نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

متن کامل در کپشن👇 . بچه که بودیم بهتر میدانستیم چطور باید از داشته هایمان مواظبت کنیم و برایشان بجنگیم بهتر بلد بودیم دوست داشتن واقعی را... شاید اندازه ی سن‌مان نبود اما عشق و ...

متن کامل در کپشن👇 . بچه که بودیم بهتر میدانستیم چطور باید از داشته هایمان مواظبت کنیم و برایشان بجنگیم بهتر بلد بودیم دوست داشتن واقعی را... شاید اندازه ی سن‌مان نبود اما عشق و وفاداری را خوب میشناختیم... فرقی نمیکرد آنچه داشتیم پدر و مادر باشد دوست باشد، دوچرخه ...

۳ ساعت پیش
11K
رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار 💜 نمیدونم چرا هر موقع دارم این سرگذشت مینویسم اشکم در میاد خیلی حس غریبی بهم دست میده منتظر کامنتتون هستم (دفتر خاطرات نگار) روزها میگذشت و من ...

رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار 💜 نمیدونم چرا هر موقع دارم این سرگذشت مینویسم اشکم در میاد خیلی حس غریبی بهم دست میده منتظر کامنتتون هستم (دفتر خاطرات نگار) روزها میگذشت و من هر روز محمود میدیدم کافی شاپ رستوران پارک حس میکردم چقدر باهاش خوشبختم و بهترین ...

۱۱ ساعت پیش
39K
شهریار هم که فقط از دست یاشار حرص خورد. اونو گرفته بود به حرف که به من و بهار کار نداشته باشه. میخواستم برم بگم جیران جون هیچ برای این دو تا زرافه وقت نذاشتیا! ...

شهریار هم که فقط از دست یاشار حرص خورد. اونو گرفته بود به حرف که به من و بهار کار نداشته باشه. میخواستم برم بگم جیران جون هیچ برای این دو تا زرافه وقت نذاشتیا! خودشون دراز شدن! آخه آدم انقدر هَوَل!؟ انقدر چشم دریده!؟ اون از دخترت که از ...

۱۶ ساعت پیش
79K
سلام عرض ادب در مورد رفتن با عجله روحانی از نماز جمعه لطفا با عجله قضاوت نکنیم ! اول اینکه چیز عجیبی نبود ! دوم اینکه ممکنه عذر موجهی داشته و ما نمی دونیم چی ...

سلام عرض ادب در مورد رفتن با عجله روحانی از نماز جمعه لطفا با عجله قضاوت نکنیم ! اول اینکه چیز عجیبی نبود ! دوم اینکه ممکنه عذر موجهی داشته و ما نمی دونیم چی بوده ! سوم ممکنه قبل از رفتن با رهبری خدا حافظی کرد و ما ندیدیم ...

۱ روز پیش
78K
#رویای_غیرممکن #پارت28 تموم اون خاطرات داشتن مثل یه فیلم از جلوی چشمام می‌گذشتن. بدنم مثل همون روز شروع کرده بود به لرزیدن و تقریبا نمیتونستم بفهمم داره چه اتفاقی واسم میفته. تنها چیزی که میتونستم ...

#رویای_غیرممکن #پارت28 تموم اون خاطرات داشتن مثل یه فیلم از جلوی چشمام می‌گذشتن. بدنم مثل همون روز شروع کرده بود به لرزیدن و تقریبا نمیتونستم بفهمم داره چه اتفاقی واسم میفته. تنها چیزی که میتونستم بفهمم این بود که اون مرد سعی می‌کرد شلوارمو با زانوش بکشه پایین ولی از ...

۱ روز پیش
99K
رمان شاه قلب..عاشقانه.درام.پلیسی.. رمان درمورد یه دختر شیطونو نترسه ..تودانشگاه بخاطرزبون درازش همه ازش فرارین..باامدن پسرداستانمون اتفاقاتی میفته که... خودتون بخونید.. نظریادتون نره😊 😊 هرگاه تورامیبینم انگارڪسی زمان رابرایم متوقف میکند تا ازتماشایت به نحواحسنت ...

رمان شاه قلب..عاشقانه.درام.پلیسی.. رمان درمورد یه دختر شیطونو نترسه ..تودانشگاه بخاطرزبون درازش همه ازش فرارین..باامدن پسرداستانمون اتفاقاتی میفته که... خودتون بخونید.. نظریادتون نره😊 😊 هرگاه تورامیبینم انگارڪسی زمان رابرایم متوقف میکند تا ازتماشایت به نحواحسنت لذت ببرم ..داشتنت برایم یعنی داشتن همه ای نداشته هایم.. ❤ ❤ ❤ ❤ ای ...

