ویژه کنید
عکس و تصویر #آی_لاو_یو_تا_ابدیت💜 پارت_۲۳ با خستگی دره عمارتو باز کردم داخل شدم و تمام وسایلارو هم سپردم ...

#آی_لاو_یو_تا_ابدیت💜 پارت_۲۳

با خستگی دره عمارتو باز کردم داخل شدم و تمام وسایلارو هم سپردم به دستای پرقدرت جانی.


رفتم سمت حال که با یه مشت خدمتکار روبه روشدم همه درحال جنب و جوش از اینور به اونور بودن البته دیگه همچین عمارتی بایدم تمیزکاریش سخت باشه.


دورتادور پر بود از انواع شیرینی جات و غذا و خوراکی و نوشیدنی .


و البته رو زمین نبودنا رو میز بودن.


لوستر به طور زیبایی تزئین شده بود و همه جا از وسایل ها قیمتی پر شده بود .

با برخورد محکم ضربه کسی به پشتم پریدم هوا .


کلمو برگردوندم به پشت که بله خوده خودش بود یاشار ^_^کفتر بی محل.

فکرمو بلند گفتم :

_کفتر بی محل .

و یه چش غره توپ واسش رفتم.

یاشی:چش غرت دیه چی بود این وسط ابجی خانوم.

_نمیدونم دلی بود.

یاشی:آی من به قربان ان دل گشادت.

و دستاشو انداخت دور گردنم و منو نزدیک خودش کرد .

منم که کم نمیارم و یه نیشگون با دست ازادم ازش گرفتم که اخش در اومد .

یاشی:دستت قطع شه ببین چیکار کردی اخخ .خخخخخ

_چرا میخندی؟

یاشی:اخ خواهر نابغه من با این هیکلم با نیشگدن تو دردم میاد.

و باز شروع کرد به خندیدن.

_غلط نکن هیکلتم به رخم نکشا میزنم بشی سوکس.

یاشی با ته خنده:جک نگو خواهر من بدو اماده شو که کم مونده با مهمونی.


با یه جیغ بلند رفتم مثله جت از پله ها بالا و پریدم داخل اتاقم .


حلمو ورداشتم و یه دوش ده دقیقه ای گرفتم و لباسای مربوطرو پوشیدم .

چون قرار بود ارایشگر بیاد راحت بودم از اون بابت .


بعد از خشک کردم موهام صدای در اتاقم اومد .بعد از گفتم داخل شو .

جانی و یه خانوم وارد شدن .

خانومه:سلام نواز جون هستی دیگه؟


نه باوا بنده خر شرکم که اومدم واس چند روز نواز باشم شیطون میگفت یه همچین چیزیو بگم بهش که با چش ابرو اومدن جانی سکوت کردم.

بعد از اینوه دید چیزی نمیگم ارایشگر کار خودشو شروع کردو جانی رفت پایین مثلا اسفند بدوده چشم نخوریم منو داداشام.


بگذریم انقدر زیر دست این عجوزه زنده بگور شدم که نگو نشنو حالم خراب بود بدتر شد.


بعد از یه ساعت و نیم دست از کار کشید عجوزه .

و بعد اینرو روشو باز کرد .


باز شدن همانا دیدن خودمم همانا باورم نمیشد این نواز من باشم .


لولو بودم شدم هلووو ژوونز چه جیگری شدم من این عجوزه هم کارش بدکی نبودا.


عجوزه:صورتت زیاد کار داشت با اون جوشات و موهای صورتت ولی ارزید چه هلوییت کردم من.


دیگه زدم کوچه فردینی :

_هوی ضعیفه تو منو کردی هلوو من هلو بودم خودشم هیچ مویی نداشم که مومو میکنی صورتم مثل قرص ماه بعد میگی جوش داشت خودت چی هسی که به ما باس همچین چیزی بگی .


با دهن باز داشت نگام میکرد و منم از عصبانیت کارد میزدی خونم فوران نمیکرد.......

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...