ویژه کنید
عکس و تصویر تنها در ماشین نشسته بودم و ناخن ام را می جویدم . سرم معلق روی ...

تنها در ماشین نشسته بودم و ناخن ام را می جویدم .
سرم معلق روی صندلی بود و به اپرای Lacrimosa گوش می دادم ؛ اصلا تا به حال به آن گوش داده اید؟
همان قطعه ای که معلوم نیست وقتی زبیگنیف پرایزنر آن را می نوشته چقدر احوال مرموزی داشته است چون آن را برای سوگ کشیلوفسکی کسی که همه ی آهنگ های فیلم هایش را می نوشته ، نوشته است ولی احتمالا از احوال متشنج من چیزی کم نداشته ، سرم درد می کرد و خالی کرده بودم ، باد از لای پنجره نیمه باز پیشانی ام را میسوزاند و بغض داشتم ، در آن لحظه هیچ چیز نمی توانست خوشحالم کند . صدای بوق ماشین ها و بوی اگزوزشان و ازدحام مردم آن ور خیابان که از سیل عظیم دست فروشان خرید می کردند ، همه اعصابم را متشنج کرده بود ، دلم خانه را می طلبید ، بالش و پتو و ادامه کتابِ و سپس هیچکس نبودِ آگاتاکریستی را میخواست ، چرا نمی آمدند پس ؟ نه اینطوری نمی شود موسیقی ، موسیقی را بلند تر کن ! بلند تر ! دکمه اش را بی وقفه فشار دادم و صدا تا انتها بلند شد و فریاد زد "لاکریموساااا" گوش هایم تا مرز نشنیدن پیش رفتند سریعا هندزفری را از گوشم بیرون کشیدم و چشمانم با یک عدد غریبه تلاقی کرد که کنار خیابان ایستاده و منتظر ماشین بود و از همان فاصله صاف داخل ماشین را دید می زد برای چند ثانیه نگاهش کردم و بعد سرم را میان دستانم گرفتم ،شرمگین شدم، آدم ها همه جا هستند ، نمی شود از دست شان خلاص شد ، همیشه یک جایی پیدایشان میشود و زل می زنند به وضع داغانت تا از همه چیز سر در بیاورند . دیگر سرم را بالا نیاوردم . چرا من خوب نمی شوم؟

Anne #سالنامه
۲۲مهر

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...