۱ روز پیش
65K
ولی باید تحمل می کردم.. دستش و به سمتم دراز کرد.. –سلام..چه وقت شناس..راس ساعت رسیدی.. دستش و فشردم.. -سلام..من همیشه وقت شناسم و از اینکه کسی معطلم بذاره متنفرم.. لحنم بیش از حد جدی ...

ولی باید تحمل می کردم.. دستش و به سمتم دراز کرد.. –سلام..چه وقت شناس..راس ساعت رسیدی.. دستش و فشردم.. -سلام..من همیشه وقت شناسم و از اینکه کسی معطلم بذاره متنفرم.. لحنم بیش از حد جدی نبود..امشب رو باید تا حدی از جلد واقعیم بیرون می امدم .. –وقتی پیام دادی ...

۱ روز پیش
59K
یه سرمایه ی جزئی دارم که بلااستفاده نگهش داشتم..تا به الان هیچ قصدی روش نداشتم..ولی وقتی تعریف شما رو از پدرم و شرکای ایشون شنیدم و اینکه چقدر توی کارتون مهارت دارید..می خواستم اگه مایل ...

یه سرمایه ی جزئی دارم که بلااستفاده نگهش داشتم..تا به الان هیچ قصدی روش نداشتم..ولی وقتی تعریف شما رو از پدرم و شرکای ایشون شنیدم و اینکه چقدر توی کارتون مهارت دارید..می خواستم اگه مایل باشید این سرمایه رو به شما واگذار کنم و در عوض من و شریک خودتون ...

۱ روز پیش
44K
#warning سویون تو دفتر مدیر نشسته بودیم تا مدیر از جلسه برگرده و تو تمام این مدت سهون هی بهم تیکه مینداخت منم همش جوابشو میدادم تا مدیر اومد و هردومون پاشدیم.مدیر:

#warning سویون تو دفتر مدیر نشسته بودیم تا مدیر از جلسه برگرده و تو تمام این مدت سهون هی بهم تیکه مینداخت منم همش جوابشو میدادم تا مدیر اومد و هردومون پاشدیم.مدیر:"ازتون توقع نداشتم!" "اما اقای مدیر همش تقصیر سویون بود" "ساکت!حرف نزنین" بعد یه مکثی کرد و ادامه داد"به ...

۲ روز پیش
72K
ما هیچوقت بلد نبودیم دلبر باشیم.. بلد نبودیم به موقع ناز کنیم.. بلد نبودیم دوست داشتنمونو قایم کنیم و فریاد نزنیم.. بلد نبودیم وقتی عاشقیم، کم باشیم تا تشنه مون بشین.. بلد نبودیم وقتی بغلمون ...

ما هیچوقت بلد نبودیم دلبر باشیم.. بلد نبودیم به موقع ناز کنیم.. بلد نبودیم دوست داشتنمونو قایم کنیم و فریاد نزنیم.. بلد نبودیم وقتی عاشقیم، کم باشیم تا تشنه مون بشین.. بلد نبودیم وقتی بغلمون کردین، از ذوق جیغ نکشیم و وانمود کنیم حسی نداریم.. بلد نبودیم پیاماتونو دیر جواب ...

۲ روز پیش
19K
ما هیچوقت بلد نبودیم دلبر باشیم.. بلد نبودیم به موقع ناز کنیم.. بلد نبودیم دوست داشتنمونو قایم کنیم و فریاد نزنیم.. بلد نبودیم وقتی عاشقیم، کم باشیم تا تشنه مون بشین.. بلد نبودیم وقتی بغلمون ...

ما هیچوقت بلد نبودیم دلبر باشیم.. بلد نبودیم به موقع ناز کنیم.. بلد نبودیم دوست داشتنمونو قایم کنیم و فریاد نزنیم.. بلد نبودیم وقتی عاشقیم، کم باشیم تا تشنه مون بشین.. بلد نبودیم وقتی بغلمون کردین، از ذوق جیغ نکشیم و وانمود کنیم حسی نداریم.. بلد نبودیم پیاماتونو دیر جواب ...

۲ روز پیش
16K
شام رو بیرون خوردیم و برگشتیم ویلا. می خواستیم بریم لب آب اما خیلی سرد بود. نسبت به اول و دوم آبان هوا زیادی سرد شده بود اینجا. با بهار رفتم تو اتاقشون و لباس ...

شام رو بیرون خوردیم و برگشتیم ویلا. می خواستیم بریم لب آب اما خیلی سرد بود. نسبت به اول و دوم آبان هوا زیادی سرد شده بود اینجا. با بهار رفتم تو اتاقشون و لباس هایی که برای کیان خریده بودم با کمک بهار توی باکسی که گرفته بودیم و ...

