نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

صبح جمعه که میشه،دلم خیلی هواشو میکنه دلتنگش میشم، برای شیطنت های سر صبحش، برای غلت خوردنای گاه و بیگاهش روی تختخواب که خودشو به خواب میزد و اونقدر چپ و راست غلت میخورد که ...

صبح جمعه که میشه،دلم خیلی هواشو میکنه دلتنگش میشم، برای شیطنت های سر صبحش، برای غلت خوردنای گاه و بیگاهش روی تختخواب که خودشو به خواب میزد و اونقدر چپ و راست غلت میخورد که گاها می افتاد روم و جیغ منو درمیورد...بعد میگفت اِه خوشگلم تو اینجا بودی..؟! موهامو ...

۲۸ دقیقه پیش
3K
#پارت_۸۱ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده #izeinabii رمان آخرین تکه قلبم نوشته ی izeinabii نیاز: صلیب سردو توی دستام گرفتم ..ستشم تو ی گردنم بود.. درش اوردم.. خودش انداختش گردنم.. باورم نمیشد .. اگه میدونستم بخاطر تو همچین ...

#پارت_۸۱ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده #izeinabii رمان آخرین تکه قلبم نوشته ی izeinabii نیاز: صلیب سردو توی دستام گرفتم ..ستشم تو ی گردنم بود.. درش اوردم.. خودش انداختش گردنم.. باورم نمیشد .. اگه میدونستم بخاطر تو همچین اتفاقی براش میوفته هیچ نمیگرفتمش برات.. با دیدن دکتر دوییدم سمتش. _آقای دکتر حالش چطوره؟ ...

۲۹ دقیقه پیش
3K
#me سنگدل نباشید اما به راحتی هم عاشق نشوید مراقب باشید که چه کسی را وارد زندگیتان میکنید احساس شوخی بردار نیست دل فراموشکار نیست از یه جایی به بعد دیگر قابل فراموش کردن نیستند ...

#me سنگدل نباشید اما به راحتی هم عاشق نشوید مراقب باشید که چه کسی را وارد زندگیتان میکنید احساس شوخی بردار نیست دل فراموشکار نیست از یه جایی به بعد دیگر قابل فراموش کردن نیستند میمانند میسوزانند بغض مینشانند برای یک عمر در میان قهقه هایت تلخت میکنند... انکه ما ...

۴۳ دقیقه پیش
3K
#خان_زاده #پارت_224 * * * * * یه عالمه لباس دیگه رو انداخت جلوم و گفت _اینا رو هم آب بکش! نفس عمیقی کشیدم تا خونسرد باشم. بی حرف به کارم ادامه دادم. از زیر ...

#خان_زاده #پارت_224 * * * * * یه عالمه لباس دیگه رو انداخت جلوم و گفت _اینا رو هم آب بکش! نفس عمیقی کشیدم تا خونسرد باشم. بی حرف به کارم ادامه دادم. از زیر چشم حواسم به مهتاب بود که داشت با پسرش راه می رفت. از لج من ...

۱ ساعت پیش
5K
#پارت_۸۰ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده #izeinabii نیما: _تو که همیشه از کوه متنفر بودی.. زل زد تو چشمامو گفت: _تنها حس خوبم به کوه ، کوهنوردی های هر جمعه صبح دانیار بود.. اخمام رفت تو هم..با خنده ...

#پارت_۸۰ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده #izeinabii نیما: _تو که همیشه از کوه متنفر بودی.. زل زد تو چشمامو گفت: _تنها حس خوبم به کوه ، کوهنوردی های هر جمعه صبح دانیار بود.. اخمام رفت تو هم..با خنده ی کجی نیگام کردم و گفت: _شخصیت اصلی رمان اسطوره..بهترین رمانی که خوندم! _آها __میدونی ...

۱ ساعت پیش
10K
امشب که شب تولدته بهترین ها رو آرزو کن من هم از خدا همون بهترین ها رو برات آرزو مندم تبریک دست خالی مرا باسخاوت بی حدت بپذیر دوست خوبم الناز خانوم عزیز تولدت مبارک ...

امشب که شب تولدته بهترین ها رو آرزو کن من هم از خدا همون بهترین ها رو برات آرزو مندم تبریک دست خالی مرا باسخاوت بی حدت بپذیر دوست خوبم الناز خانوم عزیز تولدت مبارک 🌷 🎂 🎂 @Eli.gol

۱ ساعت پیش
3K
‌ 👌 👌 👌 محشرررر ‌ ‌ ‌ اگه با اینکه میدونی، میتونی با یکی باشی که از تنهایی دربیای، دستاش رو بگیری و باهاش قدم بزنی اما تنهایی رو انتخاب کردی اگه با اینکه ...

