل جهان مفروش از آنک کز میان جان خریدار توام . تو چو خورشیدی و من چو ذره‌ام کی من مسکین سزاوار توام ...

۲۶ مهر 1398
388
💫 ترکمنچایی که من با چشمهایت بسته ام بین کشورهای عاشق پیشه هم مرسوم نیست . . این درشت افتادن چشمت درون عکسها منکرش باشی ، نباشی مطلقاً از زوم نیست . . #احسان_زعفرانچی . ...

💫 ترکمنچایی که من با چشمهایت بسته ام بین کشورهای عاشق پیشه هم مرسوم نیست . . این درشت افتادن چشمت درون عکسها منکرش باشی ، نباشی مطلقاً از زوم نیست . . #احسان_زعفرانچی . . #کرد #کورد #kurdish #کوردی #سربند #kurd #مهر #ژست #عکاسی #دانشجو #اسپرت #بلاگر #میکاپ #پرتره ...

۲۶ مهر 1398
1K
. من ، خالی از #عاطفه و خشم خالی از خویشی و غربت گیج و مبهوت بین بودن و نبودن #عشق ، آخرین #همسفر من مثل تو منو رها کرد حالا دستام مونده و تنهایی ...

. من ، خالی از #عاطفه و خشم خالی از خویشی و غربت گیج و مبهوت بین بودن و نبودن #عشق ، آخرین #همسفر من مثل تو منو رها کرد حالا دستام مونده و تنهایی من ای دریغ از من ، که بی خود مثل تو گمشدم ، گمشدم تو ...

۲۶ مهر 1398
481
.🍃 دوست داری از میان جمع پیدایت کنم من که می دانم تو می خواهی تماشایت کنم . بی قراری، دائما این سو و آن سو می پری تا مگر من یک نظر بر قد ...

.🍃 دوست داری از میان جمع پیدایت کنم من که می دانم تو می خواهی تماشایت کنم . بی قراری، دائما این سو و آن سو می پری تا مگر من یک نظر بر قد و بالایت کنم . هیچ می دانی که من هم آرزومند توأم؟ دوست دارم با ...

۲۶ مهر 1398
308
💙 رویاهاتو جمع کن باید بریم دریا باید یه چند روزی دور شیم از این دنیا . دوربینتو بردار بی کوله و تقویم چند وقته عکسای دوتایی ننداختیم . تا آخر جاده با رویات هم ...

💙 رویاهاتو جمع کن باید بریم دریا باید یه چند روزی دور شیم از این دنیا . دوربینتو بردار بی کوله و تقویم چند وقته عکسای دوتایی ننداختیم . تا آخر جاده با رویات هم آغوشم این لحظه هارو به دنیا نمیفروشم . دستاتو میگیرم بارون شروع میشه موهاتو میبوسم ...

۲۶ مهر 1398
257
❤ . تو قله ی خیالی و تسخیر تو مُحال بخت منی که خوابی و تعبیر تو محال ! . ای همچو شعر حافظ و تفسیر مثنوی شرح تو غیر ممکن و تفسیر تو محال! ...

❤ . تو قله ی خیالی و تسخیر تو مُحال بخت منی که خوابی و تعبیر تو محال ! . ای همچو شعر حافظ و تفسیر مثنوی شرح تو غیر ممکن و تفسیر تو محال! . عنقای بی نشانی و سیمرغ کوه قاف تفسیر رمز و راز اساطیر تو محال ...

۲۶ مهر 1398
282
. نفسم گرفته امشب ز مرور خاطراتم منم و نگاه حافظ ، من وشاخ بی نباتم قلمم نمی نویسد غزلی اگر بخواهم همه خون شد و سیاهی قلم من و دواتم عطش چشیده هستم چه ...

. نفسم گرفته امشب ز مرور خاطراتم منم و نگاه حافظ ، من وشاخ بی نباتم قلمم نمی نویسد غزلی اگر بخواهم همه خون شد و سیاهی قلم من و دواتم عطش چشیده هستم چه بنوشم آخر امشب که اجل نشسته با من سر چشمۀ حیاتم من و یک جزیره ...

۲۶ مهر 1398
539
💙 . شبیه شادی دیوانگان، غم‌‌انگیزم رها شده‌ای پیش پای پاییزم . . اگرچه عشق مرا دست عقل داده، ولی همیشه با دل دیوانه‌ام گلآویزم . . به میخ مهر و وفا یا به بند ...

💙 . شبیه شادی دیوانگان، غم‌‌انگیزم رها شده‌ای پیش پای پاییزم . . اگرچه عشق مرا دست عقل داده، ولی همیشه با دل دیوانه‌ام گلآویزم . . به میخ مهر و وفا یا به بند دلتنگی لباس دلهره‌ام را کجا بیاویزم؟ . . نه می‌شود که به پای خیال بنشینم ...

۲۴ مهر 1398
392
🌙 من خراب نگه نرگس شهلای توام بی خود از بادهٔ جام و می مینای توام . تو به تحریک فلک فتنهٔ دوران منی من به تصدیق نظر محو تماشای توام . می‌توان یافتن از ...

🌙 من خراب نگه نرگس شهلای توام بی خود از بادهٔ جام و می مینای توام . تو به تحریک فلک فتنهٔ دوران منی من به تصدیق نظر محو تماشای توام . می‌توان یافتن از بی سر و سامانی من که سراسیمهٔ گیسوی سمن‌سای توام . اهل معنی همه از ...

۲۰ مهر 1398
204
🌸 شاد کن جان من، که غمگین است رحم کن بر دلم، که مسکین است . روز اول که دیدمش گفتم: آنکه روزم سیه کند این است . روی بنمای، تا نظاره کنم کارزوی من ...

🌸 شاد کن جان من، که غمگین است رحم کن بر دلم، که مسکین است . روز اول که دیدمش گفتم: آنکه روزم سیه کند این است . روی بنمای، تا نظاره کنم کارزوی من از جهان این است . دل بیچاره را به وصل دمی شادمان کن، که بی‌تو ...

۲۰ مهر 1398
311