۲ روز پیش
79K
ما هردم از این باغ گل میکشیم گلی میکشیم یه اتاق غم آلود یه صورت نخندیده دلم دریاعه خب اما پر از ماهی گندیده یه اتمسفر آلوده یه دفتر پره نقاشی ولی طرحاش همه غمگینه ...

ما هردم از این باغ گل میکشیم گلی میکشیم یه اتاق غم آلود یه صورت نخندیده دلم دریاعه خب اما پر از ماهی گندیده یه اتمسفر آلوده یه دفتر پره نقاشی ولی طرحاش همه غمگینه وقتی دور ازم باشی و دوریت کرده این قلبمو سم پاشی یه حوله بنفشه دور ...

۲ روز پیش
71K
ما هیچوقت بلد نبودیم دلبر باشیم.. بلد نبودیم به موقع ناز کنیم.. بلد نبودیم دوست داشتنمونو قایم کنیم و فریاد نزنیم.. بلد نبودیم وقتی عاشقیم، کم باشیم تا تشنه مون بشین.. بلد نبودیم وقتی بغلمون ...

ما هیچوقت بلد نبودیم دلبر باشیم.. بلد نبودیم به موقع ناز کنیم.. بلد نبودیم دوست داشتنمونو قایم کنیم و فریاد نزنیم.. بلد نبودیم وقتی عاشقیم، کم باشیم تا تشنه مون بشین.. بلد نبودیم وقتی بغلمون کردین، از ذوق جیغ نکشیم و وانمود کنیم حسی نداریم.. بلد نبودیم پیاماتونو دیر جواب ...

۲ روز پیش
37K
پارت هفتاد و شش رمان دیدن دوباره ی تو یه بطری کوچیک آب با چهار تا آب میوه و شیش تا کیک و سه تا چیپس و دوتا پفک و هفت تا لواشک و سه ...

پارت هفتاد و شش رمان دیدن دوباره ی تو یه بطری کوچیک آب با چهار تا آب میوه و شیش تا کیک و سه تا چیپس و دوتا پفک و هفت تا لواشک و سه تا آلوچه با پنج تا شکلات خرید... شروین _ من خودم هر وقت از چیزی ...

۳ روز پیش
120K
آروم زمزمه کردم: آدم تو زندگی مجبوره کارایی بکنه که خودش اصلا دوست نداشته. -- پوشه رو نگاه کردم و گفتم: فقط حواست به افراد پیر باشه. فقط افراد پیر. و با انگشت اروم داشتم ...

آروم زمزمه کردم: آدم تو زندگی مجبوره کارایی بکنه که خودش اصلا دوست نداشته. -- پوشه رو نگاه کردم و گفتم: فقط حواست به افراد پیر باشه. فقط افراد پیر. و با انگشت اروم داشتم دنبال پیر ترین افراد این اداره میگشتم. روی برگه با خودکار قرمز نوشتم: هشت زن ...

۳ روز پیش
45K
#رویای_غیرممکن #پارت26 جنی آخرین قسمت آهنگو خوند و اجرای ما تموم شد. همه تماشاگران اونجا برای تشویقمون بلند شدن. دنبال گروه بی تی اس‌ گشتم و با دیدن اینکه همشون بلند شده بودن و داشتن ...

#رویای_غیرممکن #پارت26 جنی آخرین قسمت آهنگو خوند و اجرای ما تموم شد. همه تماشاگران اونجا برای تشویقمون بلند شدن. دنبال گروه بی تی اس‌ گشتم و با دیدن اینکه همشون بلند شده بودن و داشتن تشویقمون میکردن لبخند زدم. چشمم به تهیونگ افتاد که با لبخند مستطیلیش داشت تشویقمون می‌کرد. ...

۳ روز پیش
61K
و با لبخند گفت : دیگه از زندگی توی اروپا خسته شده بودم..هیچ جذابیتی برام نداشت..بعد از فارغ التحصیلیم همونجا مشغول به کار شدم..ولی خب اینجا هم برای من کار هست..در حال حاضر تو شرکت ...

و با لبخند گفت : دیگه از زندگی توی اروپا خسته شده بودم..هیچ جذابیتی برام نداشت..بعد از فارغ التحصیلیم همونجا مشغول به کار شدم..ولی خب اینجا هم برای من کار هست..در حال حاضر تو شرکت پدرم هستم.. نگاهم و از روش برداشتم و.. ترجیح دادم سکوت کنم.. –شما خیلی کم ...

۳ روز پیش
82K