‌ 👌 👌 👌 محشرررر ‌ ‌ ‌ اگه با اینکه میدونی، میتونی با یکی باشی که از تنهایی دربیای، دستاش رو بگیری و باهاش قدم بزنی اما تنهایی رو انتخاب کردی اگه با اینکه میدونی دیگه هیچ وقت به این سن و سال و به این شور و شوق ...

۱ ساعت پیش
5K
مرد من بیا باهم پیمانی ببندیم تو قول بده خستگی هایت غصه هایت درد هایت را مثل بقیه مرد ها پشت غرور مردانه ات پنهان نکنی من هم قول میدهم هر شب دامن بلند گلدارم ...

مرد من بیا باهم پیمانی ببندیم تو قول بده خستگی هایت غصه هایت درد هایت را مثل بقیه مرد ها پشت غرور مردانه ات پنهان نکنی من هم قول میدهم هر شب دامن بلند گلدارم را بپوشم کنج خانه بنشینم تا دامنم پهن زمین شود و تو سرت را روی ...

۱ ساعت پیش
6K
{}تمآم راهی که با قلب رفته بودم رو بآ عقل برگشتم{}

{}تمآم راهی که با قلب رفته بودم رو بآ عقل برگشتم{}

۲ ساعت پیش
1K
🍀 🌷

🍀 🌷 "به روز رسانی " را که فقط برای انواع بازی ها، نرم افزارها و برنامه های کامپیوتری نگذاشته اند … گاهی هم آدم ، باید افکارش را به روز کند! طرز فکرش را ارتقا بدهد… حال و هوایش را تازه کند … مثلا دور بریزد تمام خاطراتی را ...

۲ ساعت پیش
7K
#حرفـ_دلـ #‌کپیحـ🚫 #دسنویسـ #بخونـ_بعد_لایڪ بعد از مدت ها دیدمشـ ، دیگه اون ادم سابق نبود... نمی تونستم زول بزنمـ تو چشماش اما همون نگاه گذراهمـ کافی بود تا سرخی چشاشو گودی و سیاهی زیر چشماشو ...

#حرفـ_دلـ #‌کپیحـ🚫 #دسنویسـ #بخونـ_بعد_لایڪ بعد از مدت ها دیدمشـ ، دیگه اون ادم سابق نبود... نمی تونستم زول بزنمـ تو چشماش اما همون نگاه گذراهمـ کافی بود تا سرخی چشاشو گودی و سیاهی زیر چشماشو تشخیص بدمـ... موهاشـ ..!¡ موهاشـ پخش و پلا بود ... یع لباس استین بلند تنش ...

۲ ساعت پیش
13K
همع ی ما آدمیم و داریم رو یع کره زندگی میکنیم،اخلاقامون با هم فرق میکنه،بعضیامون خیلی مهربونیم و بعضیامون خیلی ظالمیم ولی هممون یع‌کم وجدانو داریم و بعضی وقتا نمیخوایم ازش استفادع کنیم.. بعضیامون داریم ...

همع ی ما آدمیم و داریم رو یع کره زندگی میکنیم،اخلاقامون با هم فرق میکنه،بعضیامون خیلی مهربونیم و بعضیامون خیلی ظالمیم ولی هممون یع‌کم وجدانو داریم و بعضی وقتا نمیخوایم ازش استفادع کنیم.. بعضیامون داریم از زندگی لذت میبریم و بعضیامون از این سرنوشتمون راضی نیستیم..ماها خیلی متفاوتیم ولی هممون ...

۲ ساعت پیش
7K
تو اخرین و بی تکرارترین لحظات 24سالگیم ک باتموم وجود سختیای الانم ب استقبال تموم سختی های اینده میرم با چشم باز و عقل هوشیار تک تک سختیای گذشته رو تو ذهنم ثبت میکنم... °°° ...

تو اخرین و بی تکرارترین لحظات 24سالگیم ک باتموم وجود سختیای الانم ب استقبال تموم سختی های اینده میرم با چشم باز و عقل هوشیار تک تک سختیای گذشته رو تو ذهنم ثبت میکنم... °°° از پاییز97تا98بیشتر بخودم سختی گرفتم و ب ادما زمان بیشتری واسه اثبات خودشون دادم. سفیدو ...

۲ ساعت پیش
5K
#موقت من از میان واژه‌های زلال « دوستی » را برگزیده‌ام، آن‌ جا که برف‌ های تنهایی آب می‌ شوند در صدای تابستانی یک دوست...💗 سال ۹۲ خیلی اتفاقی با آلاله ویس رو نصب کردیم، ...

#موقت من از میان واژه‌های زلال « دوستی » را برگزیده‌ام، آن‌ جا که برف‌ های تنهایی آب می‌ شوند در صدای تابستانی یک دوست...💗 سال ۹۲ خیلی اتفاقی با آلاله ویس رو نصب کردیم، اولین چیزی که حداقل توجه منو جذب کرد تصاویر پس زمینه ی باغبان بود، لطیفه ...

۲ ساعت پیش
11K
دو سه بار امدم پیام بدم نتونستم گفتم شاید نخواد سرم رو رو بالش گذاشتم آهنگی که فرستاده بود رو گوش دادم دوباره برگشتم ،گفتم نه من با اون چیکار دارم من دلتنگش شدم باید ...

دو سه بار امدم پیام بدم نتونستم گفتم شاید نخواد سرم رو رو بالش گذاشتم آهنگی که فرستاده بود رو گوش دادم دوباره برگشتم ،گفتم نه من با اون چیکار دارم من دلتنگش شدم باید بهش پیام بدم اما باز وقتی آخرین پیامش یادم امدآروم گوشی رو کنار گذاشتم سرم ...

۲ ساعت پیش
4K
👌 من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود! کوزه ای بودم که سنگی بی خبر حقم نبود! باغبان ، هیزم شکن را محرم خود کرده است سبز بودم، سردی دست تبر حقم نبود! چوب دیوار ...

👌 من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود! کوزه ای بودم که سنگی بی خبر حقم نبود! باغبان ، هیزم شکن را محرم خود کرده است سبز بودم، سردی دست تبر حقم نبود! چوب دیوار خودم را میخورم، تکلیف چیست؟ غرق در محدوده ای بودم که در حقم نبود! مثل ...

۲ ساعت پیش
4K
رمان عروس استاد پارت_18 از خدا خواسته برگه رو جلوی روم گذاشتم و آهسته جوابا رو نوشتم .. همزمان با تموم شدن آخرین سوال وقت امتحان هم تموم شد . از قیافه ی در هم ...

رمان عروس استاد پارت_18 از خدا خواسته برگه رو جلوی روم گذاشتم و آهسته جوابا رو نوشتم .. همزمان با تموم شدن آخرین سوال وقت امتحان هم تموم شد . از قیافه ی در هم بچه ها می فهمیدم که اصلا راضی نبودن این وسط فقط من بودم که شنگول ...

۲ ساعت پیش
22K
یک نکته ای که به آن دقت نشد و نکته ای مهم و شاید اصلی ترین مورد درگیری مربی استقلال با باشگاه نوع پرداخت پول به این مربی بوده این مشکل اصلا ورزشی نیست و ...

یک نکته ای که به آن دقت نشد و نکته ای مهم و شاید اصلی ترین مورد درگیری مربی استقلال با باشگاه نوع پرداخت پول به این مربی بوده این مشکل اصلا ورزشی نیست و به سیاست های عجیب و غریب ایران برمیگردد متاسفانه آنقدر سیاه نمایی در جامعه زیاد ...

۲ ساعت پیش
7K
به وقت #مستر (رمان ناتمام )👆 #بخونید :) + وقتی داشت میرفت بهم گفت چتامونو پاک کن عکسامونو و هرچی ازم داری بنداز دور اینجوری راحت کنار میای... گفتم خاطراتمونو چی؟سکوت کردو گفت خداحافظ _خب ...

به وقت #مستر (رمان ناتمام )👆 #بخونید :) + وقتی داشت میرفت بهم گفت چتامونو پاک کن عکسامونو و هرچی ازم داری بنداز دور اینجوری راحت کنار میای... گفتم خاطراتمونو چی؟سکوت کردو گفت خداحافظ _خب چی شد پاک کردی؟ + نه _ چرا؟! + اخه توو چتامون دارمش... _ عکساشو ...

۲ ساعت پیش
10K
رمان عروس استاد پارت_17 آفرین حالا کارتو بگو . _تو تاحالا عاشق شدی؟ قیافش در هم رفت،بدون اینکه نگاهم کنه سرد و خشک جواب داد: _نه طوری اخماش در هم رفته بود که جرئت نکردم ...

رمان عروس استاد پارت_17 آفرین حالا کارتو بگو . _تو تاحالا عاشق شدی؟ قیافش در هم رفت،بدون اینکه نگاهم کنه سرد و خشک جواب داد: _نه طوری اخماش در هم رفته بود که جرئت نکردم چیزی بگم . شام رو که خوردیم میز رو جمع کردم،تهرانی دوباره رفت سراغ برگه ...

۲ ساعت پیش
16K